رفتن یا نرفتن (۳)

تو این مدت اتفاق های جدیدی افتاده، از وضعیت پایان نامه و رفتار استاد راهنما و … تا انتخابات و … ، تا پروژه ipe و سر و کله زدن با پلیس فتا و … و تو همه اینا فشار به این سمت بوده که فکر کنم خیلی راحت می تونم برم، میتونم از شرایطی محیطی که ازشون راضی نیستم فاصله بگیرم، اما این یک خودخواهی محض هست، اگه من برم، دیگری هم بره و دیگری هم، فضا برای اونایی که جایی که نباید باشن، بازتر و بازتر میشه و تاوان این رفتن خودخواهانه من رو همواره آیندگانی باید بدند و من باید در آینده جواب گوی اون ها باشم، چطور بعضی ها میتونن فکر کنن که در برابر نگهداری محیط زیست و … برای نسل های بعد مسئولیت دارن و بعد وطن رو بزارن کنار و فکر کنند در برابر نسل های بعدی وطن به واسطه تلاشی که برای اصلاح شرایط نکردن، هیچ مسئولیتی ندارن و … . هر چی بیشتر میگذره مصمم تر میشم که رفتن، فقط برای رفاه طلبی و خودخواهی هست و نه برای هر دلیل منطقی و عقلانی دیگه ای …