خانه > نوشته‌های شبانه! > از جایی زیر صفر!

از جایی زیر صفر!

خیلی سخته که بعد از حدود سه سال کار کردن، اونم به صورت تقریبا دو برابر تمام وقت، حالا از لحاظ مالی تو یه وضعیت زیر صفر هستم! انگار که این سه سال رو که خیلی شب هاش رو هم به خاطر کار نصفه نیمه خوابیدم یا نخوابیدم، هیچ کاری نکرده باشم! انگار که اونی که تخت خوابیده توی خونه الان کمتر از من متضرر شده! ولی خوب تجربه ای که کسب کردم، چیزایی که دیدم و کارایی که تونستم به سر انجام برسونم یا نتونستم، لابد یه جایی تو یه نقاشی دیگه مفید واقع میشن.
به هر حال، تا خرداد که ۲۶ ساله بشم و تکلیف سربازی رو هم بتونم تا حدی مشخص کنم، به نظر میرسه که یکی از مسائل اصلی این هست که به این سه سال کاری که انجام دادم نگاه کنم و به نحوه کار کردن و هزنیه کردن و …، طوری که تو سی سالگی دوباره تو نقطه زیر صفر نباشم! البته این نقطه هم خیلی بد نیست، یه جورایی احساس سبکی میکنم! اما خوب مشکل اصلی تو این هست که من فقط مسئولیت زندگی خودم رو ندارم و باید به فکر تشکیل خانواده و … هم باشم…
فکر میکنم تو این سه-چهار ماه، خدا هم یه نقش هایی سر راهم قرار بده که مثل قبل باز متعجب و متعجب تر بشم و انگشت به دهن بمونم که این قضایا چطوری اتفاق افتادن و چطوری شد که این طوری شد …. !