بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘انتخابات’

واسه پرچم سه رنگ، زیر پرچم سفید، من هنوز معتقدم، باز باید جنگید!

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۸ دیدگاه

سال‌های جنگ نمونه‌ی خوبی هست از عظمت ایمان و همگرایی مردم ایران و سال‌های اخیر نمونه‌ی خوبی هست از اینکه مردم فراموش کردن هم ایمان و امید داشتن به خدا رو و هم همگرایی و تلاش در راستای اعتلای میهن رو و در عوض همه تلاش می‌کنند در جهت «فقط رفاه خودشون به هر قیمتی!» . چقدر این آهنگ رو این روزها دوست دارم! «حالمون اون روزا، اگه رو به راه نبود/ عوضش امیدمون، کسی جز خدا نبود»
انتخابات پیش رو و سال هم سال حماسه سیاسی و اوضاع هم کمی تا قسمتی خوب و کمی تا قسمتی هم بد و باید حواس‌مون باشه که حداقل نقشی رو که باید ایفا کنیم، ایفا کنیم و درست هم ایفا کنیم! (تلاش دوستان ما هم حماسه نیوز)
با تمام علاقه‌ای که به اسفندیار بهاری دارم و فارغ از تائید یا رد صلاحیتش، فعلا گزینه من دکتر سعید جلیلی هست، مگه اینکه بعدا اتفاقات دیگه‌ای بیفته … (حماسه سیاسی،‌ سعید جلیلی / ستاد مردمی حیات طیبه)

23803
زیر پرچم سه رنگ، واسه پرچم سفید/ مادرم دعا می‌کرد، پدرم می‌جنگید
قلبمون اون روزا، اینهمه ترک نداشت/ دلمون شور می‌زد، دستامون نمک نداشت
حالمون اون روزا، اگه رو به راه نبود/ عوضش امیدمون، کسی جز خدا نبود
روزای در به دری، شبای بمبارون/ دنبال نفت بدو، تو صف غذا بمون
دست خالی زیر، گوله بارون بودیم/ خسته بودیم اما، مرد میدون بودیم
رفقای مدرسه‌ام، هنوزم یادم میان/ کاش می‌دونستم الان، همکلاسیام کجان
خنده‌های خواهرم، لاله بود و پژمرد/ اشکای برادرم، سیل شد دنیا روبرد
سیل خون جاری بود، از عطش تا کارون/ خیلیا خاک شدن، زیر سقف خونه شون
حاج خانوم بهم میگه، به دلم افتاده/ پسرمظلومم، پشت در افتاده
هنوزم بعضی شبا، موج بمب تو سرم/ هنوزم خواب می‌بینم، خونه ریخته رو سرم
هشت سال زندگی، با همین دردا گذشت/ هشت سال آزگار، سخت بود اما گذشت
واسه پرچم سه رنگ، زیر پرچم سفید/ من هنوز معتقدم، باز باید جنگید…

ترانه:‌حسین صفا / با صدای خواننده محبوبم: محسن چاوشی

  08.WhiteFlag.mp3 - دریافت شده: 726 بار

انتخابات (۳)

۱ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

هر چقدر دلم می‌خواد از انتخابات ننویسم و فراموشش کنم، باز نمیشه! این دفعه در مورد اثرات این رویداد روی خودم و آدم‌های اطرافم می‌خوام بگم و از وظیفه‌ای که هر کدوم ما اگه کسی از اطرافیان‌مون تو همچین شرایطی قرار گرفت باید حواس مون باشه که ایفا کنیم. خوب طبیعتا مثل هر خونواده سنتی، دفعه قبل که داداشم می‌خواست کاندیدای انتخابات باشه (مجلس هشتم) پدر و مادرم مخالف بودن و یه جورایی خیلی هم درگیر نشدن، هر چند اون موقع هم ناراحت شدن و قصه خوردن، ولی خوب یه جورایی اصلا اوضاع مثل این دفعه نبود، هم خیلی درگیر نشده بودن و هم یه جوون در اولین فرصتش چهارده هزارتا رای آورده بود واقعا هم یه جورایی موفقیت به حساب می‌اومد تا شکست و …. اون بار تقریبا من از خونواده خودمون کامل درگیر بودم که ته فشاری که بهم اومد با یه بار بغض کردن و گریه کردن حل شد، این قدر بزرگ نبودم که خیلی چیزا رو بفهمم و … ادامه ی نوشته

انتخابات (۲)!

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

دلم نمیخواست دیگه در مورد انتخابات مجلس بنویسم، اما بعد اون مطلب به اصطلاح تحلیلی که در مورد انتخابات و نتایجش نوشتم، چندین تا پیغام از تماس با من، برام ارسال شده بود، در نکوهش من! از اینکه من چقدر ساده هستم که فکر میکنم همچین آمار رای آوردنی تحلیل میخواد، تا اینکه برم تحقیق کنم ببینم اینایی که سابقه سپاه داشتن تو چند تا شهرستان با همین اعداد عجیب و غریب رای راهی مجلس شدن! و خیلی حرف های دیگه که مطرح نمیکنم چون اگه طرف میخواست مطرح بشه کامنت میزاشت نه اینکه از تماس با من پیغام بفرسته.
چند تا نکته هست که خلاصه میگم:
۱- همچنان میگم این تعداد رای از تو صندوق ها در اومده و اعتقادی به دستکاری و دست بردن تو اینا ندارم.
۲- رای برخی شهرها به هیچ وجه قابل درک نیست، که مهم ترین نمونه اش شهر گز هست که آقای حاجی بالای ۴ هزار رای آورده و حتی برای جشن پیروزیش هم که رفته تو عکسای سایت خودش چهل نفر هم دورش نیستن و اصلا نمیشه ۴۰۰ نفر تو گز پیدا کرد که بگن به حاجی رای دادن! و خوب لابد اینا از جای دیگه اومدن گز و من نمیخوام منکر این بشم که بحث رای خریدن بوده، هر چند مدرکی هم برای اثبات بودنش ندارم غیر از یه تحلیل شخصی که از یه آدم بیست و شیش ساله همچین اعتباری هم نداره!
۳- باز باید بگم ما مامور به نتیجه نبودیم، زحمت مون رو کشیدیم دلیلی برای ناراحتی نیست، اون آقایی که رای آورده هم باید حواسش باشه که اگه حتی یه دونه رای با تخلف گرفته باشه، حتی اگه کل چهارسال رو لحظه به لحظه خدمت کنه، باز هم به هر ۹ تا کاندیدای دیگه و هم به کل مردم حوزه انتخابیه مدیون هست چون رایی که حقش نبوده با توسل به پول گرفته و واقعا نمیدونم چطوری میتونه جواب گوی خدا باشه
۴- همین قدر که تا شب های آخر دنبال تخریب ما بودن و ازمون میترسیدن نشون میده که ما راه درست و رفتیم و اشتباه نکردیم و بیرون بودن مون اشتباه بزرگ تری بود.
۵- مردم واقعا باید دقت کنند، مشابه دکتر نوروزی تو حوزه های انتخابیه دیگه هم اساتید دانشگاه جوان و پرانرژی زیادی هستند که از همین حدود رای گرفتند و نتونستند راهی مجلس بشند و در عوض اون ها افرادی راهی مجلس شدند که سی سال امتحان خودشون رو در کار نکردن پس داده بودند. همین طور اونایی که حاضر میشن رای خودشون رو بفروشن هیچ جایی برای شکایت از شرایط باقی نمیزارن، تا وقتی کسی هست که رای رو بفروشه، هر چی سرش بیاد حقشه، حتی مردن از گرسنگی
۶- مسئولان نظام هم باید دقت کنند، اینکه نظارتی از بالا نباشه و تو هر شهرستان یه عده بتونند با توسل به قدرت و ثروت راهی مجلس بشند و نخبگان کنار بمونند، جدا از بحث انتخاب اشتباه مردم که به خود مردم صدمه میزنه، به خاطر سر خورده شدن نخبگان و طرفداران شون به جامعه هم صدمه میزنه، با وجود اینکه حضور حداکثری مردم برای نظام مثبت هست، باید دقت بشه که همین حضور اگه به واسطه قدرت و ثروت عده ای باشه و موجب رفتن اونا به مجلس بشه، عدم حضورهای خطرناک تری رو به دنبال خواهد داشت ….

انتخابات

۱۴ اسفند ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

دفاعم که تموم شد، یهویی رفتم تو فضای انتخابات و دیگه اون وسطا نشد هیچی بنویسم، هر چند حرف خیلی بود و … ، در هر صورت الان که برگشتم لازم دیدم اولین مطلب رو در مورد انتخابات بنویسم و بعد در مورد بقیه چیزا . خوب اول نتایج این دوره رو ببینید:

خوب بحث در مورد انتخابات و نتایجش به خصوص بعد از انتخابات ریاست جمهوری یه جورایی زیاد بوده و هست، منم تحلیل خودم رو از این انتخابات میگم، نظر شخصی من هست درست و غلطش هم تا این حدی هست که من فهمم، اگه احیانا پیگردی چیزی داره هم پای من هست و هیچ کسی تو تحلیلی که می نویسم نظری نداده. ادامه ی نوشته

Categories: انتخابات, سیاسی Tags:

انتخابات مجلس

۱۲ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

داداشم تو وبلاگش یه سری سوال مطرح کرده در خصوص اینکه این دوره تو انتخابات مجلس شرکت کنه یا نه:‌ http://nowrozi.ir/Persian/?p=803 من نظر خودم رو نوشتم، خوشحال میشم دوستان مشترک‌مون هم که احیانا ممکنه به وبلاگ ایشون سر نزنند، یه سری بزنند و نظر خودشون رو بیان کنند.

Categories: انتخابات Tags: