سفارشی که مال ۶ ماه پیش میشه هنوز اطلاعاتش تحویل من نشده! هنوز رو هواست! پشنهادیهای که باید از ۶ ماه پیش شروع میکردم کار کردن عملا سر جمع ۶ روز هم روش کار نکردم و باید شنبه تحویل بدم! کاری که قرار بود دو هفته پیش آموزش نهاییاش تحویل داده بشه دو هفته دیگه قرار جلسه آموزشش گذاشته شده! عجب! نظم داره از همهجای زندگیم می باره! الان هفته سوم هست که داریم میریم مغازه بگیریم و هنوز نرفتیم و … . اینا ۵۰ دردصش تقصیر من هست، نه! ۱۰۰ دردصش تقصیر من هست و در عین حال ۱۰۰ درصدش هم تقصیر این دانشگاه هست! کشته منو! استاد، کارمند ، دانشجو یکی از یکی منظم تر و بهتر! ظاهرا بازم باید از خدا بخوام عاقبت همهمون رو ختم به خیر کنه!
چند روز پیش رفتیم دنبال عدالت! پیش همون استادی که دو تا از دوستامون رو مورد عنایت قرار داده بود! خیلی حالم گرفته شد، اصلا قابل توصیف نیست! برخورد استاد یه چیزی تو مایههای یه آدمی بود که تا حالا با کسی حرف نزده! یه آدم منزوی هم بهتر از این برخورد میکرد، البته نمیخوام بگم من خوب برخورد میکنم و عصبانی نمیشم نه! شاید بی منطق هم بشم اما دیگه نه اینقدر! ادامه ی نوشته
دوباره مدتی میشه که ننوشتم!
انگار روند شخصیتی آدمها تو وبلاگشون هم نمود پیدا میکنه! یه نمودار اگه از تعداد پستها تو روزها بکشم یا شاید بهتر باشه که تو هفته ها بکشم اون وقت میبینید که چقدر افت و خیز داره! مثل شخصیت درونی و تفکراتم که این چند وقت افت و خیز داره و …
مثل همیشه خیلی حرفها بوده که میخواستم بنویسم و ننوشتم و … . ادامه ی نوشته
نوشتهای که ابتدا آخر تمرین شماره ۱ آزمایشگاه نوشته شده بود و بعد به جهت حفظ رسمیت! یا شایدم به دلیل دیگهای که خودم هم نمیدونم چی بود! حذف شد:
«همیشه در نظر داشته باشید که پروانهای که تلاش لازم برای بیرون آمدن از پیله را انجام ندهد، یا در پیله از بین میرود و یا پس از خروج از پیله یک پروانه کامل و سالم نخواهد بود، یادگیری بدون تلاش را لذتی نیست، حالا که یک درس عملی و آزمایشگاهی دارید، برای یادگیری، بیشتر و بیشتر تلاش کنید و بیشتر و بیشتر لذت ببرید، امیدواریم در کنار شما ما هم آموختههایمان را گسترش دهیم و تجربههای جدیدی کسب کنیم».
بدون شرح! مکان: جلوی در سایت کارشناسی ارشد فنی مهندسی دانشگاه اصفهان!

تصویه آب!
ادامه ی نوشته
این چند روزه که همه مشغول برگزاری یا شرکت در کنفرانس رمز بودن! من هم با همراهی دو تا از دوستا یا گاهی یکیشون و گاهی هم تنهایی! مشغول راهاندازی آز سیستم عامل بودیم مثلا! داستان های مفصلی داره که وقت نوشتنشون نیست! فقط اینکه خدا رو شکر یه سر و سامون نصف نیمهای گرفت و اینکه ان شاء الله تا یکی دو ترم دیگه حسابی خوب میشه! و بالاخره اینکه من و یکی از دوستام روز سه شنبه گذشته ۱۵ تا ویندوز نصب کردیم! به علاوه ویژوال استادیو و مخلفات، شاید ترم دیگه دوباره برگشتیم سراغ لینوکس کسی چه میدونه؟!؟ خوب دیگه بریم سراغ تصاویر! ادامه ی نوشته
تو چند روز گذشته چندین نفر از من در مورد آزمون ارشد سوال کردن و اینکه چی بخونن، چطوری بخونن، چقدر بخونن، آزمون بدن یا نه و … . منم با دیدی که خودم از موضوع داشتم یه توضیحاتی دادم و یه راهنماییهایی کردم. منتهی حقیقتش اینه که قبلا یعنی اون اوایل که قبول شده بودم ارشد تو ذهنم بود که راهنماییهای موجود رو یه جا جمع کنم و همه دیدگاه ها رو یه جا بدم دست اونایی که میخوان تا فقط از دیدگاه من به موضوع نگاه نکنند و اون دیدگاهی رو انتخاب کنند که براشون مناسبتر هست. ادامه ی نوشته