بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘موسیقی’

کپی رایت …!

۲۱ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

خیلی حرفای مختلفی بود این چند روز که می خواستم بنویسم اما مطابق معمول نشد! الانم نمیدونم چطور شد که دارم مینویسم! بگذریم! یکی از چیزایی که می خواستم در موردش بنویسم لذت گوش دادن آهنگ خریداری شده نسبت به آهنگ خریداری نشده هست! البته به نظر خنده دار میاد اما خوب فرق میکنه! حداقل برا من که فرق میکنه!
این دو تا آلبوم اخیر محسن چاووشی رو زیاد گوش کردم هر چند به نظرم ایرادهای نسبتا زیادی هم بهشون وارد هست اما خوب زیبایی خودشون رو هم دارن. ادامه ی نوشته

سال نو یعنی تو، وقتی از در تو میای …

۱ فروردین ۱۳۹۱ بدون دیدگاه

این چند روز گذشته، یه جورایی دوباره رفتم تو حال و هوایی که محسن چاووشی گوش کردن شده جزء لاینفک زندگیم، مثل سال‌های دور … . چند بار می‌خواستم یه چیزایی در مورد ترانه‌های سنتوری و پرچم سفید بنویسم، ولی خوب انگار قسمت نبود. امشب بالاخره لباس نو روی آنتن تلویزیون رفت و صدای چاووشی از تلویزیون پخش شد. بی مقدمه بیشتر، متن و آهنگ رو براتون می‌زارم، خیلی دوستش دارم، اگه لحظات تحویل سال، منم از ذهن‌تون عبور کردم، برام از خدا بخواین که امسال لیاقتش رو پیدا کنم تا اونی رو که این همه سال ندیدم، ببینم. می‌دونم توقع عجیبی هست، اما دلم می‌خواد … اصلا از شما که چیزی کم نمیشه دعا کنید! از خدا هم چیزی کم نمیشه اجابت کنه! پس لطفا برام دعا کنید! خدا رو چه دیدی شاید …

لباس نو
محسن چاووشی، حسین صفا، شهاب اکبری

نه هوای تازه و نه لباس نو می‌خوام
هفت سین من تویی، من فقط تو رو می‌خوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمی‌خواد
کاش یکی ما دو تا رو با هم آشتی می‌داد
شب عیدی آسمون وقتی که می‌باره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه
آینه‌ی زلال من، دیدن عید منه
سال نو یعنی تو، وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب، سفره چیدم که بیای
سال نو یعنی تو، وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب، سفره چیدم که بیای
شب عیدی آسمون وقتی که می‌باره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه
آینه‌ی زلال من، دیدن عید منه
شادی از تقویمم، بی تو رفت و برنگشت
انتظارت منو کشت، توی سالی که گذشت
شادی از تقویمم، بی تو رفت و برنگشت
انتظارت منو کشت، توی سالی که گذشت

دانلود کنید!

خدایا، همین که دوباره لحظه تحویل سال رو می‌بینم، باعث میشه جرات کنم ازت بخوام که دلم رو روشن کنی …

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

۲۴ تیر ۱۳۹۰ ۱ دیدگاه

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

بنال ای بلبل دستان، ازیرا ناله‌ی مستان
میان صخره و خارا اثر دارد، اثر دارد
بنال ای بلبل دستان، ازیرا ناله‌ی مستان
میان صخره و خارا اثر دارد، اثر دارد
اثر دارد، اثر دارد. اثر دارد، اثر دارد

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاده در دل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

با صدای استاد شهرام ناظری (آواز بیات ترک) از آلبوم گل صد برگ (انتشار ۱۳۶۰)
سپرست نوازندگان سه تار: جلال الدین ذالفنون
آهنگساز: رضا قاسمی
شعر : حضرت مولانا – حضرت حافظ

دریافت کنید.

Categories: موسیقی Tags:

نشسته بر اسب سفید، می‌اومد از کوه و کمر!

۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

دیدم تو خواب وقت سحـر / شهزاده‌ای زریــن کمر
نشستـه رو اسب سفیـــد / می اومد از کوه و کمر
می‌رفت و آتش به دلم می زد نگاهش / می‌رفت و آتش به دلم می زد نگاهش
کاشکی دلم رسوا بشـه، دریا بشـه / این دو چشـم پر آبــم
روزی که بختم وا بشه، پیدا بشه / اون که اومد تو خوابم
شهزاده‌ی رویای من شاید تویــی / اون کس که شب در خواب من آید تویی، تـــــــــــــــــــــو
از خــواب شیـرین، ناگه پریدم  / او را ندیدم، دیگر کنارم به خدا
جانم رسیده، از غصه بر لب / هر روز و هر شب، در انتظارم به خدا
دیدم تو خواب وقت سحـر / شهزاده‌ای زریــن کمر
نشستـه رو اسب سفیـــد / می‌اومد از کوه و کمر
می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش / می‌رفت و آتش به دلم می زد نگاهش
کاشکی دلم رسوا بشـه ، دریا بشـه / این دو چشـم پر آبــم
روزی که بختم وا بشه ، پیدا بشه / اون که اومد تو خوابم
شهزاده‌ی رویای من شاید تویــی / اون کس که شب در خواب من آید تویی، تـــــــــــــــــــــو
از خــواب شیـرین ، ناگه پریدم  / او را ندیدم ، دیگر کنارم به خدا
جانم رسیده ، از غصه بر لب / هر روز و هر شب ، در انتظارم به خدا
دیدم تو خواب وقت سحـر / شهزاده‌ای زریــن کمر
نشستـه رو اسب سفیـــد / می اومد از کوه و کمر
می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش / می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش

شعر:بیژن ترقی
آهنگساز:مهندس همایون خرم
خواننده: شهاب حسینی (این ترانه بازخوانی ترانه ی اصلی هست که ظاهرا توسط عهدیه خونده شده بوده)

دریافت آهنگ

Categories: موسیقی Tags:

یک ترانه از زنده‌یاد ناصر

۲ خرداد ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

امروز ناصر حجازی رفت و حرف‌های زیادی زده شد،‌ از زاویه خوب یا از زاویه بد، اما من داشتم آلبوم دوستت دارم ناصر عبداللهی را گوش می‌دادم! آلبومی که تداعی می‌کند برایم، چیزهای زیادی را، آلبومی که از فردی هدیه گرفتم که اولین دوستت دارم زندگیم را به او گفتم،‌ حدود ده یا یازده سال پیش! و او نخواست بگوید دوستت دارم،‌ اما مدتی بعد آلبوم دوستت دارم را به من داد! آخرش هم تا روزی که روزگار جدای‌مان کرد این عبارت را به زبان نگفت، هر چند او هم دوستم داشت، اما جنس طرز فکر و دیدگاه‌مان کمی متفاوت بود،‌ شاید هم …، روزگاری بود! چه بگویم که گفتنش مثنوی هفتاد من خواهد شد و همه جزئیاتی خواهند بود که فهمیدن‌شان جزئیات دیگری درباره من و زندگی‌ام لازم خواهد داشت و این همه غیر خودم برای دیگری جذابیتی نخواهند داشت، ظاهرا فقط باید گفت یاد آن روزها به خیر!
چه بگویم از آن شبی که بنا بود بیدارش کنم،‌ اما بیدار نشد، پا به پای من نیامد، و من هم نتوانستم تنهایی بروم، من هم ماندم،‌ نه اینکه به خاطر او مانده باشم، نه، به خاطر بی همسفری ماندم،‌ او بیدار نشد و دل من به خواب فرو رفت و دیگر بیدار شدنش به این آسانی‌ها نبود، آن روزها، نبود دیگری که پا به پای من بیاید، یعنی بود اما من تشخیص ندادم و حالا هنوز فکر میکنم از آن روزها به بعد بی همسفر مانده‌ام و …. شاید اگر آن شب اتفاق دیگری افتاده بود، حالا من جای دیگری بودم و او هم … . اما این نقش را روی طرح نقاش بزرگ، من و او زدیم! و شاید هم آینده نشان دهد که این نقش که از خاطر من نرفته و نخواهد رفت،‌ در جای خود نقش فوق‌العاده‌ای بوده، آن هم در آن سن و سال و …

ادامه ی نوشته

این درو وا کن!

۸ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

تیتراژ آخر سریال حلقه شناس که تو نوروز ۹۰ از شبکه اصفهان پخش میشه، آهنگ زیبایی هست. هم به لحاظ موسیقی و اجرا و هم به لحاظ مضمون ترانه، البته تو نگاه اول ممکن هست به نظر برسه که این ترانه برای این مجموعه فیلم سروده شده و این اتفاقی که تو این فیلم افتاده تو دنیای واقعی به ندرت اتفاق می‌افته، اما حقیقت این هست که میشه به هر فرصتی که در اختیار آدم قرار می‌گیره به دید یه شانس که خدا بهش داده نگاه کرد و اون وقت این ترانه در مورد تک تک لحظات زندگی و تک تک موقعیت‌هایی که در اختیارمون قرار میگیره و ممکن هست بد ازشون استفاده کنیم مصداق پیدا می‌کنه.
ترانه از محمد بکرانی هست و پژمان کلانی اون رو اجرا کرده

متن ترانه:
داره در میزنه پشت دره این درو واکن
شاید شانسته بار آخره این درو واکن

نذار بیاد و ساده رد شه از کنارت این بار
ببین حلقه شانس اندازه دستات شده انگار

فقط یادت نره کی بودی و کی هستی الان
که بخت تو می تونه روشو برگردونه هر آن

به دنیا با همون دنیایی که داری نگا کن
چشاتو اون که هستی روبه روی آینه واکن

نذار این لحظه ها تو خواب غفلت پا بگیرن
که چشماتو ببندی جاده ها بی راهه میرن

دانلود آهنگ:
حلقه شانس

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود …

۵ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود/ وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه / کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان / باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو / لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من/  آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب / یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی / مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست / سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست / دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

دانلود:
با صدای علیرضا افتخاری (آلبوم مقام صبر، آهنگ استاد مشکاتیان)
با صدای خلیل عالی نژاد
با صدای علیرضا قربانی
با صدای اکبر گلپایگانی (گل های تازه ۲۴)
با صدای محسن نامجو (آلبوم ترنج)

Categories: موسیقی Tags: