<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای نوشته‌های شبانه</title>
	<atom:link href="http://nowruzi.ir/mohsen/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://nowruzi.ir/mohsen</link>
	<description>وب‎نوشت‎های محسن نوروزی / Mohsen Nowruzi</description>
	<lastBuildDate>Tue, 17 Jan 2012 16:14:53 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای التماس دعا &#8230; با fatemeh</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/l2a/comment-page-1/#comment-374</link>
		<dc:creator>fatemeh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1027#comment-374</guid>
		<description>من تویه زندگی 20سالم 2سال یه بنده خدایی دوست داشتم خودش اومد جلو گفت دوست دارم بعد دیگه زیر همه چی زد امیدوارم که خدا هر چی زودتر جوابشو بده الانم ارزویه مرگشو دارم خیلی هم از خدا خواستم ولی انگار نشد تو رو به امام حسین برام دعا کنید اون با احساساتم بازی کرد در پناه حق التماس دعا.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من تویه زندگی ۲۰سالم ۲سال یه بنده خدایی دوست داشتم خودش اومد جلو گفت دوست دارم بعد دیگه زیر همه چی زد امیدوارم که خدا هر چی زودتر جوابشو بده الانم ارزویه مرگشو دارم خیلی هم از خدا خواستم ولی انگار نشد تو رو به امام حسین برام دعا کنید اون با احساساتم بازی کرد در پناه حق التماس دعا.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دوباره یک درس از نیما با رضا یوسفی</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/a-lesson-from-nima/comment-page-1/#comment-372</link>
		<dc:creator>رضا یوسفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1115#comment-372</guid>
		<description>مرسی به نیما و مرسی به همچین عموی دقت سنج و ریزبینی که این مطالب جالب و مهم رو از حرکات ساده یک کودک استخراج میکنه
مرسی محسن جان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مرسی به نیما و مرسی به همچین عموی دقت سنج و ریزبینی که این مطالب جالب و مهم رو از حرکات ساده یک کودک استخراج میکنه<br />
مرسی محسن جان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای نگاه دار سر رشته تا نگه دارد &#8230; با نوشته‌های شبانه &#187; کجا اشتباه شده &#8230;؟!؟</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/take_me/comment-page-1/#comment-371</link>
		<dc:creator>نوشته‌های شبانه &#187; کجا اشتباه شده &#8230;؟!؟</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=452#comment-371</guid>
		<description>[...] خودتون فکر کنید! در مورد یکی از این شعرها قبلا هم نوشتم «نگاه دار سر رشته تا نگه دارد &#8230; » البته اون یه کم تو یه حال و هوای دیگه هست، شاید بعدا در [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] خودتون فکر کنید! در مورد یکی از این شعرها قبلا هم نوشتم «نگاه دار سر رشته تا نگه دارد &#8230; » البته اون یه کم تو یه حال و هوای دیگه هست، شاید بعدا در [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دوباره از نو &#8230; با سپیده</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/again/comment-page-1/#comment-370</link>
		<dc:creator>سپیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1086#comment-370</guid>
		<description>نمیدونم چرا خدا اینقدر ازم روش بر میگردونه نمیدونم کی تموم میشه خسته شدم اینقدر دیدم همه میرن بالا من دارم درجا میزنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمیدونم چرا خدا اینقدر ازم روش بر میگردونه نمیدونم کی تموم میشه خسته شدم اینقدر دیدم همه میرن بالا من دارم درجا میزنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای گیج و ناراضی با سپیده</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/my_writing/narazi/comment-page-1/#comment-369</link>
		<dc:creator>سپیده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=572#comment-369</guid>
		<description>خدا خسته ام از زندگی چرا نمیشنوی هر کاری میخوام بکنم نمیشه اون از زندگیم این از درسم این از مریضی نا الاجم خدا چرا روتو از من برگردوندی ای خدا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خدا خسته ام از زندگی چرا نمیشنوی هر کاری میخوام بکنم نمیشه اون از زندگیم این از درسم این از مریضی نا الاجم خدا چرا روتو از من برگردوندی ای خدا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این روزها &#8230; با قاصدک</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/these-days/comment-page-1/#comment-368</link>
		<dc:creator>قاصدک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1099#comment-368</guid>
		<description>یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور 		کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن 		وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن 		چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت 		دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب 		باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند 		چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم 		سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید 		هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب 		جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار 		تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور 		کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور<br />
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن 		وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور<br />
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن 		چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور<br />
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت 		دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور<br />
هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب 		باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور<br />
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند 		چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور<br />
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم 		سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور<br />
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید 		هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور<br />
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب 		جمله می‌داند خدای حال گردان غم مخور<br />
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار 		تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای ارشد آری یا خیر?  و اگر آری با چه طرحی &#8230; !!! با محسن نوروزی</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/msc-yes-or-no/comment-page-1/#comment-367</link>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1088#comment-367</guid>
		<description>&lt;a href=&quot;#comment-364&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;@رضا یوسفی &lt;/a&gt; 
ما دعا میکنیم
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="#comment-364" rel="nofollow">@رضا یوسفی </a><br />
ما دعا میکنیم<br />
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دوباره از نو &#8230; با محسن نوروزی</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/again/comment-page-1/#comment-366</link>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1086#comment-366</guid>
		<description>&lt;a href=&quot;#comment-363&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;@رضا یوسفی &lt;/a&gt; 
به نوشته های شما که نمیرسه، منم خوشحالم که هنوز بهم سر میزنی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="#comment-363" rel="nofollow">@رضا یوسفی </a><br />
به نوشته های شما که نمیرسه، منم خوشحالم که هنوز بهم سر میزنی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای ارشد آری یا خیر?  و اگر آری با چه طرحی &#8230; !!! با محسن نوروزی</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/msc-yes-or-no/comment-page-1/#comment-365</link>
		<dc:creator>محسن نوروزی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1088#comment-365</guid>
		<description>&lt;a href=&quot;#comment-362&quot; rel=&quot;nofollow&quot;&gt;@بهارنارنج &lt;/a&gt; 
خواهش میکنم، ما با اینکه افتخار دونستن نام شما رو نداریم، باز ارادات داریم خدمت تون و از لطف تون هر از گاهی بهره مند میشیم.
در مورد توصیه استادتون نمیشه جواب عامی داد، یعنی خیلی بستگی به رشته داره، از بیرون این طور به نظر میاد که برای رشته های علوم پایه و علوم انسانی تو سطح کارشناسی ارشد کار سخت باشه که تو کارشناسی هم البته همین طوره ولی در مورد فنی مهندسی هر چند شاید از بیرون چنین موضوعی به نظر برسه ولی حداقل الان من که دارم کار میکنم می بینم که این طور نیست و چه تو بحث کارهای پژوهشی و چه تو بحث مدیریت میانی نیاز به نیروهای کارشناسی ارشد هست. اما یه خورده که دقیق تر بشیم باید جواب رو طور دیگه ای بدم، قبلا هم یه مطلب در مورد بیکاری نوشته بودم، ببینید الان اینو با قاطعیت می تونم بگم که اگه کسی تو رشته خودش هر رشته ای میخواد باشه، آدم متخصصی باشه، با هر مدرکی و هر مقطعی جایی هست که بهش نیاز باشه، چه تو ایران که یه کشور رو به توسعه هست و چه تو یه کشور توسعه یافته و چه تو یه کشور عقب مونده هیچ فرق ینمیکنه! اما اگه صرفا بحث مدرک باشه خیلی حسابی نیست که با دکترا هم تا چند سال دیگه بشه کار کرد. بنابراین من کلی اگه بخوام نتیجه بگیرم با استاد شما موافق نیستم، به نظرم هر کسی باید شرایط رو بسنجه و دو دو تا چهار تا کنه و اینکه بگیم ارشد تو ایران به درد نمیخوره حرف درستی نیست، اگه طرف کنار درس تخصص لازم رو هم کسب کنه خود به خود جذب بازار کار هم میشه و .... .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="#comment-362" rel="nofollow">@بهارنارنج </a><br />
خواهش میکنم، ما با اینکه افتخار دونستن نام شما رو نداریم، باز ارادات داریم خدمت تون و از لطف تون هر از گاهی بهره مند میشیم.<br />
در مورد توصیه استادتون نمیشه جواب عامی داد، یعنی خیلی بستگی به رشته داره، از بیرون این طور به نظر میاد که برای رشته های علوم پایه و علوم انسانی تو سطح کارشناسی ارشد کار سخت باشه که تو کارشناسی هم البته همین طوره ولی در مورد فنی مهندسی هر چند شاید از بیرون چنین موضوعی به نظر برسه ولی حداقل الان من که دارم کار میکنم می بینم که این طور نیست و چه تو بحث کارهای پژوهشی و چه تو بحث مدیریت میانی نیاز به نیروهای کارشناسی ارشد هست. اما یه خورده که دقیق تر بشیم باید جواب رو طور دیگه ای بدم، قبلا هم یه مطلب در مورد بیکاری نوشته بودم، ببینید الان اینو با قاطعیت می تونم بگم که اگه کسی تو رشته خودش هر رشته ای میخواد باشه، آدم متخصصی باشه، با هر مدرکی و هر مقطعی جایی هست که بهش نیاز باشه، چه تو ایران که یه کشور رو به توسعه هست و چه تو یه کشور توسعه یافته و چه تو یه کشور عقب مونده هیچ فرق ینمیکنه! اما اگه صرفا بحث مدرک باشه خیلی حسابی نیست که با دکترا هم تا چند سال دیگه بشه کار کرد. بنابراین من کلی اگه بخوام نتیجه بگیرم با استاد شما موافق نیستم، به نظرم هر کسی باید شرایط رو بسنجه و دو دو تا چهار تا کنه و اینکه بگیم ارشد تو ایران به درد نمیخوره حرف درستی نیست، اگه طرف کنار درس تخصص لازم رو هم کسب کنه خود به خود جذب بازار کار هم میشه و &#8230;. .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای ارشد آری یا خیر?  و اگر آری با چه طرحی &#8230; !!! با رضا یوسفی</title>
		<link>http://nowruzi.ir/mohsen/me_and_myblog/msc-yes-or-no/comment-page-1/#comment-364</link>
		<dc:creator>رضا یوسفی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://nowruzi.ir/mohsen/?p=1088#comment-364</guid>
		<description>ممنون محسن جان که وقت میذاری و تجربیاتت رو اینقدر صادقانه و دوستانه در اختیار سایرین قرار میدی
موفق باشید و برای مفقیت دوستات دعا کنی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون محسن جان که وقت میذاری و تجربیاتت رو اینقدر صادقانه و دوستانه در اختیار سایرین قرار میدی<br />
موفق باشید و برای مفقیت دوستات دعا کنی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

