خیلی راه دور نمیرم، چون اتفاقات گذشته نوشتن شون ذهنم رو زیادی درگیر میکنه! ترم اول کارشناسی ارشد، کلاس الگوریتم موازی، به دلایلی که هیچکدوم موجه نبودن برای خودم! ارائه رو نتونستم به موقع آماده کنم، درست یادم نیست که چه اتفاقی افتاد فقط میدونم که خدا خدا میکردم که ارائهام عقب بیفته که یه بار با نیومدن استاد و یه بار دیگه نمی دونم با چی! ارائه عقب افتاد! همون ترم … ادامه ی نوشته
قبلترها شاید اولین بار سر کلاس حل تمرین ساختمان داده، شاید هم قبلتر از اون ، وقتی در حال درس دادن موضوعی بودم یا در حال حرف زدن برای یک جمع، گاهی حس عجیبی داشتم، حس اینکه اونی که داره درس میده با اونی که منم! یعنی با اونی که همه میشناسن یا شایدم با اونی که خودم میشناسم فرق میکنه! در واقع اون موقعها خودم رو یه مدل دیگه میدیدم، یه مدلی که برام تازگی داشت! اوج این واقعه به سخنرانیم تو چهارمین جشنواره تولید محتوای معلمین استان که تو همین وبلاگ هم در موردش نوشتم، بر میگرده، اون روز شاید فقط دو دقیقه یا حداکثر ۵ دقیقه اول سخنرانی خود معمولیم بودم، حرف شهید رجایی رو که خوندم، بعدش دیگه کم کم دیدم یکی دیگه داره حرف میزنه. ادامه ی نوشته
دوشنبه بعد از کلاس سیستم عامل با یکی از بچه ها رفتیم طالقانی برای خرید یه اسپیکر برای notebook ، فکر می کنم یه بیست دقیقه نیم ساعتی داشتیم چرخ می زدیم! منظورم اینه که داشتیم تو مغازه های مختلف می دیدیم چی دارن! بدون اینکه بودنیم مثلا تو فلان سایز حداکثر کیفیت موجود چی هست یا مثلا عدد و رقم هایی که روی جعبه های این اسپیکرها نوشته کدومش رو باید خیلی مدنظر قرار داد و … وحتی ایمکه بدونیم کدوم مغازه تو بازار بزرگ طالقانی این مدل اجناس رو خوب ارائه میده! خلاصه یه چیزی خریدیم و اومدیم، اگه اشتباه یادم نمونده باشه چیزی که خریدیم همون اولین چیزی بود که دیدیم! و البته از دومین مغازهای که توش دیدیم خریدیم، منتهی تقریبا بعد از یه دور کامل تو همکف بازار بزرگ. ادامه ی نوشته
من از خیلی وقت پیش هر از چند گاهی بکگراند ویندوزم رو عوض میکنم و یه تصویری می زارم که یه مفهموی داره برام! مثلا اون موقع که شمارش معکوس از ۴۰ شروع شده بود هر روز یه عدد رو دسکتاپ من دیده میشد! خوب این بکگراند فعلی من هست که هیچ توضیحی در موردش نمیدم! برای امشب کافیه اینم آخرین پست!

بکگراند!
بدون شرح! شاهکار ویندوز و اینترنت اکسپلورر! به اعداد دقت کنید!

محاسبات پیچیده!
بدون شرح! مکان: جلوی در سایت کارشناسی ارشد فنی مهندسی دانشگاه اصفهان!

تصویه آب!
ادامه ی نوشته
چند روز پیش که رفته بودیم یه کمد از خونه داداشم اینا که دارن آماده میشن برن کوی اساتید و این کمد تو اون خونهشون جا نمیشه! بیاریم بزاریم تو خونهمون. همه چی خوب پیش رفت، فقط تو حیاط خونهمون موقع بلند کردن کمد برای انتقال به مکان مناسب، زنبوری که ظاهرا زیر کمد قایم شده بود، انگشت من رو مورد عنایت قرار داد! تو این پست هم میخواستم در مورد نیش زنبور، روش برخورد باهاش و فوایدش! بنویسم که باز وقت نیست و فقط چند تا تصویر از دست زنبور زده براتون میزارم! لذت ببرید از اینکه زنبور منو نیش زده!
ادامه ی نوشته