خانه > عمره دانشجویی > ۱۲ روز برای تولد دوباره ۳

۱۲ روز برای تولد دوباره ۳

خوب حالا دیگه باید کم کم رفته سراغ اصل ماجرا، البته هر چی بیشتر فکر می‌کنم بیشتر به این نتیجه می‌رسم که باید در مورد مقدمات هم بنویسم، فقط یه مشکل وجود داره که من تاریخ دقیق رویدادها رو ندارم. خوب اول از همه می‌خوام در مورد ثبت نام و قرعه‌کشی بگم، حقیقتش این هست که من سال آخر لیسانس یعنی پارسال هم ثبت‌نام کردم و اسمم در نیومد، اما ثبت‌نام امسال با پارسال یه کم متفاوت بود، پارسال به این فکر می‌کردم که اسم چه کسانی در میاد یا مثلا من تا حالا کی اسمم در اومده که این دفعه دوم باشه و … .   اما امسال انگار موقع ثبت‌نام شکی در اینکه اسم در میاد نداشتم، در واقع سوالی که از خونواده کردم و چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، بیشتر این بود که اگه اسمم در بیاد آیا مشکلی در پرداخت هزینه‌های سفر نخواهم داشت، که این مشکل هم با توجه به امکان گرفتن وام و صحبت‌های پدرم منتفی شد و رفتم ثبت نام کردم.
نتیجه‌ها هم که اعلام می‌شد، اصلا نرفتم تو مراسم، بعدا از طریق افراد مختلف از بچه‌های دانشگاه به اطلاعم رسید که اسمم نفر چهارم در اومده، قبلا هم گفتم بعدا به این یقین رسیدم که این که کسی اسمش در میاد نشونه هیچی نیست، نه نشونه لیاقت و نه نشونه هیچ چیز دیگه‌ای، این فقط یه دعوت هست، یه امکان که خدا داره بهت میده که بری از نزدیک شهر پیغمبر و خونه خدا رو ببینی و این امکان تو اون لحظه بیشینه سودمندی رو داره! یعنی اینکه مثلا اگه سهمیه دانشگاه اصفهان ۹۰ نفر هست و بعد این ۹۰ نفر با ۳۰ نفر دیگه از دانشگاه‌های دیگه تشکیل یه کاروان رو میدن، میشه جایگشت‌های مختلفی رو چید از افراد این دانشگاه‌ها تا این ۱۲۰ نفر رو انتخاب کرد(از بین اونایی که ثبت نام کردن!) و از بین این جایگشت‌ها بهترین حالت یعنی حالت با بیشترین سودمندی اونی هست که خدا انتخاب میکنه!(البته این نظر منه، شایدم بیشینه سودمندی ملاک نباشه!)
یعنی اینکه ممکنه من به خاطر بد بودنم دعوت شده باشم تا هم اتاقی‌ام با در کنار من بودن امتحان بشه یا به خاطر معمولی بودنم تا در کارهای هم‌اتاقی و هم کاروانی‌ام مشکلی پیش نیارم و .. . در هر صورت این یه دعوت هست و من پیشنهاد میکنم شما هم شانس خودتون رو برای دعوت شدن تو همه سال‌هایی که دانشجو هستید امتحان کنید.
اگه بخوام در مورد جزئیات تبریک گفتن بچه‌ها و سایر موارد بگم باید یک کتاب چند صد صفحه‌ای بنویسم! این هست که این قسمت رو خلاصه می‌کنم و فقط دو تا نکته دیگه در این مورد میگم. یکی اینکه بعد از اینکه ثبت‌نام کردم یکی از بچه‌های دانشگاه رو دیدم و در حین صحبت متوجه شد که من اون روز برای ثبت‌نام رفتم و بهم گفت اسمم در میاد و هر چی گفتم که ان شاء الله اسمم در میاد، گفت نه من میگم اسمت در میاد بگو خوب! بعدا هم بهم متذکر شد که دیدی گفتم اسمت در میاد! در کنار این یکی از بستگان هم تو قم دعا کرده بود که من اسمم در بیاد! البته من در جریان نبودم و بعدا برام تعریف کرد که چه اتفاقی افتاده و چه دعایی کرده و … . خلاصه اینا عواملی بودن که ممکنه تو انتخاب شدن من موثر بوده باشن البته در کنار هزاران عامل دیگه که ممکنه من هیچ وقت نفهمم.
نکته بعدی این هست که بعد از ثبت‌نام ممکنه در بازه‌های مختلف با این فکر مواجه بشین که آیا من شایستگی دارم؟ آیا برم؟ و خلاصه مردد بشید و بخواید از تصمیم‌تون صرف‌نظر کنید. هر چند ممکنه حالا این امر عجیب به نظر برسه، اما اگه اسم‌تون در بیاد می‌فهمید که دارم چی میگم! تو این مواقع به نظرم باید کوچیک‌ترین شکی به دل‌تون راه ندید و با در نظر گرفتن همون بیشینه شدن سودمندی، حتی اگه شده به خاطر دیگران هم برید اینکار رو بکنید! به نظرم به هیچ وجه بی خیال این سفر نشید که بعدا دیگه پشیمونی سودی نداره!
خوب دیگه بیان مراحل اداری ثبت‌نام فکر نمی‌کنم برای کسی جذابیت چندانی داشته باشه، خلاصه‌اش اینکه باید تو مرحله اول یه مبلغی واریز کنید و یه سری مدارک هم تهیه کنید و ببرید بدید به قسمت مربوطه تو دانشگاه‌تون تو مرحله بعد هم باید بقیه مبلغ رو واریز کنید یا وام بگیرید و بعد برید سراغ گرفتن گذرنامه و اونو هم ببرید تحویل بدید و … .
مساله‌ای که من باهاش مواجه شدم این بود که تو یکی از فرم‌ها باید شماره نامه معافیت تحصیلی نوشته می‌شد و موقعی که بردم به قسمت مربوطه تو دانشگاه، نوشت که بعدا صادر خواهد شد، منم نمی‌دونستم باید حتما شماره بنویسه! روز قبل از اتمام مهلت تحویل مدارک، مدارک رو بردم تحویل بدم که مسوول تحویل گرفتن مدارک بهم گفت این ناقص هست و باید بری شماره بگیری! خلاصه رفتیم نظام وظیفه و اونجا معلوم شد که هنوز نامه باطل شدن معافیت تحصیلی لیسانس من نرسیده دست‌شون چه برسه به نامه صدور معافیت ارشد! بعد مجبور شدم برم دانشگاه صنعتی و رونوشت نامه ابطال معافیت لیسانس رو دستی بگیرم و ببرم نظام وظفیه و همین‌طور تقاضای صدور معافیت رو هم از دانشگاه اصفهان گرفتم بردم و بالاخره بعد از کلی دوندگی این مساله حل شد! حالا شما اگه مثل من بودین نزارین مدارک رو در آخرین فرصت ببرید یه خورده زودتر اقدام کنید بهتره! کار از محکم کاری عیب نمی‌کنه!
خوب تو این فاصله یه سری کلاس روزهای پنج‌شنبه بعد از ظهر، توسط دانشگاه گذاشته شد، مثل کلاس زبان عربی و آشنایی با مسائل لازم و … که متاسفانه هیچ‌کدوم رو نرفتم تا حالا در مورد خوب و بد بودن‌شون بنویسم! تنها چیزی که بعدا دستگیرم شد این بود که خیلی از چیزا با توجه به شناختی که برگزارکننده‌ها و مسوولین از دانشجوها پیدا کردن بارها و بارها تکرار میشه و به همین خاطر نرفتن اون کلاس‌ها خیلی مشکلی ایجاد نکرد، فقط بعدا به نظرم رسید که اگه  مکالمه عربی رو خوب بلد بودم می‌تونستم بعضی جاها بهتر باشم! شما هم اگه اسم‌تون در اومد یه خورده مکالمه عربی یاد بگیرید اگه کلاس‌هالی دانشگاه رو هم نمی‌رید خودتون یک کتاب کوچولو بخرید بخونید، ضرر نداره!
دیگه بعد از این قضایا رسیدیم به امتحانات و قبل از امتحانات یعنی دقیقا روز ۶ خرداد یه همایش تو دانشگاه برگزار شد، جزئیات این همایش رو تو پست بعدی خواهم نوشت، اینم لینک خبر این همایش تو سایت لبیک: لینک . با اینکه هنوز جزئیات زیادی از قبل از سفر مونده فکر می‌کنم تو سه چهار پست دیگه تموم بشه و برسم به سفر! یکی از پست‌ها در مورد این همایش خواهد بود، یکیش در مورد جلسات کاروان و خرید و آماده شدن برای سفر که ممکنه دو تا پست بشه و یکیش هم در مورد روز قبل از سفر و طی مسیر تا مدینه. فعلا تا پست بعد!

Categories: عمره دانشجویی Tags: