۳۹ !

خوب یه روز از ۴۰ روز گذشت
خوب نبود، اما افتضاح هم نبود، البته شایدم بود! نمی‌دونم! قضاوت سخته!
حالا تو روز دوم یا به عبارت بهتر تو روز ۳۹ هستم.
ببینم می‌تونم حداقل روز ۳۹ رو بهتر از روز ۴۰ باشم،
حداقل یه کوچولو
امیدوارم که خدا کمک کنه و کم کم بتونم به روالی که می‌خوام برسم
خدایا! تو می‌دونی که اگه کمکم نکنی، نه تنها پیشرفت نمی‌کنم بلکه پسرفت می‌کنم اونم با سرعت و شتاب بی‌نهایت!
خدایا! من می‌دونم که تو چه مسیری قرار گرفته بودم و تو منو تو چه مسیری قرار دادی، خدایا اگه به من بی توجه بودی یا دوستم نداشتی قطعا الان تو همون مسیر بودم، شایدم تا الان بارها به هلاکت رسیده بودم!
خدایا! پس حالا که مسیر زندگی‌مو عوض کردی، وسط راه تنهام نزار که می‌ترسم این‌بار تو یه مسیر خیلی بدتر بیفتم
خدایا! به تو پناه می‌برم، هم از شر خودم، یعنی شیطان درونم و هم از شر شیطان بیرون که قسم خورده من و همنوعانم رو گمراه کنه و امیدوارم که مثل همیشه یار و یاورم باشی
خدایا! به امید تو!