تاسوعا و عاشورا …

چگونه بنویسم از این دو روز؟ چگونه بنویسم من که از سیاه‌ترین ذرات این عالم هم رو سیاه ترم؟ چگونه بنویسم؟
چگونه از عباس (ع) بنویسم که هر چه خوبی در زندگیم هست همه را مدیون اویم؟ چگونه از احساس عمو بنویسم؟ عمویی که حرفش برای اولین بار دو تا شد؟ چگونه بگویم باید عمو باشی تا شاید ذره‌ای از عمق غم عباس(ع) را درک کنی؟ درک کنی که در خمیه باشی و علی‌اکبر(ع) برود و برای آوردنش …،‌ درک کنی که نتوانی برای برادرزاده‌ها آب بیاوری، درک کنی که مشک سوراخ شد … چه بگویم …
و از امام حسین(ع)‌ مگر می‌شود نوشت؟ واقعه بیرون از توان توصیف من است …
حرف بسیار است و زبان قاصر، تنها به دو تصویر و یک مداحی اکتفا می‌کنم، التماس دعا …

 

باید عمو باشی …

همه این روزها می‌فهمند که پیامی هست … همه …

دانلود مداحی میثم مطیعی به سبک خورشیدی جاویدی ای شهید …

زائر کوی حسین، گشته دل و جان ما / بسته به موی حسین، حال پریشان ما
دلخوشی عاشقان، روضه خون خداست / جنّت ما هیأت است، مقصد ما کربلاست
مولایم، اربابم یا حسین، از عشقت بی تابم یا حسین
فریاد هل من ناصرت در یاد ماست / یا لیتنا کنّا معک فریاد ماست (۲)

در پی روح خدا، سوی خدا می رویم / همچو شهیدان سوی، کرب و بلا می رویم
جان و دل عاشقان، نذر رضای ولی / نذر علمدار عشق، حضرت سید علی
همراز گلهای پرپرم، سرباز گمنام رهبرم
آخر شهیدم می کند عشق ولی / چشم من و فرمان تو سید علی (۲)

آتش هجرت زده، شعله به دلهایمان / صاحب این دل تویی، حضرت صاحب زمان
می رسی و می رود، سوز غم از سینه ها / می رسی و می بری، غربت آدینه را
یا مهدی، یا مولا العجل، آقا یابن الزهرا العجل
یابن الحسن ای قبله هفت آسمان / در هر نفس می خوانمت تا پای جان (۲)

دریافت فایل :   motiei-sorood-payani-moharram90-02.mp3 - دریافت شده: 1,272 بار

پی نوشت:‌ هیئت شهدای گمنام

  1. رهگذر
    24 نوامبر 2012 در 18:20 | #1

    MSIE 7.0 Windows XP

    یه چیزی بگم که روضه ها و مداحی های کامل تر رو می تونی توی سایت های basijisu.comو zohur12.ir پیدا کنی

  2. 24 نوامبر 2012 در 18:23 | #2

    MSIE 8.0 Windows 7

    سلام.
    لازم نیست عمو باشی تا عباس را بفهمی. چون در کربلا عباس عمو نبود. بزرگمردی بود که زندگیش را در کمال ادب و افتخار فدای رهبر و امامش کرد. نه فدای برادر و برادرزاده هایش. عباس حتی اگر عمو نبود این کار را می کرد. چون عباس بود. چون جز اطاعت از امر رهبرش (و نه برادرش) چیزی نمی دانست. برای همین بود که تنها یک بار برادرش را برادر خطاب کرد. وقتی فدای رهبرش شده بود. شاید ام البنین از همان روز اول که به پسرش گفت مبادا حسین علیه السلام را برادر خطاب کنی می خواست به تاریخ همین را بگوید که عباس قربانی عشق پاکش به امام و پیشوا شهید شد نه به خاطر این که دلش برای برادرزاده هایش می سوخت.
    این چیزی است که من از کربلا می فهمم…

  3. 24 نوامبر 2012 در 19:25 | #3

    Firefox 16.0 Windows 7

    @سلام
    سلام
    احساسی که من دارم زمانی که مثلا برادرزاده‌ام تب دارد یا … عمق مصیبت آن روز را برایم تداعی میکند … منظور سوختن دل حضرت عباس (ع)‌ برای برادرزاده‌هایش نبود …
    اما آنچه که نوشتید در باب معرفت است و درست و زبانزد خاص و عام است، در همین برادر خطاب نکردن تا ماجرای مناره‌ها و طلاکاری شان تا …

  4. سلام
    26 نوامبر 2012 در 15:32 | #4

    MSIE 7.0 Windows XP

    سلام:
    اول این که خیلی بده یکی اسمی رو که یه جورایی شناسنامه ی آدم محسوب می شه برداره. مثل همین دوست عزیزی که اسم سلام که من نسبت بهش احساس مالکیت داشتم رو برای خودشون انتخاب کردند.(اگه می شد اسم کامنتهامنحصر به فرد بود خیلی بهتر بود.شما خودتون اسم های مشابه رو اشتباه نمی گیرید؟)

    دوم یک بشارت.قبلش بگم نمی دونم توی دعوتی که انجام گرفت کیا صدامونو شنیدند و کیا خواستند با ما باشند و کیا عملا بودند . به هر حال به قول دوستان ما از کسانی که حتی با نیت های خودشون به ما یاری رسوندند ممنونیم!
    یه عادت احتمالا بدی که دارم اینه که بعضی وقتا لِتَطمَئنَّ قلبی یه کاری که می کنم در قرآن رو باز می کنم ببینم خدا چی می گه (البته که استخاره نیست . فقط از سر شیطنت ) سر این قرار خیلی قشنگ تر از همیشه بود.
    دو بار اولی که باز کردم هر دو بار اومد “بسم الله الرحمن الرحیم ” (نمی دونم چه رمز و رازی داره که این چند وقته این آیه ی مبارک رو خدا زیاد نشونم می ده)
    جالب ترش دفعه ی سومی بود که فرمود:” إن ربک یعلم أنک تقوم أدنى من ثلثی اللیل ونصفه وثلثه وطائفه من الذین معک ” ” و پروردگارت می داند که تو و گروهی با تو نزدیک دو ثلث ، یا نصف ، یا ثلث شب را به پا می خیزید”(۲۰ مزمل)
    درسته قرار ما به این شدت نبود اما خداجون جواب قشنگ و امیدوار کننده ای داد. به هر حال هنیئاً لکم .

    سوم : یه تشکربابت مداحی که از دکتر مطیعی گذاشتید( آخه ایشون استاد و مداح هیئت دانشگاه قبلی من هستند) امسال از این که نتونستم برم هیئت دانشگاه بدجوری دل شکسته و پریشون بودم . هیچ مجلسی هم نتونست جوابگو باشه . حتی تلاش دوستان که با سیل پیام هایی که می فرستادند تا جام توی مراسم خالی نباشه یا تماس هایی که می گرفتند تا صدای مراسمو بشنوم نتونست اثر بخش باشه. اما اصلا انتظارشو نداشتم که دم پایانی هیئت رو این جا ببینم. خیلی ذوق کردم.
    چهارم : این که فکر کنم دیگه این جا ننویسم . به خاطر این که این تصور ایجاد نشه که من فراموش کردم فضای سایت مال آقای نوروزی هست ومن این جا فقط مهمونم نه صاحبخونه. و همچنین به خاطر عمل به حدیث” اتَّقوا مَواضع التُّهَم”(از مواضع تهمت اجتناب کنید)

    شاید شاید تصمیمی ، تقدیری یا… باعث شد که دوباره حرفی برای گفتن باشه.به قول خودتون تا شما چه تصمیمی بگیرید و من ازمیون راههایی که الان جلوی پام هست کدوم یکی رو انتخاب کنم(شاید مثل چند سال گذشته هیچ کدوم!( باید اعتراف کنم که دیگه خسته شدم از انتخاب)) و بالاتر از همه تا این که خدا چه سرنوشتی رقم بزنه… تا یار چه را خواهد و میلش به چه باشد(با کمی تحریف) .

    از ته دل دعا می کنم خدا شجاعت در تصمیم بده و استواری در تصمیم و همچنین ثبات قدم و توان و عزم برای رسیدن به تصمیمی که فکر می کنیم درسته. تردید زیاد آدم رو توی دینش هم به کفر می اندازه چه برسه به چیزهای دیگه.

    و دوباره معذرت می خوام اگه مزاحمتی ایجاد شد از همه ی انواع قابل تصورش.یا علی

  5. 27 نوامبر 2012 در 00:44 | #5

    Firefox 16.0 Windows 7

    @سلام
    سلام
    نه من به جز اسم، ایمیل، IP و … رو هم می بینم، و الان مشخص هست که اون پیام قبلی رو یکی دیگه گذاشته نه شما …، هر چند باز هم ممکنه کسی خودش رو جای کس دیگه ای جا بزنه، مگه اینکه بخوایم ثبت نام و اینا بزاریم برا کامنت گذاشتن که برای یه سایت شخصی متداول نیست …
    در جواب اول تا چهارم و … فعلا فقط می‌تونم بگم یا علی …

  1. بدون بازتاب