خانه > آپا, کسب و کار, نوشته‌های شبانه! > شرایط و زندگی شخصی کارمند و …

شرایط و زندگی شخصی کارمند و …

از آموزشی که برگشتم، آخر هفته بود، با رئیسم تماس گرفتم که هفته بعدش که روز شنبه ۳۱ فروردین روز اول هفته هست رو نرم سر کار و برم دنبال کارای عقب افتاده مثل دکتر رفتن واسه سنگ کلیه یادگار سربازی و … و از یک اردیبهشت برم سر کار، اما گفتن نمیشه و شنبه رو هم حتما بیا سر کار، حالا مرخصی پایان دوره هم تا ۳ اردیبهشت بود ولی من با این شرایط از ۳۱ فروردین رفتم سر کار.
آخر همون هفته رفتیم تهران برای کارهای یگان، چند تا سرباز دیگه بودن با مدل سربازی مشابه من، یکیشون داشت میگفت که رئیسش بهش گفته که از آموزشی برگشتی خسته‌ای برو یکی دو هفته مسافرت و بعد بیا سر کار!
از این نحوه متفاوت برخورد با برگشتن از سربازی بگذریم! اون هفته گذشت، بعدش یه ۵شنبه رفتیم سر کار که وزیر میخواد بیاد بازدید. حالا هم دوباره این هفته گفتن که باید ۵شنبه بیای سر کار و بنا هست یکی دیگه بیاد بازدید! تازه من یه مقدار نادقیق با خواسته‌های مدیریت برخورد کردم و جاهایی که وجودم ضرورت نداشته و کار به من وابسته نبوده، ۵ شنبه ها نرفتم سر کار وگرنه دو تا ۵شنبه و حتی جمعه دیگه رو هم باید می رفتم سر کار!
حالا موارد دیگه‌ای هم هست از همکارا که تازه ازدواج کردن و مسائل مختلفی پیش پاشون هست و طبیعتا نمیشه ازشون توقع داشت که زندگی رو که با عشق و امید شروع کردن بزارن در مرحله دوم اهمیت و کار براشون بشه مرحله اول اهمیت.
با این وجود وقتی شرایط پروژه و مسئولیت مدیر پروژه رو می‌بینم نمیتونم بگم که اشتباه رفتار میکنه. در واقع شرایط و زندگی شخصی کارمند سر جای خودش اما مدیر در مرحله اول در قبال مسئولیت هایی که بهش سپرده شده باید جواب پس بده. این وسط البته چیزی که شاید تو محیط کار من تا حد زیادی مغفول مونده بازده فرد هست که میشه با یه سری از توجهات به شرایطش و دادن یه سری امتیازات برای حل و فصل شدن مسائلش، بازدهش رو بالا برد و یا در نقطه مقابل با عدم توجه به اون‌ها بازده رو پایین آورد و حضور فیزیکی رو بی ارزش کرد …

نمی‌تونم کامل این موضوع رو جمع‌بندی کنم که یک مدیر یا مسئول تا چه حد باید به شرایط و زندگی شخصی کارمند اولویت و اهمیت بده در مقایسه با آماده شدن به موقع خروجی و انجام شدن کار و … اما چند تا نکته رو میتونم با اطمینان بگم:
۱- برای یک کارمند باید زندگیش در اولویت باشه و کارمندی که زندگیش رو در اولویت قرار نمیده و کارش رو در اولویت قرار میده، دیر یا زود با مشکلاتی مواجه میشه که کارش رو هم تحت تاثیر قرار میده. حتی اگه این فرض رو هم غلط در نظر بگیرید، باز با منطق جور در نمیاد که کسی کارش رو به زندگیش اولویت بده. آخه واسه چی داره کار میکنه؟!؟
۲- مدیری که اوضاع و احوال کارمنداش رو میدونه و مرتب باهاشون صحبت میکنه و از شرایط و زندگی شخصی شون آگاه هست میتونه خیلی بهتر شرایط رو درک کنه و در عین حال به اندازه ممکن به کارمنداش اجازه بده که بسته به شرایط شون عکس العمل مناسب نشون بدن و مدیری که بین خودش و کارمنداش دیوار بزاره و عادت نداشته باشه که اوضاع و احوال شون رو بدونه حتما با موارد پیش بینی نشده مواجه میشه.
۳- گاهی وقتا حرف زدن و شنیدن حرف از کارمندا در خصوص مشکلات و مسائل شون حتی اگه با هیچ مساعدتی همراه نباشه و فقط در حد شنیدن باشه باز باعث میشه که بار سنگینی از رو دوش کارمندها برداشته بشه و بهتر بتونند به کار بپردازند.

  1. نظر
    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۰:۳۰ | #1

    Firefox 3.6.3.NETCLR3.5.30729 Windows XP

    هدف آدما توی زندگی فرق داره دیگه. اینکه به چی چقدر اهمیت بدن. البته به نظر من این هدفه واسه همه کم و زیاد ثابته اما ماها انگار هدفمون رو گم کردیم…انسانم آرزوست…

  2. ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۸:۱۲ | #2

    Firefox 20.0 Windows 7

    @نظر
    یعنی میگید هدف مدیر تعیین میکنه که چقدر به شرایط کارمنداش اهمیت بده؟ تقریبا حرف درستی هست، از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم.
    هدف‌مون رو گم کردیم؟ هدف مون رو فراموش کردیم؟ یا اینکه نه حتی فراموشش هم نکردیم بلکه گذاشتیمش گوشه ذهن مون و از کنارش با بی تفاوتی رد میشیم؟

  3. نظر
    ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۱ | #3

    Firefox 3.6.3.NETCLR3.5.30729 Windows XP

    نه این دقیقا گم کردن هدفه یعنی توی یک پروسه اول هدف اصلی و اولیه گم میشه. چون آدم بدون هدف نمیشه در راستای گشتن به دنبال هدف یهو میره میچسبه به یه چیزی که هدفش از زندگیش نیست.
    از بالا که نگاه کنیم اوضاعمون خیلی مسخره است ما با این کارهای خودمون در حالت خیلی خوبش اگه پشت به هدف ندویم, دورترین مسیر و مارپیچ ترین مسیر رو برای رسیدن به هدف اصلیمون انتخاب کردیم و غرق در قاقالی لی لی هایی شدیم که دنیا داده دستمون یکیش هم مثلا کار! ناخودآگاه یاد قضیه حمار افتادم. حمار چون هدفش رو گم نکرده اینقدر مستقیم میره ها!!!
    البته ما از حمار خیلی پیشرفته تریم همین چیزهایی که گفتید مثلا کار اگه حواسمون شش دونگ به هدفمون باشه راه رسیدن به هدف رو سهل تر میکنه نه این که راه رو مارپیچ کنه.

  4. ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ۲۰:۴۶ | #4

    Firefox 20.0 Windows 7

    @نظر
    درسته! اگه هدف رو تو ذهن مون داشته باشیم، اگه هدف یه ته نقش باشه تو همه کارها، همه چی کمک میکنه که به سمت هدف و مقصد بریم. اما وقتی هر چیزی خودش میشه هدف و مقصد، اون وقت مساله پیچیده میشه و همه چی در تضاد با هم قرار می‌گیره!

  5. ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ در ۱۶:۰۱ | #5

    Firefox 44.0 Windows XP

    والا من که هر کسی رو دیدم که زندگی اش رو به کار اولویت داد از کار برکنار شد! مجبور شد بره بیزینش خودش رو راه بندازه و در نهایت کار و زندگیش با هم میکس شد!

  6. ۸ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۷:۰۵ | #6

    Firefox 46.0 Windows 7

    @علی امین زاده
    خوب تا حدی زیادی درست میگین.
    اما این مخالفتی با اینکه یه مدیر به فکر زیردست‌هاش باشه و … نداره .

  1. بدون بازتاب