خانه > نوشته‌های شبانه! > غذاهای تکراری

غذاهای تکراری

نظرات مختلفی هست درباره اینکه غذای تکراری می‌تونه خوب یا بد باشه،‌ گاهی برای کسی که از فقر یک ماده غذایی رنج می‌بره غذای تکراری که حاوی اون ماده باشه می‌تونه خیلی خوب باشه و گاهی هم تکرار غذا علاوه بر اینکه آدم رو از اشتها دور می‌کنه و کسالت آور میشه به نوعی ممکن هست باعث کم و زیاد شدن مواد مورد نیاز بدن بشه. خیلی جنبه‌های مختلف دیگه هم ممکن هست مطرح باشه و …
اتفاق جالبی که تو این حدود هفت هشت ماه اخیر زیاد برام می‌افته این هست که بین سه تا هفت وعده تو چند روز پشت سر هم غذای تکرار بخورم! مثلا روز شنبه سر کار جوجه میخورم، شب میرم خونه خانومم اینا اونجا جوجه میخورم، فرداش میرم ماموریت اونجا جوجه میخورم و …! یا مثلا خونه خودمون خورشت سبزی میخورم بعد خونه خانومم اینا بعد میریم مهمونی، بعد سر کار، بعد دوباره خونه خودمون و … .جالب ترینش هم اون دفعه بود که تو چند روز ۴ بار جیگر خوردم! یه بار خونه خانومم اینا، دو بار خونه خودمون و یه بار هم بیرون! این موضوع مدتی ذهنم رو مشغول کرده بود که چرا این طوری میشه و خوردن غذاها پشت سر هم می افته؟ البته خوشبختانه هیچ وقت واسه من کسالت آور نبود و همیشه دوست داشتم. شاید به نوعی باعث میشه مشکلات بدنی من حل بشه! شایدم یه نشونه هست! اما چی میخواد نشون بده؟ هر چی فکر می‌کنم عقلم به جایی قد نمیده! شما ایده‌ای ندارین؟

  1. قاصدک
    ۱۳ مهر ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۵ | #1

    Firefox 24.0 Ubuntu;

    سلام

    این که نشونه ی چی هست رو خودتون انگار گفتید! هر چیز تکراری کسالت آور نیست! بعضی چیزها تکرارشون هم خوبه!

  2. 1
    ۱۶ مهر ۱۳۹۲ در ۱۷:۰۰ | #2

    Firefox 12.0 Windows XP

    مگه اون داستان معروف نشنیدی که مرده هر جا میرفته کالجوش جلو تر از اون میرفته

  3. ۲۵ آبان ۱۳۹۲ در ۲۱:۵۳ | #3

    Firefox 24.0 Windows 7

    @قاصدک
    سلام!
    گفتم؟!
    موافقم بعضی تکرارها حتی می تونند عالی هم باشند!

  4. ۲۵ آبان ۱۳۹۲ در ۲۱:۵۴ | #4

    Firefox 24.0 Windows 7


    سلام
    نه، نشنیدم، داستانش چیه؟

  5. ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ در ۱۴:۲۷ | #5

    Firefox 44.0 Windows XP

    =))) یادم افتاد توی یکی از ماموریتها توی یه هتل مکش مرگ ما منو رو برانداز کردم و دیدم همه اش کباب کباب کباب. از بس اون چند ماه توی هتلهای مختلف کباب و کباب و کباب بود دیگه طاقت نیاوردم. برگشتم به گارسون محترم گفتم: ببخشید! خورش قیمه ندارید؟!

  6. ۸ خرداد ۱۳۹۵ در ۱۷:۱۶ | #6
  1. بدون بازتاب