خانه > موسیقی, نوشته‌های شبانه! > گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ خوب جهان!

گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ خوب جهان!

دیار ماندگار
شاعر:‌ صالحه زهره‌وند
خواننده:‌استاد علیرضا افتخاری
آهنگ‌ساز و تنظیم : استاد علیرضا افتخاری و پدارم کشتکار

چون ماه در هفت آسمان، شهری همیشه جاودان
روح مسیحایی دمد، شوری به دل‌ها می‌نهد
گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ی خوب جهان
از مهد فرهنگ و هنر، روح تمدن در بشر
صد شهر در این کهکشان، تابد همی چون اختران
آواز دیگر سر دهم، بر خون عاشق سر نهم
خوانم نجف آباد را، خوبان مادرزاد را
کاشان تجلّی زمان، باغ و گلاب و عاشقان
شهر خمینی شهر را، شهر کلام و دهر را
گلپایگان و عالمان، تاریخ و فرهنگ عیان
گویم سخن از خوانسار، از شهد و شادی و بهار
از لاله‌های واژگون، از چشمه‌ی آیینه گون
نایین و فرش دست باف، با مردمی یک رنگ و صاف
از شهرضا شرق زمان، از همت مردان آن
از قلب اردستان گذر، باغ و انارستان نگر
کز دارلعرفان شد عیان، اصرار خلقت در نهان
لنجان ببین و چادگان، خاکش چو یاقوت روان
مبارکه در صنع و کار، ماند همیشه ماندگار
برخوار را با چشم دل، بنگر چه می‌روید ز گل
از میمه چون کردی گذر، گل‌های گندم همچو زر، گل‌های گندم همچو زر
خوش می‌نوازد چشم جان، چون جلوه‌ای از لامکان
شاهین‌شهر با صفا، با مردمانی بی‌ریا
گو از نطنز و هستی‌اش، از قدرت و سرمستی‌اش
همچون زلال چشمه‌سار، اهل دهاقان نامدار
عطر خوش سیب آمده، بر قلب عاشق سر زده
خواهم سمیرم را ز جان، با آبشاری جاودان
استا (؟) فریدون‌شهر را، اقوام و مهر و نهر را
دشت فریدن را نگر، از لاله‌ها حظّی ببر
آران و در بر بیدگل، از فرش تا عرش است گل
آن مردم خوب کویر، ایثارشان شعر شهیر
خور و بیابانک نشان، دارد ز پاکی روان
از سرزمین آفتاب، از شعر و فرهنگ و کتاب
صبح فلاورجان همی، از دل زداید هر غمی
تیران و کرون چون تنی، گردش ز ایمان جوشنی
در این سرای ماندگار، درهای سنگی یادگار
بوئینیانی نامدار، عطر میاندشت بوی یار
بر باغ‌کار (؟) زنده رود، مهر از ازل تابیده بود
گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ی خوب جهان

  Esfahan_Eftekhari.Mp3 - دریافت شده: 19,937 بار
  1. ۴ مهر ۱۳۹۱ در ۱۹:۱۸ | #1

    به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
    به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
    ببر از وفا کنار جلفا به گل چهرگان سلام ما را
    شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش
    گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش
    بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می
    بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی
    ساعتی در جهان خرم بودن بی غم بودن بی غم بودن
    با بتی دلستان همدم بودن محرم بودن با هم بودن
    ای بت اصفهان زان شراب جلفا ساغری در ده ما را
    ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را

  1. بدون بازتاب