بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘پایان نامه ارشد’

مروری بر این چند وقت

۱۲ خرداد ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

یکی دو سالی از دوره کارشناسی می‌گذشت، یه مقدار اوضاع نامناسب بود، برخلاف دوره دبیرستان، نمره ها جالب نبودن، کارهای جانبی نسبتا بزرگ و موفقیت آمیز هم خبری ازشون نبود، فقط تنها موفقیتی که بود این بود که اطلاعات من از فیلدهای مختلف رشته ام بیشتر و بیشتر میشد، کم کم به خودم اومدم، یه خورده سعی کردم حداقل شب امتحان رو برای نمره درس بخونم! یه خورده اوضاع بهتر شد، تو کارای جنبی هم یه کارایی کردم، هر چی به طرف پایان دوره کارشناسی رفتیم اوضاع درس خوندم بهتر و بهتر شد، سال اول و تقریبا ترم سوم ارشد رو هم اوضاع خیلی خوب بود، شاید بیش از اونی که خودم انتظار داشتم. گذشت و دوباره یه کاری رو شروع کردم، تسنیم تا حدی رسمی شد از ترم سه، اواخر ترم چهار هم که از آپا سر در آوردم، حالا هم ترم شیش داره تموم میشه! تو این مدت تقریبا هیچ پیشرفت خاصی تو زمینه درسی و علمی نداشتم، نه مقاله ای نه کتابی و نه  حتی خبری از تموم شدن پایان نامه نیست!
دیشب که داشتم به این گذشته نزدیک فکر میکردم تو نگاه اول به نظرم رسید تا یه حدی بین اینکه تمرکزم رو کار و محیط عملی بوده یا اینکه روی درس و محیط علمی وضعیتم فرق میکرده، خیلی فکر کردم که دیگه باید کار نکنم، دیگه وقت ندارم، اما نتونستم خودم رو قانع کنم که این مقایسه و مرور درست هست. یه خورده دیگه فکر کردم، یه فرق دیگه هم بود، از قدیم حتی از دوره دبستان! هر موقع که کسی کنارم بود که تونستم کمکش کنم، هر موقع هدفم موثر بودن تو مسیر بود نه فقط رسیدن به قله تو وضعیت خوبی بودم و هر موقع فقط قله رو میدیدم و هیچ توجهی به مسیر نداشتم و به افرادی که تو مسیر هستند، نتونستم اصلا جلو برم. شاید اگه تو پایان نامه می تونستم اون مدل همکاری با هم برای پیشرفت همه رو که تو دو سه ترم ارشد جلو بردم جلو ببرم الان هم خودم و هم همکلاسی هام پایان نامه هامون رو با نمره بالا دفاع کرده بودیم و مقاله هامون هم چاپ شده بود و داشتیم با هم کتاب می نوشتیم و … . نمی دونم شاید اینم تحلیل و نگاه درستی نیست.
یاد حرف آقای معین فر دبیر شیمی مون افتادم که موفقیت های ما به تعداد آدم هایی که دوست مون دارند و دل شون برامون می تپه خیلی بستگی داره، شاید باید تو سبک زندگی ام تجدید نطر کنم تا تو سبک کار کردنم، شایدم تو هر دو، فعلا میخوام این یکی دو روز تعطیلی رو رو این موضوع زیاد فکر کنم، شاید بعد از تعطیلات کارای عجیبی هم کردم، شایدم مثل بیشتر اوقات هیچ اتفاقی پیش نیومد و همه چیز باز هم به گذر زمان موکول شد.

بهار امسال …

یادم نیست، بهارهای قبلی چطور بودند، اما از بهار امسال خیلی ناراحتم! تا میرسی منزل، ساعت حداقل هشت و نه شب است و تا شام بخوری و بنشینی پشت سیستم می شود یازده دوازده! خلاصه هر کاری میکنی زودتر از یک و دو خبری از خواب نیست و صبح هم باید زود بزنی بیرون! یادم نیست سال های قبل بهار همین طوری بود یا نه! اما از بهار امسال اصلا راضی نیستم، نه از بلندی روز میشود بهره برد و نه کوتاهی شب اجازه میدهد که حداقل خستگی روز بلند از بدن بیرون برود!
در این مدت مطالب زیادی برای نوشتن بود، که اغلب به خاطر همین مساله زمان فرصت نشد به موقع بنویسم‌شان و و بعد از گذشتن چند روز هم دیگر حال و هوای نوشتن شان نبود، موضوعاتی که البته بعید نیست در مطرح نشدن شان هم حکمت هایی بوده باشد، هر چند در من اثری از پند گرفتن دیده نمی‌شود! خدا به خیر کند این بهار و تابستان را و این پایان نامه ما را که ممکن است، آزمایش بزرگی بشود که زیر بارش کمرمان دیگر راست نگردد! تا خدا چه بخواهد و ما چگونه تلاش کنیم!

اضافه بار

۳ فروردین ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

انواع مختلفی از پردازنده تو این سال‌هایی که من با کامپیوتر آشنا شدم و سروکار داشتم عرضه شدند، ‌پردازنده‌هایی که در خیلی از ملاک‌ها با هم فرق می‌کردند، اما فارغ از اینکه یک پردازنده چقدر قوی باشه همیشه برام پیش اومده که ببینم اون پردازنده زیر بار اجرای چندین برنامه  کاربر و چندین پردازش زمینه‌ای داره دست و پا میزنه و آخر سر هم این اضافه بار باعث می‌شه که اصلا معلوم نشه این پردازنده چقدر قوی بوده و فقط ضعفش در اون حالت خاص به چشم بیاد. شاید هم باید به جای پردازنده خالی می‌گفتم یه کامپیوتر، منظورم ترکیب پردازنده و حافظه و سایر موارد لازم هست. بگذریم، اون چیزی که می‌خوام روش بحث رو ادامه بدم این هست که یه سیستم یا یه پردازنده هر چقدر هم که قوی باشه تا یه حدی از اضافه بار رو تحمل میکنه و بیش از اون حد دیگه کم میاره.
با توجه یه اونچه گفتم، نکته حائز اهمیت این هست که سیستم عامل به چه صورت برنامه‌های کاربر و پردازش‌های زمینه‌ای رو اجرا میکنه، اگه وسط یه مجموعه انتقال و کپی که کاربر داره انجام میده، سیستم عامل شروع کنه به یکپارچه‌سازی حافظه یا هر فعالیت دیگه‌ای که با حافظه به میزان زیاد سروکار داره، طبیعتا در فرآیند معمولی کپی یا انتقال که مثلا به خاطر به روز بودن سخت افزار کاربر باید خیلی سریع انجام بشه، ضعف‌هایی به چشم کاربر میاد. حالا اگه این سیستم عامل یه سری برنامه یا پردازش رو این‌قدر بد بهشون وقت بده که همواره گیر وقت پردازنده باشند اوضاع بدتر میشه و اینا هی منتظر هستند و در عین حال که منابع بهشون نمیرسه که کارشون رو تموم کنند از اون ور هم هی منابع سیستم صرف سوئیچ کردن بین اونا و کارای دیگه میشه و … . ادامه ی نوشته

انتخاب دانشگاه و انتخاب استاد راهنما!

در زندگی انتخاب‎های زیادی برای فرد پیش می‎آید، انتخاب‎هایی که برگزیدن آنها مستقیم یا غیر مستقیم زندگی فرد را دستخوش تغییر می‎کند. از این بین دو انتخاب در انتهای دوره کارشناسی و با شرکت در آزمون کارشناسی ارشد پیش روی فرد قرار می‎گیرد، البته شنیده ها حاکی از آن است که در آینده نزدیک اصلا دوره کارشناسی ارشدی نخواهد بود که این انتخاب ها باشند! اما با این وجود دیشب که مهلت ثبت نام آزمون ارشد تمام شد، من یاد این انتخاب ها افتادم و لازم دیدم در مورد این انتخاب‎ها اندکی بنویسم! ادامه ی نوشته

Categories: پایان نامه ارشد Tags: