سال نو یعنی تو، وقتی از در تو میای …
این چند روز گذشته، یه جورایی دوباره رفتم تو حال و هوایی که محسن چاووشی گوش کردن شده جزء لاینفک زندگیم، مثل سالهای دور … . چند بار میخواستم یه چیزایی در مورد ترانههای سنتوری و پرچم سفید بنویسم، ولی خوب انگار قسمت نبود. امشب بالاخره لباس نو روی آنتن تلویزیون رفت و صدای چاووشی از تلویزیون پخش شد. بی مقدمه بیشتر، متن و آهنگ رو براتون میزارم، خیلی دوستش دارم، اگه لحظات تحویل سال، منم از ذهنتون عبور کردم، برام از خدا بخواین که امسال لیاقتش رو پیدا کنم تا اونی رو که این همه سال ندیدم، ببینم. میدونم توقع عجیبی هست، اما دلم میخواد … اصلا از شما که چیزی کم نمیشه دعا کنید! از خدا هم چیزی کم نمیشه اجابت کنه! پس لطفا برام دعا کنید! خدا رو چه دیدی شاید …
لباس نو
محسن چاووشی، حسین صفا، شهاب اکبری
نه هوای تازه و نه لباس نو میخوام
هفت سین من تویی، من فقط تو رو میخوام
دلم امشب از خدا جز تو هیچی نمیخواد
کاش یکی ما دو تا رو با هم آشتی میداد
شب عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه
آینهی زلال من، دیدن عید منه
سال نو یعنی تو، وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب، سفره چیدم که بیای
سال نو یعنی تو، وقتی از در تو میای
نذر کردم امشب، سفره چیدم که بیای
شب عیدی آسمون وقتی که میباره
بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره
ببین امشب قلبم مثل آینه روشنه
آینهی زلال من، دیدن عید منه
شادی از تقویمم، بی تو رفت و برنگشت
انتظارت منو کشت، توی سالی که گذشت
شادی از تقویمم، بی تو رفت و برنگشت
انتظارت منو کشت، توی سالی که گذشت
خدایا، همین که دوباره لحظه تحویل سال رو میبینم، باعث میشه جرات کنم ازت بخوام که دلم رو روشن کنی …
تف به ذاتم اگه دعا نکنم برات داداشی