خانه > مذهبی, نوشته‌های شبانه! > من که توی کبوترا از همه رو سیاه ترم …

من که توی کبوترا از همه رو سیاه ترم …

این چند سال قسمت بود که با بچه ها نزدیک تحویل سال می رفتیم مشهد و بعدش هم یه چرخی می زدیم و از راه شمال برمی گشتیم … . امسال اما با وجود اینکه تابستون این توفیق رو داشتم که برم کربلا و نجف و کاظیمن و سامرا و هم اینکه یه بار دیگه هم قسمتم شد که اواخر تابستون برم مشهد، خیلی دلتنگ حرم امام رضا(ع) هستم، اما خوب انگار قسمت نیست و امام رضا(ع) امسال ما رو قابل ندونسته که این فکرایی که در مورد یه سالی که گذشته و یه سالی که پیش رو هست انجام میدیم رو اونجا و کنار حرمش انجام بدیم، انگار سیاهی هام این قدر زیاده که دیگه باید از همین راه دور سلام کنم و ازش بخوام کمکم کنه که درست تجزیه و تحلیل کنم و تصمیم بگیرم، باید از همینجا براش بگم که امسال چه اتفاق هایی افتاده و وسطش هم درد و دل کنم که یه جاهایی که خیلی بدی هام پر رنگ شده، کمتر کمکم کردند که برگردم و ازشون بخوام بیشتر هوام رو داشته باشند و … . باید از همینجا دعا کنم که همه ‌ی اونایی که تو دلم جایی دارند یا تو دلشون جایی دارم ، سال پرباری داشته باشند و اینکه موارد خاصی رو نام ببرم و با وجود اینکه میدونم بهتر از من از شرایط هر کدوم آگاه هستند باز با زبون خودم براشون بگم و در اون موارد بخوام که برام دعا کنند و …
از همینجا سلام میکنم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) . اگه زیارت رفتید نائب الزیاره ما هم باشید. التماس دعا …