خانه > عمره دانشجویی > آیا دعوت شدن کافی است؟

آیا دعوت شدن کافی است؟

داستان از اونجا شروع میشه که تو می‌ری و بین ۵۰۵٫۰۰۰ نفر دیگه از مجموع ۳٫۵۰۰٫۰۰۰ دانشجوی کشور، برای عمره ثبت نام می‌کنی و بعد اسمت تو قرعه‌کشی میاد بیرون، و میشی جزء اون ۲۶٫۰۰۰ نفری که میرن عمره دانشجویی، خوب تا اینجا چیز قابل تاملی ممکنه نباشه، اما اولین سوال این هست که در اومدن اسم یه نفر رو چه حسابی هست، رو حساب خوش‌شانسی‌اش رو حساب لیاقتش، رو حساب بی لیاقتیش یا …. .
اما هیچ‌کدوم اینا درست نیستن، بلکه درستش این هست که وقتی یه نفر شرایط رفتن به زیارت براش پیش می یاد در واقع اون شخص دعوت شده! به قول قدیمی‌ها طلبیده شده.
این دعوت شدن نشونه لیاقت، بی لیاقتی یا هر چیز دیگه ای نیست، فقط داره میگه خدا به تو هم این موقعیت رو داده، مثل خیلی موقعیت‌های دیگه که به برخی از افراد داده می‌شه. من معتقدم یه سری قوانین هست که معلوم می‌کنه کی تو چه موقعیتی قرار بگیره و این قوانین خیلی خیلی ساده و در عین حال خیلی خیلی پیچیده هستند. بگذریم،  نکته بعدی این هست که خوب پس حالا که من دعوت شدم، همه چی حل هست! و من خیلی خوب می شم و …! اما این طرز فکر درستی نیست ، کافی هست فکر کنید شما به یه مهمونی دعوت شدید ، خوب حالا تو مهمونی هم انواع و اقسام غذاها و نوشیدنی‌ها هست، آیا این دلیل می‌شه که شما می تونید از همه چیز بخورید؟ جواب این هست که خیر! نمی‌تونید، چون مثلا ممکنه شما مرض قند داشته باشید! یا هر بیماری دیگه‌ای مانع از خوردن تو اون مهمونی بشه، بنابراین هم اینکه دعوت شدین دلیل این نیست که حتما می‌تونید برید و اگه رفتید حتما از همه فیوضات موجود بهره‌مند می‌شید.
نکته بعدی  این هست که شما باید برای اون مهمونی آماده بشین و برین، مثلا برای مهمونی عروسی اگه با لباس سیاه و وضع ژولیده برین ، باید نرفته برگردین یا برای مجلس ختم اگه با لباس شیک و رنگ روشن برین و خلاصه وضع تون مناسب اون مهمونی نباشه ، رفتن‌تون لطفی نداره. بنابراین برای رفتن این سفر هم با فرض دعوت شدن باید آدم خودش رو آماده کنه.
خوب تا اینجا معلوم شد که اونایی که دارن می رن یه موقعیت بهشون داده شده و باید آمادگی لازم رو کسب کنن تا بتونن از اون موقعیت بهره ببرند. این شاید تنها بخشی از داستان باشه، که بخش‌های جالب دیگه ای هم داره. به این مثال فکر کنید، شما تو مجلس عقد نشستید، یه خطبه خونده می‌شه و شما به همسرتون محرم می شید، دیگه می تونید ببینیدش! نزدیکش باشید و خلاصه کاملا صمیمی و نزدیک، اما این محرمیت یه سری محرومیت رو هم به دنبال خودش داره، مثلا دیگه نمی‌تونید هر شب با دوستتون تا ساعت ۲ و ۳ بعد از نصف شب بیرون باشید و ….. وقتی سفر حج می رید هم محرم می‌شید و یه سری محرومیت نمادی هم براتون در نظر گرفته شده مثل اینکه در حال احرام حق ندارید تو آینه خودتون رو ببینید، البته اینجا هم احرام باعث میشه محرم بشید و بتونید به خونه خدا نزدیک بشید، بتونید باهاش احساس نزدیکی کنید و حرفای دلتون رو بهش بزنید، اما باید حواس‌تون باشه که اون محرومیت‌ها رو هم رعایت کنید، مثلا تو آینه نیگاه نکردن یعنی اینکه دیگه خودبینی رو بزارید کنار یا به عبارت بهتر اصلا دیگه خودتون رو نبینید، از خودتون رد شید!
این تمثیل می تونه نکات جالب دیگه ای هم داشته باشه، مثلا تو مراسم عقد طرفین بله می‌گن و تو احرام هم شما باید بگید لبیک! که فارسیش می‌شه بله بله! لبیک اللهم لبیک، یعنی بله بله، خدایا بله بله! لبیک لا شریک لک لبیک یعنی بله بله برای تو شریکی قائل نمی شم بله بله! و اگه واقعا کسی بتونه این بله رو درک کنه اون وقت هست که بعد از اتمام این سفر آثارش همیشه با اون شخص خواهد بود.
خوب یه خورده هم در مورد سفر خودم بگم! من ۲۹ تیر به امید خدا اعزام می‌شم، فعلا هم باید اول برم واکسن مننژیت بزنم ، این واکسن رو تو مراکز هلال احمر می زنن و یه کارت بین المللی می‌دن که تا ۳ سال اعتبار داره، هزینه واکسن هم چهارده یا پانزده هزار تومن هست. در کنار اون باید برم عوارض خروج از کشور رو که ۲۵ هزار تومن هست! بریزم به حساب و فیش رو موقع خروج از کشور تحویل بدم! از ۶ تیر تا ۲۹ تیر هم سه تا جلسه برای کاروان ما خواهید بود. رئیس کاروان دکتر منتظز القائم استاد تاریخ دانشگاه اصفهان هست و روحانی کاروان حجه الاسلام روحانی نماینده رهبر تو دانشگاه اصفهان. سفر ما هم عین بقیه عمره‌ها مدینه اول هست و از مسجد قبا شروع میشه، این طوری که تقویم نشون میده سفر ما حوالی عید مبعث شروع میشه و قبل از ولادت حضرت علی‌اکبر تموم میشه. امیدوارم بتونم خودم را برای این سفر حداقل تا حدی آماده کنم.
خدایا گفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را، اما غفلت کردیم.
گفتی از رگ گردن نزدیک‌ترم به شما، اما درک نکردیم.
خدایا اکنون که دعوتم نموده‌ای نگو با خود چه می‌آوری که مرا چیزی نیست که در خورد تو باشد، تنها از تو می‌خواهم کمکم کنی کمی از بدی‌هایم را کنار بگذارم و آن‌گاه که نزد تو می‌آیم آن قدر سیاه روی نباشم که نتوانم ترا نظاره کنم. خدایا لبیک، گه کسی جز تو شایسه لبیک نیست.

Categories: عمره دانشجویی Tags:
  1. ف
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۹ | #1

    MSIE 8.0 Windows XP

    سلام یادش بخیر زمستون ۸۵ یه سه شنبه تو ماه بهمن بعد از نماز ظهر و عصر مصلای الغدیر دانشگاه اصفهان
    قرعه کشی اسامی عازمین بیت الله الحرام آغاز شد اول آقایون بودند انقدر دلم میخواست داداشم انتخاب بشه البته اون سال قبل رفته بود و حالا اشتیاقش هزار برابر من بود اما اسم داداشم درنیومد حتی تو ذخیره ها…حیف
    بعد نوبت خانم ها شد همه ۱۲۰ تا انتخاب شدن حتی۳۰تا ذخیره هم خوندند اما من نبودم وای قابل تحمل نبود هی با خودم میگفتم: خدایا یعنی با من قهری؟؟؟
    آخرش با اصرار بچه ها دوتا اسم دیگه رو هم خوندن… و من نفر ۱۵۲بودم یعنی ۳۲ ذخیره یعنی آخرین ذخیره!!! نمیدونم ولی انتظار اون لحظا باعث شد با شنیدن اسمم یه جوری واکنش نشون بدم که یکم غیر عادی بود البته خیلیا ناامید شده بودن و رفته بودن برا همین باز زیادم ضایع نشدم!!! تتقریباً غیر ممکنه بود نفر ۳۲ ذخیره قسمتش بشه و خودشو دعوت شده بدونه من ترم یکی که… اصلاً چرا باید انتخاب میشدم؟؟؟ اما یه روز تو اسفند درحالی که تو خونه فقط هنوز من منتظر بودم و ناامید نشده بودم خبر دادن که مدارکم رو ببرم ستاد عمره دانشجویی…
    چه خاطرات قشنگی!

    اما وقتی اومدم و حتی وقتی اونجا بودم اونی نبودم که میخواستم باشم شاید هنوز زود بود اما چرا چرا؟؟؟ من که ۳۲ ذخیره بودم چرا دعوت شدم؟؟؟ چرا غفلت کردم؟؟ بعد اون سال دیگه عمر دانشجویی خواهران فقط یک سال بود که اونم تو ماه رجب نبود هی همه گفتن خوشبحالت اما من غفلت کردم حیف!!
    این سفر فقط دعوته و حاصلش فقط بسته به خود آدم داره

  2. ۲۶ مهر ۱۳۹۱ در ۲۳:۵۰ | #2

    Firefox 16.0 Windows 7


    والا برای اینکه اونجا همونی باشیم که باید، آمادگی از قبل لازمه …
    اما صرف اینکه خودمون فکر کنیم اونجا اونی که باید نبودیم، خیلی مهم نیست! در هر صورت در مورد آثار این سفر خیلی بعدتر میشه فکر کرد …

  1. بدون بازتاب