خانه > نوشته‌های شبانه! > دوباره از نو …

دوباره از نو …

دوباره مدتی ننوشت، نمی دونم به چه دلیل! اما می دونم که این بار از قبل گفته بودم که مدتی نمی نویسم! هر چند که یه چند تایی پست اون وسطا زیرآبی رفتم و نوشتم! گلی به گوشه جمال رضا که اگرچه یه بار بیشتر همو ندیدیم و یه دوره کوتاه بیشتر با هم کار نکردیم اونم محدود باز به یاد ما بود و یکی دو تا کامنت برامون گذاشت، بعضی از دوستان که هر روز چشم تو چشم می شدیم اصلا سال ها هم نبینن مون عین خیال شون نیست. بگذریم برای گلایه نیومدم بنویسم….
محرم اومد و داره میره، خیلی حرفا داشتم بزنم که لابد قسمت نبود … تو خونه قبل محرم هم برای عروسی سعید و بعد محرم برای تولد نیما و تو محیط کار برا هزار و یک اتفاقی که افتاد ونیفتاد … اما حالا به هر دلیل و حکمتی که بوده اون حرفا رو ننوشتم و نمیخوام هم الان بنویسم شون، فقط خواستم دوباره سلام کنم، حسن اتفاق اومدن ورد پرس ۳٫۳ با این شروع دوباره ما هم ان شاء الله کمک میکنه که دوباره نریم و پیدامون نشه، اگه تو حقیقت بی مرام شدیم، بزار تو دنیای مجازی اون دو زار مرامی که داریم رو نگه داریم. امشب یه چند تا پست میزارم، در حدی که وقت اجازه بده، بقیه شب ها هم هر چی نقاش بزرگ طرح زده باشه و ما هم بتونیم نقش خودمون رو بزنیم …

  1. ۲۷ آذر ۱۳۹۰ در ۰۰:۱۱ | #1

    Chrome 14.0.835.163 Windows 7

    خوشحال نه به خاطر حضور دوبارت بلکه به خاطر خوشحالی آی که از خوندن مطالبت بهم دست میده
    مثل همیشه دوست داشتنی ، با وقار و متین نوشتی
    یا علی

  2. ۱ دی ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۷ | #2

    Firefox 8.0 Windows 7

    @رضا یوسفی
    به نوشته های شما که نمیرسه، منم خوشحالم که هنوز بهم سر میزنی

  3. ۴ دی ۱۳۹۰ در ۱۸:۳۲ | #3

    Firefox 8.0 Windows 7

    نمیدونم چرا خدا اینقدر ازم روش بر میگردونه نمیدونم کی تموم میشه خسته شدم اینقدر دیدم همه میرن بالا من دارم درجا میزنم

  1. بدون بازتاب