این فیلم قلاده های طلا اکرانش که شروع شد انواع و اقسام تخریب ها علیه اش بود، عده ای این طور جا انداخته بودن که فیلم قصد داره بگه که ملتی که بعد انتخابات رفتن تو خیابون یا معترض بودن یا … قلاده گردن شون بوده یا … و خلاصه انواع و اقسام تخریب ها علیه این فیلم و عواملش بود و … . من خیلی کم سینما میرم ولی خوب این فیلم رو دوست داشتم ببینم و خودم در موردش قضاوت کنم. هفته پیش ۵ شنبه سیمنا سپاهان این فیلم رو دیدم. بین حرف هایی که در موردش زده میشه و خود فیلم فاصله زیادی هست. فیلم از ماجرای بمب گذاری تو هواپیمای حامل خاتمی شروع میشه و بعد ورود یه جاسوس انگلیسی به ایران که با عده ای از مخالفان مشخص نظام مثل بهایی ها سلطنت طلب ها و … (یه جورایی وابستگان سفارت انگلیس) یه جا کنار هم جمع شدن تا حکومت ایران رو تغییر بدن و وجه تسمیه فیلم هم همون اوائل فیلم هست که همین جاسوسی که از خارج اومده به اون همدست هاش میگه که ما هر کدوم یه جور قلاده گردن مون هست و … . ادامه ی نوشته
امشب جایی مهمون بودیم بعد یه سری حرف بین من و چند تا از بچه های فامیل رد و بدل شد، داشتم می دیدم که یه تصمیم که مثلا پدرم گرفته یا مثلا یه تصمیم که باید می گرفته و نگرفته ممکن تا دو سه نسل بعدش رو خیلی زیاد تحت تاثیر قرار بده.
البته از یه طرف اونا تحت شرایط و تابلو نقاشی قرار می گیرن و طبیعتا انتظاری بیرون از نقشی که می تونند بزنند ازشون نمی ره و از اون طرف هم دنیا هدف نیست که بگیم حالا اینا به خاطر این نقشی که پدر یا پدربزرگ شون زده به یه جاهایی نمی تونن برسن، اما از طرف دیگه این پدر یا پدربزرگ در مقابل نقشی که زده و دیگران رو توش قرار داده چقدر انتخاب هاش تاثیر گذار هست و چقدر وظیفه اش سنگینه! واقعا پیچیده هست! البته این دومی هم با در نظر گرفتن اینکه دنیا هدف نیست یه مقدار از بارش کاسته میشه! در حقیقت فرد نباید خیلی نگران این باشه که تصمیم احتمالا اشتباهش زندگی مادی نسل های بعدش رو هم می تونه تحت الشعاع قرار بده، هر چند در این زمینه هم باید حتی الامکان سعی کنه که کوتاهی نکنه!
بعد اومدم این مطلب رو بنویسم این به ذهنم رسید که تو خونواده های بزرگ تر مثل محیط کار یا شهر یا کشور هر کسی بسته به مسئولیتی که داره باید حواسش به عواقب تصمیم هاش روی دیگران باشه، ممکنه یه تصمیم ساده افراد زیادی رو تحت تاثیر قرار بده! این طوری نگاه کردن انتخاب رو تا حدی غیر ممکن میکنه! و باز نقطه امید این هست که دنیا هدف نیست! ما قرار نیست محاسبه کنیم که این تصمیم چه کسانی رو و چقدر تو دنیا تحت تاثیر قرار میده! در حقیقت اعتقاد به خدا و اینکه تلاش باید در جهت رضای خدا باشه تا حد زیادی این موضوع رو حل میکنه، ما باید در جهت رضای خدا حرکت کنیم و چیدین بقیه چیزا رو خدا انجام بده تا اینکه خودمون سعی کنیم همه چیز رو هندل کنیم!
باز یاد اون مطلبی افتادم که قبلا در مورد افراد فرا زمانی و فرامکانی و … در خصوص امام حسین(ع) زدم ….
واقعا بهترین نقطه اتکا در تصمیم گیری ها و جهت دهی های زندگی فقط و فقط می تونه رضایت نقاش بزرگ باشه و اگه بخوایم هر ملاکی رو جایگزینش کنیم درگیر محاسبات با فرمول هایی میشیم که هنوز تعریف نشدن و حالا حالاها هم خیلی بعید هست که کسی بتونه این فرمول ها و روابط رو درست تعریف کنه …
هر چقدر دلم میخواد از انتخابات ننویسم و فراموشش کنم، باز نمیشه! این دفعه در مورد اثرات این رویداد روی خودم و آدمهای اطرافم میخوام بگم و از وظیفهای که هر کدوم ما اگه کسی از اطرافیانمون تو همچین شرایطی قرار گرفت باید حواس مون باشه که ایفا کنیم. خوب طبیعتا مثل هر خونواده سنتی، دفعه قبل که داداشم میخواست کاندیدای انتخابات باشه (مجلس هشتم) پدر و مادرم مخالف بودن و یه جورایی خیلی هم درگیر نشدن، هر چند اون موقع هم ناراحت شدن و قصه خوردن، ولی خوب یه جورایی اصلا اوضاع مثل این دفعه نبود، هم خیلی درگیر نشده بودن و هم یه جوون در اولین فرصتش چهارده هزارتا رای آورده بود واقعا هم یه جورایی موفقیت به حساب میاومد تا شکست و …. اون بار تقریبا من از خونواده خودمون کامل درگیر بودم که ته فشاری که بهم اومد با یه بار بغض کردن و گریه کردن حل شد، این قدر بزرگ نبودم که خیلی چیزا رو بفهمم و … ادامه ی نوشته
این چند سال قسمت بود که با بچه ها نزدیک تحویل سال می رفتیم مشهد و بعدش هم یه چرخی می زدیم و از راه شمال برمی گشتیم … . امسال اما با وجود اینکه تابستون این توفیق رو داشتم که برم کربلا و نجف و کاظیمن و سامرا و هم اینکه یه بار دیگه هم قسمتم شد که اواخر تابستون برم مشهد، خیلی دلتنگ حرم امام رضا(ع) هستم، اما خوب انگار قسمت نیست و امام رضا(ع) امسال ما رو قابل ندونسته که این فکرایی که در مورد یه سالی که گذشته و یه سالی که پیش رو هست انجام میدیم رو اونجا و کنار حرمش انجام بدیم، انگار سیاهی هام این قدر زیاده که دیگه باید از همین راه دور سلام کنم و ازش بخوام کمکم کنه که درست تجزیه و تحلیل کنم و تصمیم بگیرم، باید از همینجا براش بگم که امسال چه اتفاق هایی افتاده و وسطش هم درد و دل کنم که یه جاهایی که خیلی بدی هام پر رنگ شده، کمتر کمکم کردند که برگردم و ازشون بخوام بیشتر هوام رو داشته باشند و … . باید از همینجا دعا کنم که همه ی اونایی که تو دلم جایی دارند یا تو دلشون جایی دارم ، سال پرباری داشته باشند و اینکه موارد خاصی رو نام ببرم و با وجود اینکه میدونم بهتر از من از شرایط هر کدوم آگاه هستند باز با زبون خودم براشون بگم و در اون موارد بخوام که برام دعا کنند و …
از همینجا سلام میکنم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) . اگه زیارت رفتید نائب الزیاره ما هم باشید. التماس دعا …
دلم نمیخواست دیگه در مورد انتخابات مجلس بنویسم، اما بعد اون مطلب به اصطلاح تحلیلی که در مورد انتخابات و نتایجش نوشتم، چندین تا پیغام از تماس با من، برام ارسال شده بود، در نکوهش من! از اینکه من چقدر ساده هستم که فکر میکنم همچین آمار رای آوردنی تحلیل میخواد، تا اینکه برم تحقیق کنم ببینم اینایی که سابقه سپاه داشتن تو چند تا شهرستان با همین اعداد عجیب و غریب رای راهی مجلس شدن! و خیلی حرف های دیگه که مطرح نمیکنم چون اگه طرف میخواست مطرح بشه کامنت میزاشت نه اینکه از تماس با من پیغام بفرسته.
چند تا نکته هست که خلاصه میگم:
۱- همچنان میگم این تعداد رای از تو صندوق ها در اومده و اعتقادی به دستکاری و دست بردن تو اینا ندارم.
۲- رای برخی شهرها به هیچ وجه قابل درک نیست، که مهم ترین نمونه اش شهر گز هست که آقای حاجی بالای ۴ هزار رای آورده و حتی برای جشن پیروزیش هم که رفته تو عکسای سایت خودش چهل نفر هم دورش نیستن و اصلا نمیشه ۴۰۰ نفر تو گز پیدا کرد که بگن به حاجی رای دادن! و خوب لابد اینا از جای دیگه اومدن گز و من نمیخوام منکر این بشم که بحث رای خریدن بوده، هر چند مدرکی هم برای اثبات بودنش ندارم غیر از یه تحلیل شخصی که از یه آدم بیست و شیش ساله همچین اعتباری هم نداره!
۳- باز باید بگم ما مامور به نتیجه نبودیم، زحمت مون رو کشیدیم دلیلی برای ناراحتی نیست، اون آقایی که رای آورده هم باید حواسش باشه که اگه حتی یه دونه رای با تخلف گرفته باشه، حتی اگه کل چهارسال رو لحظه به لحظه خدمت کنه، باز هم به هر ۹ تا کاندیدای دیگه و هم به کل مردم حوزه انتخابیه مدیون هست چون رایی که حقش نبوده با توسل به پول گرفته و واقعا نمیدونم چطوری میتونه جواب گوی خدا باشه
۴- همین قدر که تا شب های آخر دنبال تخریب ما بودن و ازمون میترسیدن نشون میده که ما راه درست و رفتیم و اشتباه نکردیم و بیرون بودن مون اشتباه بزرگ تری بود.
۵- مردم واقعا باید دقت کنند، مشابه دکتر نوروزی تو حوزه های انتخابیه دیگه هم اساتید دانشگاه جوان و پرانرژی زیادی هستند که از همین حدود رای گرفتند و نتونستند راهی مجلس بشند و در عوض اون ها افرادی راهی مجلس شدند که سی سال امتحان خودشون رو در کار نکردن پس داده بودند. همین طور اونایی که حاضر میشن رای خودشون رو بفروشن هیچ جایی برای شکایت از شرایط باقی نمیزارن، تا وقتی کسی هست که رای رو بفروشه، هر چی سرش بیاد حقشه، حتی مردن از گرسنگی
۶- مسئولان نظام هم باید دقت کنند، اینکه نظارتی از بالا نباشه و تو هر شهرستان یه عده بتونند با توسل به قدرت و ثروت راهی مجلس بشند و نخبگان کنار بمونند، جدا از بحث انتخاب اشتباه مردم که به خود مردم صدمه میزنه، به خاطر سر خورده شدن نخبگان و طرفداران شون به جامعه هم صدمه میزنه، با وجود اینکه حضور حداکثری مردم برای نظام مثبت هست، باید دقت بشه که همین حضور اگه به واسطه قدرت و ثروت عده ای باشه و موجب رفتن اونا به مجلس بشه، عدم حضورهای خطرناک تری رو به دنبال خواهد داشت ….
تو این مدت اتفاق های جدیدی افتاده، از وضعیت پایان نامه و رفتار استاد راهنما و … تا انتخابات و … ، تا پروژه ipe و سر و کله زدن با پلیس فتا و … و تو همه اینا فشار به این سمت بوده که فکر کنم خیلی راحت می تونم برم، میتونم از شرایطی محیطی که ازشون راضی نیستم فاصله بگیرم، اما این یک خودخواهی محض هست، اگه من برم، دیگری هم بره و دیگری هم، فضا برای اونایی که جایی که نباید باشن، بازتر و بازتر میشه و تاوان این رفتن خودخواهانه من رو همواره آیندگانی باید بدند و من باید در آینده جواب گوی اون ها باشم، چطور بعضی ها میتونن فکر کنن که در برابر نگهداری محیط زیست و … برای نسل های بعد مسئولیت دارن و بعد وطن رو بزارن کنار و فکر کنند در برابر نسل های بعدی وطن به واسطه تلاشی که برای اصلاح شرایط نکردن، هیچ مسئولیتی ندارن و … . هر چی بیشتر میگذره مصمم تر میشم که رفتن، فقط برای رفاه طلبی و خودخواهی هست و نه برای هر دلیل منطقی و عقلانی دیگه ای …
دفاعم که تموم شد، یهویی رفتم تو فضای انتخابات و دیگه اون وسطا نشد هیچی بنویسم، هر چند حرف خیلی بود و … ، در هر صورت الان که برگشتم لازم دیدم اولین مطلب رو در مورد انتخابات بنویسم و بعد در مورد بقیه چیزا . خوب اول نتایج این دوره رو ببینید:

خوب بحث در مورد انتخابات و نتایجش به خصوص بعد از انتخابات ریاست جمهوری یه جورایی زیاد بوده و هست، منم تحلیل خودم رو از این انتخابات میگم، نظر شخصی من هست درست و غلطش هم تا این حدی هست که من فهمم، اگه احیانا پیگردی چیزی داره هم پای من هست و هیچ کسی تو تحلیلی که می نویسم نظری نداده. ادامه ی نوشته