به چه گوش میدهیم؟!؟
اگه یادتون باشه چند وقت پیش یه مطلبی نوشتم با عنوان تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست که تو مقدمهاش یه حرفهایی از ترانههای پاپ غمانگیز زدم ، این بار میخوام بیشتر در موردش صحبت کنم. اصل فکر کردن من در مورد این ماجرا بر می گرده به اوائل سال تحصیلی گذشته. راستش رو بخواید تا اون موقع(و البته هنوز تا حد زیادی تا همین موقع!) خواننده های مورد علاقه من ۴ دسته می شدن، یه دسته خوانندههای پاپ داخلی مثل سعید شهروز مسعود خادم مهراج محمدی احسان خواجهمیری مجید اخشابی وبقیه کسایی که تو این مایه میخونند، یه دسته خواننده هایی اونوری که سنگین و رنگین بودن(از نظر من!) مثل معین و امید، یه دسته خوانندههای سنتی داخلی مثل شجریان، ناظری، افتخاری، سراج و … و بالاخره یه دسته دو نفره شامل سیاوش قمیشی و محسن چاووشی. اون سه دسته اول رو گاها گوش میکردم و بعضی وقتها واقعا ازشون لذت میبردم اما این دسته آخری آهنگ هایی بودن که همیشه میتونستم گوش کنم، در هر شرایطی. به هم سن و سالهام هم که نیگاه میکردم همین طور بود، محسن چاووشی و سیاوش قمیشی از محبوب ترینها بودن.
برگردیم به بحثی که اون روز با اون دوست داشتم. اون روز من روی MP3 player همه آهنگهای محسن چاووشی رو داشتم و با هم داشتیم گوش میکردیم، اون شخص بهم گفت اصلا به چیزهایی که این میخونه توجه میکنی؟ گفتم آره چطور مگه؟ گفت یه دور دقت کن ببین چند تاش غمانگیز و ناامید کننده هست. بعد من نشستم گوش دادم دیدم بعضیهاش همینطوره! بعد یه سری آهنگ اون داشت که با هم گوش کردیم آهنگهایی بودن که انتخاب کرده بود و حرف های مثبت میزدن! البته من اصلا ازشون خوشم نیومد! چون خوانندههاشون خواننده نبودن اصلا نمیتونستم اون خواننده رو مثلا با محسن چاووشی مقایشه کنم. خلاصه بعد از این ماجرا یه خورده که تامل کردم و آهنگها رو پس و پیش کردم دیدم واقعا خیلی از این حرفایی که داره تو شعرهای اونها زده میشه روی آدم تاثیر میزاره و کم کم علاوه بر عادت به این نوع آهنگ طرز فکرمون هم نسبت به بعضی چیزها عوض میشه.
اشتباه نشه نمیخوام بگم محسن چاووشی و سیاوش قمیشی گوش نکنید یا اینکه گوش کنید، من هنوز هم طرفدار و علاقهمند صدای این دوتا هستم اما از اون روز به این نتیجه رسیدم که باید گوش داد و انتخاب کرد. وقتی شجریان گوش میکنی خیلی ضرورتی نداره که نگران این باشی که چی می خونه چون همش شاهکارهای ادبیات ماست و علاوه بر لذت از موسیقی از شعر هم میشه لذت برد یا مثلا وقتی ناظری گوش میکنی و داره از شعرهای مولوی میخونه
اما وقتی داری محسن چاووشی گوش میدی یا مثلا داری رپ گوش میدی باید یه دور گوش کنی ببینی این شعر چی داره میگه و بعد اگه واقعا دیدی حرفی که میزنه از نظر تو درسته گوش کنی.
حالا این قضیه رو می خوام ربط بدم به یه قضیه دیگه،چند وقت پیش یه مطلب میخوندم در مورد اینکه آدمهای این دوره زمونه کلا به تغذیه جسم و روح اهمیت نمیدن که چی هست و فقط می خوان باشه! یا به کیفیتش اهمیت نمیدن بلکه کمیتش براشون مهمه، نه اینکه فقط توجه نمیکنن چه موسیقی گوش می کنن، توجه نمیکنن چه غذایی می خورن یا کی غذا می خورن، یا توجه نمیکنن که چه منظرههایی میبینن(مثلا ترافیک شهر برای چند بار در روز!) و چه صحنه هایی نمی بینن(کوه و دشت و کویر و …). بعد که خوب حلاجی کردم دیدم راست میگه ما تنها چیزی که برامون اهمیت نداره همینهاست فقط داریم عمر رو میگذرونیم بدون اینکه توجه کنیم! از من به شما و صد البته به خودم نصیحت که کمی با توجه بیشتر زندگی کنیم!
حالا برای اینکه احیانا این مطلب باعث از بین رفتن محبوبیت محسن چاووشی نشه(!) لینک سایت مربوط به آلبوم یه شاخه نیلوفر رو که تونست مجوز بگیره و توزیع بشه براتون میزارم، اما باز تاکید می کنم وقتی رفتید لوح فشردهشو خریدید،اول توجه کنید بعد آهنگهایی که مناسب بود گوش کنید! قصد داشتم نمونه هایی از شعرها رو بزارم که روشنتر بشه چی میگم اما فعلا که فرصت نیست، اگه شد این کار رو میکنم.
یه شاخه نیلوفر
محسن چاووشی