بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘دانشگاه اصفهان’

کربلا کربلا ما داریم می آییم!

۲۶ خرداد ۱۳۹۰ ۶ دیدگاه

چند روز پیش نتایج نهایی پلاک ۹۰ اعلام شد، تو اتوبوس تو راه تهران بودم که پیامک اومد نتایج اعلام شده، همونجا یکی از دوستان که باهام بود با GPRS وصل شد و سعی کردیم تو گوشی اون ببینیم نتایج رو، اسم من هم بود، حقیقتش باورم نشده بود! فرداش تهران بودیم، باز چک کردیم، اما انگار بازم باورم نشده بود. تا از تهران برگشتیم و رسیدم خونه، حدود ساعت یازده شب بود، خودم با سیستم خودم نشستم به چک کردن نتیجه، بله! اسم منم بود، هنوزم باورم نمیشه! هنوزم انگار نشنیدم این خبر رو که شاید منم بتونم برم. یادم هست که تو یکی از جلسات سخنرانی گفته شد تا وقتی نرسیدین کربلا خیلی محکم فکر نکنین که حتما شما میرین، نمی دونم شاید رفتن منم وسط کار ناقص بمونه، شاید منو راه ندند، اما تا همین جا رو هم نمی‌تونم باور کنم که اسم منم در اومده. نفر بیستم آقایون:

فعلا مدارکی که رو که خواسته بودند، یعنی کپی گذرنامه و کارت ملی و واریز ۲۰ هزار تومن پول تحویل دادم، گفته میشه کل هزینه سفر ۴۳۰ تومن هست که ان شاء الله تو پرداخت اون هم مشکلی نخواهد بود و سفر هم اواخر تیر یا اوائل مرداد خواهد بود. هنوزم نمی‌تونم باور کنم، یعنی باید من هم این جمله رو فریاد بزنم: «کربلا کربلا ما داریم می آییم» با همون شور و حالی که تو دوره جنگ این جمله رو فریاد می‌زدند. یعنی می‌تونم؟ می‌تونم زائر حرم عباس(ع) باشم؟!؟ خدایا کرمت رو عشقه، هر چی تو بخوای، ما دربست نوکریم.

کربلا ۵!

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جلسه دوم برنامه پلاک ۹۰ روز چهارشنبه مورخ چهارده اردیبهشت نود در محل تالار پیامبر اعظم (ص)‌ دانشگاه اصفهان برگزار شد. سخنران این جلسه  استاد رهدار بود و عنوان جلسه «این یک دستور خصوص نیست!؟» بود. در ابتدای برنامه استاد خواستند که قبل از ورود به بحث اصلی که برای جلسه در نظر گرفتند کمی در مورد سفر کربلا و موارد مرتبط صحبت کنند. ابتدا شروع کردند به بحث در این مورد که زیارت امام حسین(ع)‌ در جوانی باید جزء اولویت‌های زندگی ما باشه و اشاره کردند که آیت‌الله ناصری به شاگرداشون می‌گفتند که اگه هنوز زیارت امام حسین (ع)‌ نرفتید و یه پولی دست تون هست و نمی‌دونید مثلا به پدر و مادر نیازمندتون کمک کنید یا برید کربلا، من توصیه می‌کنم که حتی به پدر و مادرتون هم کمک نکنید و سفر اول کربلا رو حتما برید.
در ادامه گفتند که روایت هست که هر کس که به زیارت امام (ع)‌ بره ، امام(ع) چهار هزار ملک رو از فاصله چهار فرسخی قبر شریف به استقبلاش می‌فرستند و این ملائک تا زمان برگشت همراه زائر هستند و در برگشت هم چهار فرسخ بدرقه‌اش می‌کنند. همچنین اضافه کردند که این مدت زیارت از عمر آدم کم نمی‌شه و توضیح دادند که امام (ع)‌ وقتی وارد کربلا شدند به شعاع چهار فرسخ از محل قبر شریف رو خریداری کردند و در واقع این حریم ملک امام (ع) هست. بعد ادامه دادند که اون روایتی که در مورد چهار فرسخ استقبال و بدرقه ذکر شده ادامه هم داره و ادامه‌اش کمتر بیان شده و اون این هست که وقتی زائر از کربلا بر می‌گرده یک ملک از جانب امام (ع)‌ هر روز (تا آخر عمر زائر) میاد در خونه‌اش و به زائر از طرف امام سلام خواهد داد. اینجا دو تا توصیه کردند یکی برای قبل از رفتن که گفتند که چهل روز قبل از حرکت هر روز زیارت عاشورا رو بخونیم و یکی برای برگشت که گفتند چون وقتی برگشتید هر روز صبح که بیدار می‌شید،‌ هر موقعی که هست، شما به امام(ع) سلام بدید تا رسم ادب رو در جواب ملکی که برای ابلاغ سلام امام(ع) میاد به جا آورده باشید. ادامه ی نوشته

کربلا ۴!

۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

جلسه اول برنامه پلاک ۹۰ روز چهارشنبه مورخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ تو محل تالار پیامبر اعظم (ص)‌ دانشگاه اصفهان برگزار شد. سخنران این برنامه دکتر مطیع و موضوع سخنرانی دین‌داری حداقلی(آسان) و دینداری حداکثری(سخت) بود. این موضوع اون طور که از بحث‌های آخر جلسه مشخص شد نوعی دید و نگاه به مساله دینداری هست که توسط خود دکتر مطیع ارائه شده، البته نه اینکه هیچ مبنایی نداشته باشه ولی با این عنوان ایشون این بحث رو مطرح کردند.
سخنرانی با بیان یک سیر تاریخی و بیان اینکه در هر عصر دین‌داری چه شرایطی داشته شروع شد. در صدر اسلام و در شهر مدینه دین‌داری حداقلی بوده، با این معنی که فردی که دستورات فردی دین رو انجام می‌داده مثلا روزه می‌گرفته، نماز می‌خونده، خمس و زکات و می‌داده و … یک فرد دین‌دار بوده، فردی که خوابش  عبادت محسوب می‌شه و اگه تو بستر خواب از دنیا بره شهید محسوب میشه! در ورایات در مورد این سال‌ها داریم که اتقوا الله و ان قل (تقوای الهی داشته باشید هر چقدر که کم باشد) بعد از گذشت حدود ده سال و رحلت پیامبر و در ماجرای ثقیفه آزمون بزرگی برای اهل مدینه برگزار میشه، اینجا دینداری حداکثری میشه،‌ یا باید ولایت علی رو پذیرفت و یا بی تفاوت از کنارش گذشت، اینجا دیگه حالت سومی نیست، یا دین‌داری یا دین نداری، تو این آزمون فقط ۷ نفر (۳ یا ۵ یا ۷ نفر) پذیرفته می‌شند و تمام اهل مدینه به جز این ۷ نفر در این آزمون رد می‌شند! این جا دین‌داری به این صورت بیان شده اتقوا الله حق تقاته. بعد از این ماجرا و مرتد شدن همه اهل مدینه به جز اون هفت نفر، دوباره دین‌داری در دوران حکومت خلفا حداقلی می‌شه و ۵۰ سال این موضوع ادامه پیدا می‌کنه تا زمان وقوع واقعه کربلا و برگزاری یه آزمون دینداری حداکثری دیگه. اینجا آزمون محدود به اهل عراق و حجاز بوده و باز بعد از امام به جز تعداد اندکی (۳ یا ۵ یا ۷ نفر) همه مرتد می‌شند. ادامه ی نوشته

کربلا ۳!

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲ دیدگاه

من که آخرش نفهمیدم این برنامه پلاک ۹۰ ثبت نامش کی هست! ما ثبت نام کردیم، یه آزمون دادیم یه جلسه کلاس هم رفتیم، چهارشنبه هم جلسه دوم کلاس هست، بعد سایت جامعه اسلامی اطلاعیه ثبت نام گذاشته برای هفته آینده! در هر صورت منم گفتم به اشتراک بزارم دوستان دیگری که احیانا ثبت نام نکردند و مایل هستند در جریان باشند که بتونند ثبت نام کنند، اینم پوسترش از سایت جامعه اسلامی،‌ کاملا بدون شرح!

آزمایشگاه سیستم عامل …

۲۰ اسفند ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

این ترم بر خلاف ترم قبلی،‌ تدریس رو خیلی سبک کردم، هم کل درس‌هایی که تو ایران زمین داشتم رو گذاشتم زمین و هم آزمایشگاه سیستم عامل دانشگاه اصفهان رو، کل تدریسم محدود شده به یه درس برنامه‌سازی پیشرفته تو دانشگاه پیام‌نور، الان که داشتم درس فردا رو آماده میکردم، دلم برای آزمایشگاه تنگ شد، خداییش این چند ترمی که آزمایشگاه بودم برام یه دنیا خاطره داره، از تک تک اتفاقاتی که افتاد و … .
الان اگه این ترم هم آزمایشگاه داشتم احتمالا تو این جلسه به بچه ها چرخه زندگی ریسمان (thread) رو از درس سیستم عامل یادآوری میکردم و بعد میرفتم سراغ چرخه زندگی ریسمان تو یه زبان برنامه نویسی خاص مثلا #C و … . جدی جدی دلم برای این کلاس تنگ شده …، عکسای آزمایشگاه تو یکی از پستای قبلیم هست:‌ آزمایشگاه و دکوراسیون جدید . چقدر با این محیط من خاطره دارم …

استاد باید معلم باشد!

صحنه اول:
سر کلاس درس سمینار، نوبت ارائه من هست،  تیپ رسمی (کت و شلوار پوشیدم)، ارائه‌ام هم تقریبا خوب آماده شده،‌ استرس هم ندارم. ارائه تموم میشه، استاد رو به بچه‌ها می‌کنه و میگه ارائه‌اش خوب بود یه ارائه نسبتا کامل فقط یه ایراد داشت کی می‌تونه بگه؟
بچه‌ها کمی تردید می‌کنن، یکی دو نفری چیزایی که به ذهن‌شون میرسه میگن، منم مثل همیشه با غرور جواب‌شون رو میدم و ایرادهایی که گرفتن رو رد می‌کنم. استاد از کنار موارد مطرح شده که البته چندان جدی هم نیستند بدون بحث رد میشه بعد میگه ایرادش این بود که تو زمان ارائه چند مرتبه دستاش رو گذاشته بود تو جیب‌های شلوارش و در این مورد توضیحاتی میده و …. ادامه ی نوشته

بی نظمی در راس امور!

سفارشی که مال ۶ ماه پیش میشه هنوز اطلاعاتش تحویل من نشده! هنوز رو هواست! پشنهادیه‌ای که باید از ۶ ماه پیش شروع میکردم کار کردن عملا سر جمع ۶ روز هم روش کار نکردم و باید شنبه تحویل بدم! کاری که قرار بود دو هفته پیش آموزش نهایی‌اش تحویل داده بشه دو هفته دیگه قرار جلسه آموزشش گذاشته شده! عجب! نظم داره از همه‌جای زندگیم می باره! الان هفته سوم هست که داریم می‌ریم مغازه بگیریم و هنوز نرفتیم و … . اینا ۵۰ دردصش تقصیر من هست، نه! ۱۰۰ دردصش تقصیر من هست و در عین حال ۱۰۰ درصدش هم تقصیر این دانشگاه هست! کشته منو! استاد، کارمند ، دانشجو یکی از یکی منظم تر و بهتر! ظاهرا بازم باید از خدا بخوام عاقبت همه‌مون رو ختم به خیر کنه!