بایگانی

بایگانی نویسنده

تولد امام رضا (ع)!

۲۶ شهریور ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

هیچی ندارم بگم! جز اینکه دلم صحن انقلاب میخواد! بعد از طلوع آفتاب! موقع نقاره زدن!! فقط همین …

صحن انقلاب

صحن انقلاب

بیـــــــــــــا تا جوانم بده رخ نشــــــــانم!

۲۶ شهریور ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ندیدم شهی در دل آرایی تو / به قربان اخلاق مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرور ترینی / فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت ز من بی نواتر / ندیدم کریمی به طاهایی تو
نداری گدایی به رسوایی من / ندیدم نگاری به زیبایی تو
نداری مریضی به بد حالی من / ندیدم دمی چون مسیحایی تو
نداری غلامی به تنهایی من / ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من / ندیدم کسی را به آقایی تو

امید غریبان تنها کجایی؟ / چراغ سر قبر زهرا کجایی؟

تجلی طه، گل اشک مولا
دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم
گرفتار گودال خونین
دل افکار غم های زینب
سیه پوش قاسم
عزادار اکبر گل باغ لیلا
پریشان دست علم گیر سقا
نفس های سجاد
نواهای باقر
دعاهای صادق
کس بی کسی های شب های کاظم
حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه

تمنای هادی، عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟

دلم جز هوایت، هوایی ندارد / لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم / بدون ولایت بهایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس / خراب است و ویران، صفایی ندارد
بیا تا جوانم  بده رخ نشانم! بیا تا جوانم  بده رخ نشانم! / که این زندگانی وفایی ندارد،که این زندگانی وفایی ندارد

با صدای علی فانی
دانلود کنید:
  Fani-BedehRokhNeshanam.mp3 - دریافت شده: 4,041 بار

کامل تر این شعر رو به همراه شعر قبلی که قبلا گذاشته بودم، محمود کریمی خونده! میتونید از سایت بچه‌های قلم دریافت کنید!

بردباری!

۸ شهریور ۱۳۹۲ ۲ دیدگاه

امام علی (ع): شریف ترین اخلاق، تواضع و بردباری و نرم خویی است.

پیامبر (ص): به امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند : آیا تو را خبر ندهم که اخلاق کدام یک از شما به من شبیه تر است؟ عرض کردند : آری، ای رسول خدا. فرمودند : آن کس که از همه شما خوش اخلاق تر و بردبار تر و به خویشاوندانش نیکوکار تر و با انصاف تر باشد.

امام صادق (ع):
صبر براى ایمان به منزله سر است نسبت به تن ، پس زمانیکه سر برود ، تن هم مى رود ، همچنان که اگر صبر برود ایمان هم مى رود .

امام علی(ع): بر شما باد صبر و استقامت کردن،زیرا صبر نسبت به ایمان ،همانند سر به بدن است است. کسی که صبر و استقامت ندارد،ایمان او پایدار نخواهد ماند.

پیامبر (ص): صبر نصف ایمان است!

پیامبر(ص):صبر،گنجی از گنج های بهشت است.

امام علی(ع):اساس و ریشه صبر، ایمان و یقین استوار نسبت به خداوند است.

نور بالا!!!

۸ شهریور ۱۳۹۲ ۶ دیدگاه

نور بالا و بوق ابزارهایی هستند که تو رانندگی می‌تونند برای جلب توجه یک راننده یا عابر پیاده مورد استفاده قرار بگیرند. موقع سبقت گرفتن برای علامت دادن به ماشین جلویی در این خصوص که من می‌خوام رد شم برو کنار! معمولا از نور بالا یا به اصطلاح چراغ زدن استفاده میشه و بوق وقتی استفاده میشه که طرف توجهش به نور جلب نشه (بیشتر تو روز) و البته کاربردهای دیگه‌ای هم دارند که من تو این نوشته باشون کار ندارم!!
تو این مدتی که رانندگی میکنم، تو این چند هفته اخیر و بعد از همون نوشته‌ای که راجع به کسی که فرمون دستش هست نوشتم، خیلی این موضوع توجهم رو جلب کرده. اول اینکه خیلی از راننده‌ها خودشون همین که می‌بینند داری با سرعت زیاد بهشون نزدیک میشی میرن کنار و اصلا نیاز به چراغ زدن نیست! چیزی حدود ۸۰ درصد یا بیشتر این طور هستند، بعضی از راننده‌ها در عوض باید حتما چراغ بزنی تا برن کنار، بعضی‌ها تو عالم خودشون هستند یا در حال صحبت با بغل دستی و اصلا متوجه چراغ زدن تو نمیشن و باید از بوق کمک بگیری تا هوشیار بشن و برن کنار و بالاخره بعضی‌ها هم وقتی چراغ میزنی انگار سر لج می‌افتن و کنار برو نیستن!!! و بالاجبار باید از سمت راست ازشون سبقت بگیری یا اگه امکانش نباشه صبر کنی تا مسیرها از هم جدا بشه!
از اون طرف راننده‌های با سابقه و با صبر و حوصله فقط وقتی از چراغ استفاده میکنن که طرف خودش نمیره کنار و اونم یکی دو بار میزنن و اگه طرف عکس العمل نشون نداد یا سر لج بود سعی میکنن یا از طرف دیگه سبقت بگیرن یا اینکه صبر کنند و از چراغ زدن متوالی امتناع میکنند، اما راننده های تازه‌کار و اون هایی که موقع رانندگی حالت عادی ندارند و عصبانی یا هیجان زده شدند، از چراغ زدن‌های متوالی به انضمام بوق استفاده می‌کنند! برای خودم می‌تونم بگم تقریبا میزان استفاده از نور بالا به نسبت هفته‌های اول رانندگی به یک شیشم رسیده! و سعی میکنم بازم کمترش کنم!
هدفم نور بالا و رانندگی نبود البته! تو زندگی هم یه جاهایی داریم از هم سبقت میگیریم، تو مباحث مختلف، تو مسائل مالی و دنیایی یا معنوی و اخروی یا اجتماعی و کاری و … . اونجا هم این موضوع هست که جایی که لازم نیست نباید برای هم چراغ بزنیم، این چراغ زدن اضافه هم ذهن و روان خودمون و هم ذهن و روان اطرافیان رو دچار فرسایش میکنه و …
شما نظرتون چیه؟

شب به گلستان!

۸ شهریور ۱۳۹۲ ۲ دیدگاه

تقدیم به همسر عزیزم

شب به گلستان تنها منتظرت بودم / باده‌ی ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

آن شب جان فرسا، من، بی تو نیاسودم / وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

بودم همه شب، دیده به ره، تا به سحر گاه / ناگه چو پری، خنده زنان، آمدی از راه
غم‌ها به سر آمد، زنگ غم دوران، از دل بزدودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

پیش گل‌ها، شاد و شیدا، می‌خرامید آن قامت موزونت / فتنه‌ی دوران، دیده‌ی تو از دل و جان، من شده مفتونت

در آن، عشق و جنون، مفتون تو بودم / اکنون، از دل من، بشنو تو سرودم

منتظرت بودم منتظرت بودم / منتظرت بودم منتظرت بودم
منتظرت بودم منتظرت بودم / منتظرت بودم منتظرت بودم

نام آهنگ: شب انتظار / نام آلبوم: زهره / شب انتظار
خواننده: داریوش رفیعی / آهنگساز: مجید وفادار / شاعر: محمود صناعی / سال آفرینش: ۱۳۳۴

دانلود کنید

با صدای زنده یاد داریوش رفیعی آلبوم زهره
  DariushRafiee-1.mp3 - دریافت شده: 1,427 بار

با صدای زنده یاد داریوش رفیعی آلبوم شب انتظار
  DariushRafiee-2.mp3 - دریافت شده: 830 بار

با صدای کیاوش تیموریان
  Kiavash.mp3 - دریافت شده: 1,261 بار

با صدای غلامحسین اشرفی (هنرمند روشن دل)
  GHolamHoseinAshrafi.mp3 - دریافت شده: 1,302 بار

رانندگی و فرمون به دست و … !

۲۲ مرداد ۱۳۹۲ ۶ دیدگاه

تو این یکی دو روز تعطیلی آخر ماه رمضون به خواست عیال گفتیم بزنیم به جاده و یه چرخی بزنیم تو مناطق یه کم خوش آب و هوا تر ایران و از شهرکرد و چلگرد و … سر در آوردیم. تو مسیر رفت و برگشت گاها اتفاقاتی افتاد که کمی تا قسمتی ذهنم رو به خودش مشغول کرد …
۱- قدح از دست ما افتاد و نشکست، نگه دارنده اش نیکو نگه داشت وگرنه صد قدح نفتاده بکشست! یکی دو بار نزدیک بود تو سبقت گرفتن تو این جاده های دو طرفه کار دست خودمون بدیم اما خوب خدا رو شکر طوری نشد. خدا خیلی هوامون رو داشت
۲- یه مقدار صحبت داشتیم سر سرعت و نحوه رانندگی و رفتن با جمع یا سریع تر و کندتر یا مثلا سر اینکه نور بالای ماشین ها مقابل منو کلافه می‌کرد و … . خیلی فکر کردم! راننده و افرادی که تو ماشین هستن به سمت مقصد مشترکی در حرکت هستن،‌ مواردی هست که به همه مربوط میشه، مثلا اینکه صدای ضبط بلند باشه یا کم یا اینکه چی پخش کنه یا حتی اینکه خاموش باشه یا روشن یا مثلا روشن بودن کولر و … اینا رو میتونن در تعامل با هم حل و فصل کنن و چه بسا که راننده بعضی از اینا رو کلا واگذار کنه به یکی دیگه از افراد داخل ماشین تا هم تقسیم کار بشه و هم حواسش بهتر به رانندگی باشه. طبیعتا همه متوجه این مسائل میشن مثلا می فهمن که تو ماشین گرم هست و نیاز هست کولر روشن بشه یا اینکه صدای ضبط بلند هست یا کم هست و …
باز مثلا در خصوص سرعت رانندگی هم ممکن هست بقیه نظر بدن و جمع بندی بشه و …
اما در خصوص خود رانندگی! راننده وظیفه داره طوری رانندگی کنه که هم خودش و هم دیگران اذیت نشن، راننده ای که تو نور شب نمیتونه رانندگی کنه باید یا بره عینک مخصوص بگیره یا طوری برنامه ریزی کنه که شب رانندگی نکنه، یا راننده باید قبل از نشستن پشت فرمون به قدر کافی تو روزهای قبلش استراحت کرده باشه و یهو با کلی خستگی نیاد بشینه پشت فرمون و خوابش ببره و …! خلاصه! نمیدونم دارم درست مثال میزنم یا نه ولی کلا میخوام بگم که مسائل دو دسته هستن مسائلی که مربوط به همه میشن و مسائلی که به واسطه راننده مربوط به همه میشن. یعنی یه سری مسائل هست که راننده چون فرمون دستش هست و هر کاری بکنه آسیب یا نفعش به همه میرسه باید راننده حل کنه. باز منظورم این نیست که مسائل دوم رو بقیه نباید نظر بدن یا نظرشون مهم نیست، میخوام بگم راننده اولین وظیفه اش این هست که حواسش به این مسائل باشه چون ممکن هست بقیه اصلا متوجه این مسائل نشن و اگه راننده هم حواسش به این مسائل نباشه برای همه ممکن هست اتفاق بدی بیفته که صد درصد راننده مقصر هست.
حالا تو زندگی خانوادگی هم میشه همین طوری به مسئله نگاه کرد، هر خونواده یه راننده داره و تعدادی سرنشین، البته به نوعی هم دو تا راننده داره، نمیخوام بحث های حاشیه ای بکنم،‌ هدفم این هست که بگم به این فکر فرو رفتم که چه تو رانندگی و چه تو زندگی خانوادگی مسائلی رو باید حل کنم و اجازه ندارم از این مسائل غافل بشم ….
البته این مساله هم جالب هست که رانندگی آموزشگاه و گواهینامه می‌خواد اما رانندگی زندگی آموزشگاه و گواهینامه نمی‌خواد!!!!
۳- شاید بعدا تکمیل کنم این نوشته رو، شایدم تو مطالب دیگه ای نوشتم بقیه مطالبی که تو ذهنم هست، هنوز نقشه مشخصی از این موارد تو ذهنم شکل نگرفته و موارد مختلفی تو ذهنم دارن با هم کشتی میگیرن!

محسن نوروزی!!

۲۲ مرداد ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

هر بار که اسم خودم رو تو یه موتور جست و جو میزنم، می بینم یه نفر دیگه هم میشه به لیست افرادی که هم نام و هم فامیل من هستند اضافه کرد! اینجا میخوام همه شون رو لیست کنم! شما هم می‌تونید بهم کمک کنید!!! به مرور سعی می‌کنم این لیست رو تکمیل کنم!

محسن نوروزی – کارشناس ارشد نرم افزار (خودم!)
محسن نوروزی – طراح صحنه و لباس
محسن نوروزی – خواننده پاپ
محسن نوروزی – مداح هیئت
محسن نوروزی – وکیل دادگستری و مشاور حقوقی (که تو انتخابات شورای شهر اصفهان هم فامیل بودنش با اخوی کمی داستان برای ما درست کرده بود!)
محسن نوروزی – فوق لیسانس بازرسی فنی نفت
محسن نوروزی – شاعر
محسن نوروزی – لیسانس مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی
محسن نوروزی – فوق دیپلم نقشه کشی صنعتی
محسن نوروزی – دانشجوی کارشناسی مکانیک
محسن نوروزی – دانشجوی مهندسی فناوری اطلاعات