هر از چند گاهی ایرانسل یه دونه از این مسابقههای پیامکی برگزار میکنه، امروز هم پیامک مسابقه مصرف بهینه برای من اومده بود، چون شرکت کردم! گفتم جوابها و توضیحات رو برای دوستان بزارم. این مسابقه هم شانس توش مهم هست هم جواب دادن به سوالها. سوالها رو جواب دادم اما متاسفانه انگار شانسم خوب نبود و رتبه ۴۷۰ رو کسب کردم! بگذریم!
برای شروع کافیه کلمه top رو به ۸۲۸۲ ارسال کنید. از اینجا تو مسابقه شرکت داده میشید، هر بار باید گزینه جواب رو بعد از حرف t و یه دونه فاصله بنویسید و به ۸۲۸۲ ارسال کنید. کل مسابقه ۳۰ تا سوال هست که سوالهای ۵، ۱۰، ۱۵، ۲۰ ،۲۵ و ۳۰ جعبه شانس هستند و باید یکی از گزینهها رو انتخاب کنید تا شانسی یه امتیازی بگیرید. ارسال پیامک به ۸۲۸۲ رایگان هست اما جوابهایی که ۸۲۸۲ برای شما ارسال میکنه که در واقع سوالات مسابقه و توضیحات (و تبلیغ امپاد!) هستند برای شما هزینه داره، به گفته خود ایرانسل هر سوال ۷۵۰ ریال هزنیه داره. یعنی سر جمع برای ۳۰ تا سوال دو هزار و دویست و پنجاه تومن حداقل به ایرانسل میدین! البته به شرطی که هیچ راهنمایی نخواین یا اینکه اشتباه جواب ندین و … . در کنار سوالات و جعبههای شانس، یک رمز ۹ رقمی برای شما در نظر گرفته شده که در طول مسابقه ۶ رقمش به شما داده میشه، در مورد رقمهای هفت و هشت هم راهنمایی بهتون داده میشه که به صورت دو معادله و دو مجهول قابل حل هست، بعد گفته میشه که عدد فرد هست یا زوج که به این ترتیب رقم آخر ۵ تا انتخاب داره و شما هم ۵ تا فرصت دارین برای ارسال رمز صحیح، دیگه شانس تون هست که اولی درست در بیاد یا آخری. ادامه ی نوشته
جلسه دوم برنامه پلاک ۹۰ روز چهارشنبه مورخ چهارده اردیبهشت نود در محل تالار پیامبر اعظم (ص) دانشگاه اصفهان برگزار شد. سخنران این جلسه استاد رهدار بود و عنوان جلسه «این یک دستور خصوص نیست!؟» بود. در ابتدای برنامه استاد خواستند که قبل از ورود به بحث اصلی که برای جلسه در نظر گرفتند کمی در مورد سفر کربلا و موارد مرتبط صحبت کنند. ابتدا شروع کردند به بحث در این مورد که زیارت امام حسین(ع) در جوانی باید جزء اولویتهای زندگی ما باشه و اشاره کردند که آیتالله ناصری به شاگرداشون میگفتند که اگه هنوز زیارت امام حسین (ع) نرفتید و یه پولی دست تون هست و نمیدونید مثلا به پدر و مادر نیازمندتون کمک کنید یا برید کربلا، من توصیه میکنم که حتی به پدر و مادرتون هم کمک نکنید و سفر اول کربلا رو حتما برید.
در ادامه گفتند که روایت هست که هر کس که به زیارت امام (ع) بره ، امام(ع) چهار هزار ملک رو از فاصله چهار فرسخی قبر شریف به استقبلاش میفرستند و این ملائک تا زمان برگشت همراه زائر هستند و در برگشت هم چهار فرسخ بدرقهاش میکنند. همچنین اضافه کردند که این مدت زیارت از عمر آدم کم نمیشه و توضیح دادند که امام (ع) وقتی وارد کربلا شدند به شعاع چهار فرسخ از محل قبر شریف رو خریداری کردند و در واقع این حریم ملک امام (ع) هست. بعد ادامه دادند که اون روایتی که در مورد چهار فرسخ استقبال و بدرقه ذکر شده ادامه هم داره و ادامهاش کمتر بیان شده و اون این هست که وقتی زائر از کربلا بر میگرده یک ملک از جانب امام (ع) هر روز (تا آخر عمر زائر) میاد در خونهاش و به زائر از طرف امام سلام خواهد داد. اینجا دو تا توصیه کردند یکی برای قبل از رفتن که گفتند که چهل روز قبل از حرکت هر روز زیارت عاشورا رو بخونیم و یکی برای برگشت که گفتند چون وقتی برگشتید هر روز صبح که بیدار میشید، هر موقعی که هست، شما به امام(ع) سلام بدید تا رسم ادب رو در جواب ملکی که برای ابلاغ سلام امام(ع) میاد به جا آورده باشید. ادامه ی نوشته
از چند وقت پیش که احساس کردم علاوه بر بعد روحی از بعد جسمی هم دچار به هم ریختگی شدم، تصمیم گرفتم کمی بیشتر به سلامت جسم و روح خودم اهمیت بدم، یکی از کارایی که تصمیم گرفتم انجام بشه چک آپ کلی بدن به صورت سالانه هست، این طوری در مورد بیمارهایی که ممکنه یواش یواش به سراغ آدم بیان، مثل افزایش قند خون یا مواردی از این دست یا بیماریهایی که ممکنه در صورت تشخیص سریع بشه بهتر باهاشون برخورد کرد مثل سرطان، میشه به موقع عکسالعمل مناسب نشون داد و از وخیم شدن اوضاع جلوگیری کرد.
این هفته روز دوشنبه موفق شدم به همراه یکی از دوستان و بعد از تحمل هشت ساعت غذا نخوردن و از سرویس بهداشتی استفاده نکردن! آزمایشاتی رو که دکتر نوشته بود انجام بدم! هفته آینده انشاء الله جواب آزمایش آماده میشه و در صورتی که نکته خاصی به نظرم رسید براتون مینویسم. تصویر زیر هم منو در حال دادن آزمایش خون نشون میده! در صورتی که به موضوع چک آپ علاقهمند شدین توصیه میکنم یه نگاهی به مطالب سایت ایران سلامت درباره این موضوع بندازین: ایران سلامت – چک آپ

جلسه اول برنامه پلاک ۹۰ روز چهارشنبه مورخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ تو محل تالار پیامبر اعظم (ص) دانشگاه اصفهان برگزار شد. سخنران این برنامه دکتر مطیع و موضوع سخنرانی دینداری حداقلی(آسان) و دینداری حداکثری(سخت) بود. این موضوع اون طور که از بحثهای آخر جلسه مشخص شد نوعی دید و نگاه به مساله دینداری هست که توسط خود دکتر مطیع ارائه شده، البته نه اینکه هیچ مبنایی نداشته باشه ولی با این عنوان ایشون این بحث رو مطرح کردند.
سخنرانی با بیان یک سیر تاریخی و بیان اینکه در هر عصر دینداری چه شرایطی داشته شروع شد. در صدر اسلام و در شهر مدینه دینداری حداقلی بوده، با این معنی که فردی که دستورات فردی دین رو انجام میداده مثلا روزه میگرفته، نماز میخونده، خمس و زکات و میداده و … یک فرد دیندار بوده، فردی که خوابش عبادت محسوب میشه و اگه تو بستر خواب از دنیا بره شهید محسوب میشه! در ورایات در مورد این سالها داریم که اتقوا الله و ان قل (تقوای الهی داشته باشید هر چقدر که کم باشد) بعد از گذشت حدود ده سال و رحلت پیامبر و در ماجرای ثقیفه آزمون بزرگی برای اهل مدینه برگزار میشه، اینجا دینداری حداکثری میشه، یا باید ولایت علی رو پذیرفت و یا بی تفاوت از کنارش گذشت، اینجا دیگه حالت سومی نیست، یا دینداری یا دین نداری، تو این آزمون فقط ۷ نفر (۳ یا ۵ یا ۷ نفر) پذیرفته میشند و تمام اهل مدینه به جز این ۷ نفر در این آزمون رد میشند! این جا دینداری به این صورت بیان شده اتقوا الله حق تقاته. بعد از این ماجرا و مرتد شدن همه اهل مدینه به جز اون هفت نفر، دوباره دینداری در دوران حکومت خلفا حداقلی میشه و ۵۰ سال این موضوع ادامه پیدا میکنه تا زمان وقوع واقعه کربلا و برگزاری یه آزمون دینداری حداکثری دیگه. اینجا آزمون محدود به اهل عراق و حجاز بوده و باز بعد از امام به جز تعداد اندکی (۳ یا ۵ یا ۷ نفر) همه مرتد میشند. ادامه ی نوشته
من که آخرش نفهمیدم این برنامه پلاک ۹۰ ثبت نامش کی هست! ما ثبت نام کردیم، یه آزمون دادیم یه جلسه کلاس هم رفتیم، چهارشنبه هم جلسه دوم کلاس هست، بعد سایت جامعه اسلامی اطلاعیه ثبت نام گذاشته برای هفته آینده! در هر صورت منم گفتم به اشتراک بزارم دوستان دیگری که احیانا ثبت نام نکردند و مایل هستند در جریان باشند که بتونند ثبت نام کنند، اینم پوسترش از سایت جامعه اسلامی، کاملا بدون شرح!

ای جامه به خود پیچیده! در شب به پا خیز، مگر اندکی از آنرا!
نیمی از شب یا اندکی از آن کم کن، یا بر آن نصف بیفزای!
و قرآن را شمرده شمرده بخوان!
…
قطعا برخواستن شب رنجش بیشتر و گفتارش راستینتر است !
و تو را در روز، آمد و شدی دراز است!
(پس در شب) نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز!
قرآن کریم – سوره مزمل
اغلب گفته میشه که میزان خواب طبیعی مورد نیاز برای فرد هشت ساعت هست و گاها هم از بین ۶ تا ۸ ساعت اسم برده میشه. یعنی نیاز طبیعی بدن این هست که ما یک سوم عمرمون رو بخوابیم! حسب روایات و مطالبی که تو کتاب حلیقهالمتقین پیرامون خواب ذکر شده، ما باید از بعد از وقت نماز عشاء بخوابیم و قبل از طلوع صبح بیدار بشیم که مثلا اگه بخوایم با اوقات شرعی امروز محاسبه کنیم، وقت نماز عشاء میشه ساعت ۹ شب و وقت طلوع صبح هم میشه ساعت ۵ صبح، یعنی تقریبا این بازهای که برای خواب مناسب هست همون بازه ۸ ساعته هست، البته منظور این نیست که این هشت ساعت رو باید خوابید! بلکه منظور این هست که این بازه بهترین زمان برای خوابیدن هست و قبل از وقت نماز عشاء (بین نماز مغرب و عشاء) و بعد از طلوع صبح (بین طلوع صبح و طلوع خورشید) خوابیدن رو بد ذکر کرده.
اگه بخوایم آیات ابتدای سوره مزمل رو ملاک قرار بدیم، باید حدود نیمی از این مدت هشت ساعت ذکر شده رو بیدار باشیم و به ذکر خدا مشغول! یعنی شب حدود ۴ ساعت باید بخوابیم! از طرف دیگه تو همون کتاب حلیهالمتقین خواب بین نماز ظهر و عصر خواب خوبی ذکر شده و خواص زیادی براش آورده که به وقت الان میشه بین ساعت ساعت یک تا چهار و چهل دقیقه، بنابراین اینجا هم حدود سه ساعت و نیم زمان برای خوابیدن در اختیار فرد هست.
با این تفاسیر به نظر میرسه که حدود ساعت خوابیدن همون شش تا هشت ساعت باشه، اما با این توضیح که بخش عمده اش (مثلا چهار تا تا پنج ساعت) مناسبتره که در بازه بین وقت نماز عشا و طلوع صبح واقع بشه و بخش کمترش (مثلا دو تا سه ساعت) بین وقت نماز ظهر و نماز عصر. متاسفانه نه شرایط بیرونی و کاری اجازه میده که از خواب ظهر استفاده بشه و نه شرایط روحی و درونی اجازه میده که خواب شب هم کم بشه، هم از سر شب شروع بشه، هم بعد از طلوع صبح آدم بیدار بمونه! یعنی الان دقیقا عمل کردن به این موارد نزدیک به غیرممکن هست! تازه فرضا که بیدار هم بمونیم نیمی از ساعات ذکر شده شب رو، واقعا این قدر با قرآن انس داریم که چهار ساعت پشت سر هم، یا حتی یک ساعتش رو بشینیم شمرده شمرده قرآن بخونیم؟!؟
روز چهارشنبه هفته پیش با یکی از دوستان در مورد پارهای از موارد صبحت و مشورت میکردیم. یه جایی صحبت درباره این بود که گاهی آدم نگران میشه که آدمهای اطرافش در حال سوء استفاده ازش باشند و واقعا اون طوری که رفتار میکنند با اون چیزی که واقعا قصدش رو دارند متفاوت باشه. به خصوص گاهی افراد دیگهای به این مورد دامن میزنند و مدام تو گوش آدم میخونند که فلانی این آدمی که کنارت فلان رفتار رو میکنه، قصدش یه چیز دیگه هست و … .
بحث نسبتا مفصلی با هم داشتیم، این قدر که یکی دو تا از قرارهای کاری اون روز منو داشت به هم میریخت! اواخر بحث یه دعای جدید یاد گرفتم که بعد از نماز خالصانه از خدا بخوام که افرادی که باهاشون تعامل دارم، اگه قصد سوء استفاده از من دارند یا اینکه بود و نمودشون متفاوت هست و آگاهی از این تفاوت بود و نمود لازم هست منو از این موضوع آگاه کنه و بعد هم تو این موضوع خودم رو به خدا بسپارم و به حرف دیگران هم توجهی نکنم، چون واقعا از اون موضوعهایی هست که کنجکاوی و سرک کشیدن دنبال اینکه واقعا حقیقت چی هست، ممکنه خیلی مشکلات مختلفی رو ایجاد کنه و ارتباطات خیلیها رو با هم به هم بریزه.
جمعه تولد هادی بود، موقع آرزو کردن براش آرزو کردم که تلقی که از افراد داره منطبق بر واقعیت افراد باشه و تلقی که افراد ازش دارند منطبق بر واقعیت باشه. برای خودم هم این چند روزه همین دعا رو میکنم، خدا عاقبت همهمون رو ختم به خیر کنه.