این ترم بر خلاف ترم قبلی، تدریس رو خیلی سبک کردم، هم کل درسهایی که تو ایران زمین داشتم رو گذاشتم زمین و هم آزمایشگاه سیستم عامل دانشگاه اصفهان رو، کل تدریسم محدود شده به یه درس برنامهسازی پیشرفته تو دانشگاه پیامنور، الان که داشتم درس فردا رو آماده میکردم، دلم برای آزمایشگاه تنگ شد، خداییش این چند ترمی که آزمایشگاه بودم برام یه دنیا خاطره داره، از تک تک اتفاقاتی که افتاد و … .
الان اگه این ترم هم آزمایشگاه داشتم احتمالا تو این جلسه به بچه ها چرخه زندگی ریسمان (thread) رو از درس سیستم عامل یادآوری میکردم و بعد میرفتم سراغ چرخه زندگی ریسمان تو یه زبان برنامه نویسی خاص مثلا #C و … . جدی جدی دلم برای این کلاس تنگ شده …، عکسای آزمایشگاه تو یکی از پستای قبلیم هست: آزمایشگاه و دکوراسیون جدید . چقدر با این محیط من خاطره دارم …
نوشتهای که ابتدا آخر تمرین شماره ۱ آزمایشگاه نوشته شده بود و بعد به جهت حفظ رسمیت! یا شایدم به دلیل دیگهای که خودم هم نمیدونم چی بود! حذف شد:
«همیشه در نظر داشته باشید که پروانهای که تلاش لازم برای بیرون آمدن از پیله را انجام ندهد، یا در پیله از بین میرود و یا پس از خروج از پیله یک پروانه کامل و سالم نخواهد بود، یادگیری بدون تلاش را لذتی نیست، حالا که یک درس عملی و آزمایشگاهی دارید، برای یادگیری، بیشتر و بیشتر تلاش کنید و بیشتر و بیشتر لذت ببرید، امیدواریم در کنار شما ما هم آموختههایمان را گسترش دهیم و تجربههای جدیدی کسب کنیم».
این چند روزه که همه مشغول برگزاری یا شرکت در کنفرانس رمز بودن! من هم با همراهی دو تا از دوستا یا گاهی یکیشون و گاهی هم تنهایی! مشغول راهاندازی آز سیستم عامل بودیم مثلا! داستان های مفصلی داره که وقت نوشتنشون نیست! فقط اینکه خدا رو شکر یه سر و سامون نصف نیمهای گرفت و اینکه ان شاء الله تا یکی دو ترم دیگه حسابی خوب میشه! و بالاخره اینکه من و یکی از دوستام روز سه شنبه گذشته ۱۵ تا ویندوز نصب کردیم! به علاوه ویژوال استادیو و مخلفات، شاید ترم دیگه دوباره برگشتیم سراغ لینوکس کسی چه میدونه؟!؟ خوب دیگه بریم سراغ تصاویر! ادامه ی نوشته