در فصل گذشته فوتبال اتفاقات زیادی در پرسپولیس افتاد، اما از یک جایی بالاخره به این نتیجه رسیدن که استیلی از پس هدایت این تیم بر نمیاد و دوباره راه برای حضور یک مرد بزرگ در راس کادر فنی یک تیم بزرگ باز شد، مصفی دنیزلی اومد و یک مسئولیت سنگین رو به عهده گرفت، تیمی که عملا داشت از هم می پاشید و نه خودش بسته بود و نه حتی تمرینات درست بدن سازی رو انجام داده بود و یه عده از بازیکناش هم به سرمربی قبلی وابستگی داشتن و …
ادامه ی نوشته
امروز دومین مسابقه پرسپولیس با مربیگری مصفطی دنیزلی بود که خوب با نتیجه ۴-۱ به نفع پرسپولیس تموم شد اون هم در شرایطی که پرسپولیس ۱۰ نفره شد و … حالا اگه اول فصل این مربی کنار پرسپولیس بود خیلی چیزا فرق می کرد … نمیخوام راجع به فوتبال صحبت کنم و البته اگه هم بخوام صحبت کنم یه برد برای حرف زدن در مورد یه تیم خیلی زود قضاوت کردن خواهد بود اما امروز بازیکن ها بازیکن های دیگه ای بودن و … میخوام در مورد مربی حصبت کنم !

از بین حرفای زیادی که در مورد مربی از وقتی بازی تموم شده تا حالا به ذهنم رسیده دو تا مطلب هست که میگم و برای گفتن بقیه شاید وقت دیگه ای مناسب تر باشه. اولی این هست که همه ما به مربی نیاز داریم برای اینکه بتونیم قابلیت هامون رو به نحو احسن استفاده کنیم و به جایی که تواناییش رو داریم برسیم، یه وقتایی خودمون مجبور میشیم نقش مربی رو برای خودمون بازی کنیم اما طولانی شدن این موضوع اصلا خوب نیست، بودن مربی خیلی تاثیر شگرفی میتونه تو زندگی ما داشته باشه. در مورد خودم شاید تنها مقطعی که واقعا حس کردم مربی دارم دوران دبیرستان و سال اول دانشگاه بود ولی باز تا زمانی که سر کلاس میرفتم تا همین دو سال پیش دو مقطع ارشد غیر مستقیم هم که بود از اساتید چیزایی یاد میگرفتم اما این دو سالی که شاگرد نبودم خیلی جاها اشتباه رفتم و البته الان که دقت میکنم یه بخشی از این موضوع هم مربوط به عمل نکردن به توصیه ها مربی های قبلی یا دقت نکردن در این توصیه ها بوده . از طرف دیگه هر چی متنوع تر تدریس داشتم حس اینکه مربی هستم برای عده ای رو بیشتر داشتم و الان خیلی کمتر این حس رو دارم. الان احساس میکنم که هم باید یه مربی کنارم باشه و هم باید سعی کنم برای همه اونایی که میتونم یه مربی باشم.
دومین نکته در مورد کار کردن هست، یه مدیر موفق تو یه کسب و کار به خصوص اگه کسب و کار مال خودش باشه، مدیری هست که زیردستاش حس کنن این یه مربی هست، یه مربی خوب یه مربی که داره به خوبی از توانایی های اون ها استفاده میکنه و توانایی هاشون رو روز به روز بارزتر میکنه این احساس کارایی رو میبره به سمت بی نهایت! و البته انرژی رو هم فکر میکنم حداقل دو برابر میکنه …
چند وقت پیش بود، فکر میکنم چند ماهی ازش گذشته باشه، مثل امروز جمعه بود و صبح تو خونه نشسته بودیم پای تلویزیون، اگه درست یادم باشه یه برنامه بود که از شبکه یک در مورد فوتبال پخش میشد و فتح الله زاده (مدیر عامل سابق استقلال) مهمون برنامه بود. داشتند در مورد راهکارهای مستقل شدن باشگاهها حرف میزدند، هر نظری که این آقا میداد از این جیب به اون جیب کردن پول بود. از گرفتن حق پخش تلویزیونی تا فروش محصولات با آرم باشگاه و … همه و همه گرفتن پول از مردم کشور و صرف کردن اون برای یه باشگاه بود، تازه مردمی که پول ازشون گرفته میشد قشر متوسط و پایین جامعه بودند و قشری که پول بهشون داده میشد قشر مرفه جامعه! ادامه ی نوشته
امروز پرسپولیس بازی داشت با پیکان!
امروز پرسپولیس باخت به پیکان!
امروز سپاهان بازی داست با صبای قم!
امروز سپاهان برد از صبای قم!
بدون بازی این هفته هر دو تیم ۱۱ امتیازی بودند! قیمت بازیکنان سپاهان چند برابر بازیکنان پیروزی بود! قلعهنوعی هم اگر بیش از کرانچار نگرفته باشد کمتر از او نگرفته!
ادامه ی نوشته
متن بیانیه افشین پیروانی خطاب به عباس انصاریفر:
برادر محترم جناب آقای حاج عباس انصاریفر
مدتهاست شما به هر دلیلی راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زدید و گفتید و نوشتید و من به حرمت تیمی که رنگ قرمز پیراهنش و سبقه و شکلگیریاش در رگ و خونم جاری است و این تیم را فراتر از فوتبال؛ که یک جریان ملی میدانم سکوت اختیار کردم که اگر یار تیم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهایت رسیده است و حیا در ادای ادعاها پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است. ادامه ی نوشته
شاید به عنوان یکی از علاقهمندان قطبی و یکی از افرادی که از همون اول هم که دایی مربی شد فکر میکردم حق قطبی هست و بعد هم که مایلیکهن شد باز فکر میکردم الان تنها کسی که می تونه به تیم کمک کنه قطبی هست، منم باید مثل بقیه خوشحال باشم، اما اینطور نیست!
نمیدونم بیانیه دوم مایلی کهن رو خوندی یا نه، و نمیدونم تا حالا برات پیش اومده که وقتی پسرت کنارت هست یه عده آدم شروع کنن به اهانت به تو! یه عده که هیچی اینکه در حضور پسر یه نفر به پدر توهین کنه هم اعصاب آدم رو داغون میکنه، چه برسه به اینکه چند ده هزار نفر تو رو که عمرت رو صرف فوتبال کردی، تو یه بازی فوتبال به خاطر اینکه نباختی شروع کن به توهین کردن به تو و از بد روزگار همون یه روز پسرت با تو اومده باشه ورزشگاه، واقعا خیلی درد داره، اصلا نمیتونم تصور کنم! ادامه ی نوشته