سبک شعرهایی که نوعا مجید اخشابی میخونه رو خیلی دوست دارم (اغلب شعرهای علی معلم هستند البته!). این آهنگ هشت بهشت هم یکی از این شعرها هست، انگار یک نوع زندگی تو شعر جریان داره، فقط یه مشت کلمه دارای وزن و قافیه و ردیف نیست، انگار کلمات دارن خودشون نقش ایفا می کنند …

ادامه ی نوشته
در فصل گذشته فوتبال اتفاقات زیادی در پرسپولیس افتاد، اما از یک جایی بالاخره به این نتیجه رسیدن که استیلی از پس هدایت این تیم بر نمیاد و دوباره راه برای حضور یک مرد بزرگ در راس کادر فنی یک تیم بزرگ باز شد، مصفی دنیزلی اومد و یک مسئولیت سنگین رو به عهده گرفت، تیمی که عملا داشت از هم می پاشید و نه خودش بسته بود و نه حتی تمرینات درست بدن سازی رو انجام داده بود و یه عده از بازیکناش هم به سرمربی قبلی وابستگی داشتن و …
ادامه ی نوشته
رجب هم تموم شد و شعبان از راه رسید و کم کم می رسیم به ماه رمضون و شب قدر و عید فطر! اصلا دلم نمی خواد بنویسم از این اوضاع عجیبی که توش قرار گرفتم و اصلا هم نمیتونم بنویسم … الان تو کل زندگی تو سه چهار تا موقعیت گیر کردم و تو هیچ کدوم موقعیتهام نه راه پس دارم و نه راه پیش، یعنی هیچ تیکهای از زندگیم تکون نمیخوره و خودم هم انگار زنجیر شدم با شرایط و نمیتونم هیچ تیکهای رو تکون بدم! به قول دعای کمیل «بنده ناتوان خوار ناچیز مستمند بیچاره!»و «راه گریزى از آنچه از من سر زده نیابم و پناهگاهى که بدان رو آورم در کار خویش ندارم» به قول یکی بچه ها «له له و داغون داغون» خدایا اگه نمیخوای راه پیش جلوی پام بزاری تو این وضعیت هم نگرم ندار، دیگه تحمل ندارم …
می ترسم از اینکه … بگذریم …
هر چند یقین دارم که وقتی کاری رو باید خودم یا اطرافیانم انجام بدیم و انجام نمیدیم دلیلی نداره که خدا دعا مستجاب کنه ولی با این همه التماس دعا …
هر آن فردی که دارد زر به عالـم، زور هــم دارد / هر آن کــس که دارد زور و زر، مـزدور هم دارد
مخور هرگـز فریـــب زرق و برق ِزر، که میگویند / اگر ویــرانه دارد گنــج، مار و مور هم دارد
امـیری را، اگـــر دیدی فقیـــــری را، مـــکن تحقیر / که هر شمعی به قدر خود، شعاع نـــور هم دارد
مزن نیش ار نداری بهره ای از نوش، ای مــــلئم! / که این قـدرت نـمایی تو را، زنبور هم دارد
عصا در دست موسی چون که باشد، میشود ثعبان / وگرنه این عـصا را در کف خود، کور هم دارد
نظر مفکن تو با چشم حقارت، بر تهیدستان / سلیمان با همه حشمت، نظر بر مـــــــور هم دارد
اگر بهرام گــور از گور سر آرد برون، گــــوید / که هر صـیاد ، صـیادی به نام گور هم دارد
مکن ترک وطن، ژولیده بهر خفتن بغداد / که آن حال و هوا را صبح نیشابور هم دارد
شعر از ژولیده نیشابوری.
ظاهرا نسخه کامل و صحیحی از این شعر تو وب دم دست نیست، این صحیح ترین چیزی هست که میشه پیدا کرد!
پی نوشت:
پنج بیت از این شعر رو با پاره ای تغییرات همای خونده …
نمیدونم به چه جرمی پر و بالمو شکستن
رو به من که نا امیدم همهی درا رو بستن
نمیدونم به چه جرمی باید از عشق بی تو رد شم
وقتی میشه عاشقت بود واسه چی این همه بد شم
روی تقویم خیالم همیشه عشق تو کم بود
تو رو از دلم گرفتن اینم از بخت بدم بود
همه دست روزگاره اگه حال و روزم اینه
میخوام عاشقت بمونم آخه دلخوشیم همینه
دارم از نفس میافتم تو هوای تلخ حسرت
انگاری دیگه حضورم واسه تو نداره حرمت
آهنگ نمیدونم با صدای فریدون آسرایی
دریافت آهنگ
مدتی هست که بر اساس ته نقش زده شده، خبرهای ورزشی ایمنا و به طور خاص خبرهایی که به کد ۱۱ ختم میشن رو میخونم! لینک یه سری از این خبرها رو هم برای آیندگان نگهداری میکنم! مثل این دو تا لینک:
سیاسیون، هزینه های بی رویه، بداخلاقی در ورزش
قهرمان را از سکو پایین آوردند، مدال را پس گرفتند و …
دیگه باید بنویسم بدون شرح …!
تولد امسال هم گذشت و پا تو یه سال دیگه گذاشتم. هر چند در مقایسه با جشن پارسال ممکنه به نظر برسه تعداد آدمهای اطرافم کم تر شده، اما به نظرم این موضوع خیلی عمیق نیست. البته از یه نظر اینکه از محل کارم هیچ فرد دارای رتبه ای تو جمع نبود به نسبت تولدهای دیگه برام جالب بود! حتی هیچ کدوم از مسئولین واحدها هم نبودند …

بگذریم تولد امسال هم گذشت … فکر میکنم امسال اتفاقات خیلی زیادی رو پیش رو دارم که متاسفانه ممکنه باعث بشه یه سری از افراد از محیطم حذف بشن ولی خوب دیگه خیلی از این مسائل هم دست من نیست… ان شاء الله که اتفاق بدی نیفته …
از اتفاقاتی که میشه پیش بینی کرد:
-رسمی شدن فراغت از تحصیل
-روشن تر شدن وضعیت ازدواج
-روشن شدن وضعیت سربازی و احتمالا ترک آپا و درگیری با یه محیط دیگه
-روشن تر شدن وضعیت تسنیم و احتمالا تغییر و تحولات
البته شاید هم هیچ کدوم از این اتفاق ها نیفته و ته نقشی که زده میشه شامل اتفاقات دیگه ای باشه … نمیدونم …