وقتی میشه عاشقت بود واسه چی این همه بد شم؟!؟
نمیدونم به چه جرمی پر و بالمو شکستن
رو به من که نا امیدم همهی درا رو بستن
نمیدونم به چه جرمی باید از عشق بی تو رد شم
وقتی میشه عاشقت بود واسه چی این همه بد شم
روی تقویم خیالم همیشه عشق تو کم بود
تو رو از دلم گرفتن اینم از بخت بدم بود
همه دست روزگاره اگه حال و روزم اینه
میخوام عاشقت بمونم آخه دلخوشیم همینه
دارم از نفس میافتم تو هوای تلخ حسرت
انگاری دیگه حضورم واسه تو نداره حرمت
آهنگ نمیدونم با صدای فریدون آسرایی
دریافت آهنگ
Categories: موسیقی
سلام
آهنگ قشنگی بود اما
بغض و دل و خلاصه همه چی بدجور می ترکه……بدون آهنگ ترکیده هست با آهنگ دیگه هیچ
سلام نظرتون درباره تأثیرات روانی موسیقی حالا هر نوعیش چه سنتی چه پاپ چه با کلام چه بی کلام چه رپ چه … هر نوعیش چیه؟؟؟ منفیه؟ مثبته؟ بستگی به نوعش داره؟؟ چه تأثیراتی داره؟؟ و…؟؟؟؟ تجربه شخصی تون تو این زمینه چی بوده؟؟؟
fdavari.blogfa.com
حیفه نیایید بحث به ستاد دکتر هم ربط پیدا می کنه!!!
من حق دفاع میدم بهتون
@اگر ما بخواهیم او خواهد آمد
سلام
ببخشید من بیرون از وبلاگ خودم به ندرت کامنت میزارم یا جواب میدم، اگه می خواین پیگیری کنین همین جا می تونین ادامه بدین …
به عنوان یه نظر شخصی، موسیقی به خودی خودش منفی نیست و انسان به هر چیزی که نظم و وزن داشته باشه احساس مثبت داره. از طرف دیگه میشه ازش استفاده کرد برای آرامش ایجاد کردن یا برعکس برای شور و هیجان استفاده کردن و … . کاملا بستگی به موسیقی و البته شنونده داره. حتی تو مساله شرعی این قضیه هم تشخیص با خود مکلف هست.
از طرف دیگه موسیقی هم تو طبیعت وجود داره (مثل صدای پرنده ها و آب و …) و هم تو قرآن و اذان و …
در مجموع اینکه خیلی موضوع مهمی نیست از نظر من، موسیقی هایی که ما گوش میدیم مثل یه کار مباح هست و یه جورایی سلیقه ای هست که گوش بدیم یا ندیم.
بیشتر از این اگه بحث علمی می خواین می تونین کتاب تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان و کتاب های مشابه رو بخونین از حوزه تخصص من بیرون هست که بخوام نظر بدم.
شخصا هم بیشتر با شعر آهنگ هایی که گوش میکنم ارتباط برقرار میکنم تا با موسیقی اون….
در مورد ستاد دکتر هم الان که ستادی وجود نداره! ستاد مال زمان انتخاباته!
من هم نیازی به حق دفاع ندارم! شما هر طور میخوای حکم کن!
“دنیا را بد ساخته اند!
کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد…
کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری…
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد…
به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسید!
و این رنج است …”
@قاصدک
این چنین هم نیست!
دنیا را نقاشی است که به هیچ رو نقش بد از او ساخته نیست، چه رسد به بد ساختن دنیا که مجموع نقش های بد خواهد بود …
گاهی دوست داشتن را نمیدانیم… گاهی حیران هستیم که دوست داریم یا نه! گاهی خودمان درنگ میکنیم … گاهی مسائل دیگری غیر از دوست داشتن را به جای دوست داشتن فرض میکنیم و ….
بله این ها همه هست و این همه اش نیست! چرا که گاهی …
کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد…
کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری…
و شاید گاهی هم…
کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین دل که نه! به رسم و آیین عرف و عقل و … شاید به بازی تقدیر …
به هم نمی رسند و این رنج است… و چه رنج شریفی است!!
صحبت از شرافت بعضی رنجها شد و ناخواسته یادم به متن زیبای عرفان نظر آهاری افتاد …
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است
پشت سر هر آنچه که دوستش می داری
و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی
بهتر است بالاتر را نگاه نکنی
زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد
و او آنقدر بزرگ است
که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است
اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی
اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح
خدا چندان کاری به کارَت ندارد
اجازه می دهد که عاشقی کنی
تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی
خدا با تو سختگیرتر می شود
هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر
و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر
بیشتر باید از خدا بترسی
زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد
مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند!
پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است
و هر گامی که تو در عشق برمی داری
خدا هم گامی در غیرت برمی دارد
تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است
و وصل چه ممکن و عشق چه آسان
خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد
و معشوقت را درهم می کوبد
معشوقت، هر کس که باشد
و هر جا که باشد و هر قدر که باشد
خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی
و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است
ناامیدی ازاینجا و آنجا
ناامیدی از این کس و آن کس
ناامیدی از این چیز و آن چیز
تو ناامید می شوی و گمان می کنی
که عشق بیهوده ترین کارهاست
و برآنی که شکست خورده ای
و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق
و آن همه عشق را تلف کرده ای
اما خوب که نگاه کنی
می بینی حتی قطره ای از عشقت
حتی قطره ای هم هدر نرفته است
خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته
و به حساب خود گذاشته است
خدا به تو می گوید:
مگر نمی دانستی
که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای
و برای من بود که این همه رنج برده ای
و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای
پس به پاس این؛
قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم
و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.
و این ثروتی است که هیچ کس ندارد
تا به تو ارزانی اش کند
فردا اما تو باز عاشق می شوی
تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر
تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر
راستی:
اما چه زیباست
و چه باشکوه و چه شورانگیز
که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!