امسال همون طور که قبلا گفتم بر خلاف یکی دو سال گذشته، برا تحویل سال نشد مشهد باشیم. اما بالاخره هفته پیش روز سه شنبه راهی شدیم و چند روزی رو به اتفاق دوستان مشهد بودیم. اتفاقا این بار شد نزدیک روزای تولدم به جای نزدیک روزای تحویل سال …

تو طول سفر اتفاق هایی زیادی افتاد که دلم میخواست در موردشون بنویسم، اما متاسفانه شرایط پیش نیومد و بعد هم دیگه قسمت نبود. این سفر هم مشابه همه سفرهایی که به مشهد داشتم یه سفر کاملا متفاوت بود. نمیدونم شاید تا آخر عمرم هم هر بار که برم مشهد یه سفر متفاوت باشه و سفر رو طور دیگه ای ببینم!
از بعد معنوی و احساسی و خلاصه برقرار شدن اتصال و سیم، ظاهرا سفر خیلی پرباری نبود. اما در عوض از لحاظ فکر کردن و درک کردن یه سری مفاهیم جدید به نظرم سفر نسبتا پر باری بود. کلا زاویه دیدم نسبت به یه سری مسائل انگار عوض شد.
رو چیزایی زیادی فکر کردم و نتایجی گرفتم که شاید بعدا نوشتم شون. یکی از مواردی که زیاد بهش فکر کردم اذن دخول حرم امام رضا(ع) بود. وقتی میریم زیارت، داریم میریم که خودمون رو در محضر یه بزرگ عرضه کنیم. میخوایم احوال خودمون رو براش بگیم، مشکلات مون رو، سوالات مون رو، دو راهی هایی که توشون قرار گرفتیم و … و از اون طرف میخوایم در محضر اون بزرگ فکر کنیم و تصمیم بگیریم راجع به خیلی چیزا … . و همین حضور در محضر یه بزرگ و مرور کردن مسائل مختلفی که پیش رومون هست باعث میشه که مسائل رو بهتر و درست تر بفهمیم …
از بین اذکاری که تو طول زیارت تکرار شد، این بار با دو تا از ذکرها خیلی ارتباط خوبی برقرار کردم. یکی همین ذکر اذن دخول و دومی هم دعایی که بعد از زیارت امام رضا(ع) باید خونده بشه …
خدایا از تو خواهم اى خدائى که فرمانروائیش همیشگى و عزتش پایدار است … خدایا حاجتهاى من بسوى تو بازگردد، آرزوهایم در پیشگاه تو باز ایستاده و هرگاه مرا به کار نیکى موفق کرده اى راهنماى من بر آن کار و طریق من بسوى آن تو بودى اى توانائى که (زیادى ) خواسته ها درمانده اش نکند … پروردگارا از تو آمرزش خواهم آمرزش شرمسارى و حیاء و از تو آمرزش خواهم آمرزش امیدوارى و از تو آمرزش خواهم آمرزش توبه جوئى و بازگشت و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى اشتیاق و از تو آمرزش خواهم آمرزش از روى بیم و هراس و از تو آمرزش خواهم …
دریافت فایل صوتی دعای بعد از زیارت امام رضا(ع) با صدای استاد فرهمند
از اینکه خیلی وقتا دیدم که یه سری از کارایی که قبلا کردم و اتفاقهایی که برام افتاده بعدا تو کارهای بعدی به دردم خورده قبلا زیاد گفتم و نوشتم. از اینکه ته نقش های حضرت نقاش خیلی به هم ارتباط دارن و به صورت غیر مستقیم انگار ما داریم به یه راهی راهنمایی میشیم و … . جدیدا یه احساسی بهم دست میده که این چیزی که الان فهمیدم نکنه جایی فرصت نکنم ازش استفاده کنم! نمیدونم چرا این طوری شده با وجود اینکه قبلا تقریبا هر چی رو یاد گرفتم بعدا ازش استفاده کردم. شاید قرار هست عمرم به این دنیا نباشه یا … نمی دونم، بگذریم …
این چند وقت در مورد اتفاقهایی که تو چهار سال گذشته تو تسنیم افتاده خیلی دقیق فکر کردم، هر چی نباشه حداقل یک چهارم زمان های کار من این چند سال تو تسنیم صرف شده و انصاف نیست که همین طوری بزارم به نتیجه نرسه! خلاصه کلی نشستم فکر کردم که چرا این اومد و اون رفت و اون یکی موند و … یا مثلا خودم چرا این کار رو کردم و اون یکی کار رو نکردم … . این کلی که میگم واقعا کلی بوده ها! کلی نیمه شب نشستم فکر کردم، هر شب دو سه ساعت! به نتایج بدی هم نرسیدم. تقریبا خیلی چیزا رو تونستم تجزیه و تحلیل کنم.
این طوری که من فهمیدم انگیزه افراد برای مشارکت تو یه کار خیلی مهم تر از توانایی هاشون هست. یادم هست که سر کلاس مهندسی نرم افزار ۲ دکتر صدیقی میگفت یه تیم از دروازه بان ها نباشید. اما متاسفانه نه سر اون کلاس و نه سر هیچ کلاس دیگه ای گفته نشد که نیگاه کنید که انگیزه تون تعالی جمع هست جمع متعالی میشه اما اگه با انگیزه دیگه ای کسی تو جمع باشه ممکن هست کل جمع رو دچار یه مشکلاتی بکنه و … . خیلی از اتفاق هایی که این چند سال برای ما افتاده رو میشه با انگیزه هایی که از ورود به شرکت یا ادامه کار تو اون داشتیم توجیه و تفسیر کرد. هر چند که من به دلایل مختلف از توضیح این موارد معذور هستم، اما میتونم به عنوان یه توصیه به هر کسی که دنبال مشارکت یا حتی جذب نیرو هست بگم که انگیزه یه نیرو یا یه همکار فوق العاده مهمتر از سایر موارد هست.
حق مطلب ادا نشد، اما متاسفانه ذهنم یاری نمیکنه که مطلب رو کامل کنم …
امشب اولین شب جمعه ماه رجب هست که ظاهرا بهش لیله الرغائب، یا همون شب آرزوها گفته میشه. در صحیح و مردود بودن همچین شبی حرف زیاد هست، اما فارغ از اینها اینکه اولین جمعه ماه رجب رو به مرور دعاهامون و آرزوهامون بپردازیم اگه کار خوبی و ویژهای نباشه، کار بدی هم نیست یا حداقل یه فرصت هست برای دعا و آرزو کردن برای خودمون و دیگران …
بگذریم، می خواستم امشب از آرزوها و حرفهای خودم بیشتر بگم، اما خیلی از حرفها رو نمیشه زد و فقط بخشی از اونها رو مینویسم.
ادامه ی نوشته
چند روز پیش یه بیلبورد دیدم تو شهر که حرف از رونمایی سیستم عامل ملی پارس در تاریخ ۷ خرداد تو سالن شیخ بهایی شاهین شهر زده بود! امروز که جستجو کردم چند تا خبرگزاری هم این خبر رو زده بودن مثل این و این . طبق ادعای مطرح تو این خبرها و البته تو سایت خود این شرکت این کار از سال ۸۳ شروع شده و من چون اون سال تازه دانشجوی لیسانس کامپیوتر شده بودم خیلی اظهار نظرم در این خصوص لابد اهمیت نداره! اما تا اونجا که من میدونیم چیزی که به اسم سیستم عامل ملی و فارسی مطرح میشه یکی همون پروژه لینوکس فارسی (لینوکس شریف) هست که توسط شرکت فارسی وب شریف از حدود ده سال پیش (سال ۸۲) در حال پیگیری بوده، البته اخبار قدیمی تر در مورد هزینه شدن در این مورد هم هست مثل این مصاحبه که میگه ۱۲۰ میلیون در سال ۸۱ برای سیستم عامل ملی هزینه شده و …. در کنار این پروژه و پروژه های مشابه (توزیع های لینوکس فارسی) یه عالمه فارسی ساز هم به اسم های مختلف برای ویندوز عرضه شده (از پارسا ۹۹ که در زمان خودش شاهکار محسوب میشد تا اولین نسخه های فارسی ویستا و سون و …) که البته با عرضه رسمی فارسی ساز ویندوز توسط مایکروسافت کم کم دیگه خیلی خبری ازشون نیست …
به جز اینها یک مصاحبه از دو سه ماه پیش هم هست که از تولید سیستم عامل ملی در سازمان پدافند غیر عامل کشور خبر میده که به نظر نمیاد با این پروژهای که تو شاهین شهر ادعا شده ربطی داشته باشه …
با این توضیحات که تو بزرگ ترین شرکت های کشور کار درست و حسابی در حوزه ساخت یک سیستم عامل انجام نشده و با درکی که من بیسواد از یک سیستم عامل ملی دارم! به نظر میاد این سیستم عامل ملی پارس هم یه چیزی در حدود همون فارسی سازی یک توزیع لینوکس یا ویندوز باشه، متاسفانه تو سایت این شرکت هیچ مطلب فنی در خصوص این سیستم عامل ملی دیده نمیشه! باید منتظر موند و دید که بعد از رونمایی از این پروژه چه اتفاقاتی می افته و …
جای خوشحالی خواهد بود که کار به درد بخوری شده باشه و من بیام اینجا معذرت خواهی کنم که فکر میکردم کار به درد بخوری نشده! اما اگه این طور نبود امیدوارم شهرداری شاهین شهر هم جرات داشته باشه که معذرت خواهی کنه و همه چیز یهو محو نشه ….
پی نوشت:
۱- هر خبر تکمیلی در خصوص این سیستم عامل ملی به دست من برسه اینجا میزارم، اگه شما اطلاعاتی دارین میتونید کامنت بزارین …
بعد نوشت:
۱- تو این لینک هم حرف از الگوبرداری از سیستم عامل مایکروسافت زده شده که باید منتظر موند و دید این الگوبرداری به چه میزان هست. البته حرفهایی هم با این مضمون زده شده: «مسئول بازاریابی شرکت مذکور در توضیح کوتاهی به خبرنگار ما گفت : اتفاقات علمی در این شرکت قابل مقایسه با انواع خارجی نیست و در بسیاری از موارد از نظر کیفیت و قیمت حرف اول را می زند و سرمایه گذاران خارجی بسیاری از سراسر جهان تقاضای مشارکت با این شرکت را داده اند که موضوع در دست بررسی است .» که فقط میشه منتظر موند و دید چقدر درست هستن. همچنین گفته شده «مراسم رونمایی از نسخه جدید سیستم عامل فارسی بزودی با حضور مقامات کشوری در شاهین شهر برگزار خواهد شد»
مصاحبه با مدیر عامل این شرکت رو هم میتونید تو این لینک ببینید.
توضیح:
الف- طبق توضیح آقای بیدرام درباره جمله سرمایهگذاران خارجی، ظاهران اون جمله درباره این سیستم عامل نیست و به پاور تولید شده در این شرکت مربوط میشه
ب- توضیحات دیگه ایشون رو در کامنت پایین همین مطلب میتونید ببیند
۲- مطالبی در خصوص رونمایی این سیستم عامل:
الف- گزارش واحد مرکزی خبر
دوست ندارم ناراحت باشم،از یک طرف عملا برای این آزمون زحمتی نکشیده بودم و از طرف دیگر خوب درک کرده ام که شدنها و نشدن ها و اصولا طرحهای نقاش بزرگ ورای آنچه ما تصور میکنیم و می توانیم تصور کنیم می توانند خوب یا بد باشند، ضرورتی ندارد که احساس منفی داشته باشم به این نشدن، اما ناراحتی پدر و مادرم را چه کنم که از حالا به فکر این هستند که کی باید بروم سربازی و … ؟

با این قانون نظام وظیفه سال دیگر هم نمتوانم کنکور شرکت کنم، به عبارت دقیق تر تا زمانی که سربازی نرفته ام دیگر نمیتوانم از معافیت تحصیلی استفاده کنم و این یعنی پیش به سوی سربازی …
مگر اینکه اتفاقات دیگری در پیش باشد …
به عنوان یک آدم نسبتا خلاق، ایدههای کسب و کار مختلفی بوده که به ذهنم رسیده. بعضی از اونها رو پیاده کردم، بعشیهاشون رو سعی کردم پیاده کنم، بعضی ها رو نتونستم ادامه بدم، بعضی ها رو اصلا نتونستم شروع کنم و …
الان هم طرحهای مختلفی تو ذهنم هست که امکان اجراشون نیست، یکی از این طرحها رو که میدونم حالا حالا برای خودم قابل اجرا نخواهد بود و الان هم موقع مناسبی برای اجراش هست اینجا به طور خلاصه میگم.
خوب همیشه میگن یه کسب و کار از نظر اقتصادی موفق خواهد بود به شرطی که نیازی رو پیدا کنه و اون رو به نحوی پاسخ بده که سود قابل توجهی برای خودش و مزیت رقابتی قابل توجهی در مقایسه با دیگرانی که اون نیاز رو برآورده میکنن برای مصرف کنندهها داشته باشه. از طرف دیگه تناسب با زمان و مکانی که این کسب و کار شروع میشه هم مهم هست.
یکی از نیازهایی که ما داریم موارد خوراکی و نوشیدنی مختلف هستن که بخشی از اون هم از واردات تامین میشه، بدون اونکه نیازی باشه. در حقیقت عرضه برخی موارد خوراکی و نوشیدنی که در داخل تولید میشن به خوبی انجام نمیشه.
حالا بریم سراغ طرح! شما نیاز به یک فضای نسبتا بزرگ دارین تو شهر اصفهان. بعد باید بیاین و مواد خوراکی و نوشیدنی (و به تدریج سایر مواد مصرفی) رو که تو شهرستانهای استان یا سایر استانها تولید میشه شناسایی کنین و بتونین نوع مرغوب اون رو با قیمت نسبتا مناسب از محل تولید تهیه کنین و بعد اینها رو به صورت یک جا تو همون فضای نسبتا بزرگ عرضه کنید.
در حقیقت نتیجه این طرح میشه یک فروشگاه بزرگ که موادی از قبیل: زعفران، زیتون، کلوچه، عسل، عرقیجات گیاهی، خرما، پسته، گردو و … رو به صورت یک جا و با قیمت مناسب تر (به واسطه خرید مستقیم از محل تولید) و با کیفیت بهتر در اختیار مردم قرار میده. هر چقدر تنوع مواردی که عرضه میشه بیشتر باشه این فروشگاه سریعتر میتونه جای خودش رو باز کنه. از یک طرف اصفهان با توجه به حجم مهاجرپذیری که داره میتونه در شروع رونق این فروشگاه موثر باشه (چون افراد به مصرف یه سری از این مواد از قبل عادت دارن) و از طرف دیگه با توجه به نام گذاری این سال به سال تولید ملی میشه با ادارات و سازمان ها توافق کرد که مثلا بن خرید کارمندان شون رو از این فروشگاه بدن و … .
به مرور کارهای متنوعی میشه کرد، مثلا میشه با اتوبوسرانی هماهنگ کرد که هر روز از یه منطقه شهر به صورت رایگان به اون بازار سرویس باشه و از این بابت یه هزنیه ای داد و البته یه حمایتی هم بابت سال تولید ملی گرفت و ….
این طرح باعث میشه تا ضمن درآمدزایی برای مجری طرح، اشتغال زایی چند ده نفر به صورت مستقیم و حداقل چند صد نفر به صورت غیر مستقیم صورت بگیره و و واردات برخی مواد غذایی و خوراکی کم بشه و ….
نهایتا میشه کم کم و با به دست گرفتن یک بازار قابل توجه اومد و محصولات رو بررسی کرد و اون هایی که قابل تولید هستند رو کم کم خود عرضه کننده تولید کنه تا هم بتونه قیمت و کیفیت رو شخصا مدیریت کنه و هم بتونه حتی واردات داخل کشور و از استان ها و شهرستان های دیگه رو هم متوقف کنه و با برند شدن و جا افتادن شعبه هایی تو مراکز استان های دیگه بزنه و بشه صادر کننده و بعدا تو کشورهای دیگه و …
شروع موثر این کار به نظرم یه چیزی بالای چهارصد پونصد میلیون تومن سرمایه میخواد اما اگه کسی یه کم مدیر باشه و این کار رو شروع کنه به نظر میرسه که ظرف چهار پنج سال برسه به ده تا بیست برابر سرمایه اولیه …
اسم این فروشگاه رو هم میشه گذاشت فروشگاه ایران …
تمام!
شنبه پیش یک بنده خدایی به مجموعه کاری ما اضافه شد، دو سه روز آمد و بعد کم کم سرفههایش شدت گرفت و بعد هم رفت و خلاصه زنگ زد که رفتهام دکتر و گفته هوای آن جا آلوده است و من نمیتوانم دیگر بیایم! بگذریم از بحثهایی که امروز داشتیم درباره آلودگی هوای محیط کار و خرید دستگاه هواساز و … تا عدم آلودگی آن و بهتر بودن هوای آن نسبت به شهر و … .
داشتم از منظر دیگری به هوای محیط کار نگاه میکردم، از این منظر که هر کسی با چه انگیزه و هدفی آن جاست و در چه راستاهایی تلاس میکند و اگر بتواند چه تغییراتی محتمل است و … . حقیقتش این است که هوای آپا نسبت به این هوایی که حالا در آن هستیم خیلی پاکتر بود، (البته از دور به نظر میرسد که آن محیط هم با وضعیت فعلیاش دیگر برای امثال من مطبوع نخواهد بود!). هر چند آنجا هم یک لکههایی بود که لکههای سابقهداری بودند اما در مجموع هوا خیلی مطبوع تر بود از این محیط چند شرکت فعلی! گاهی یک اتفاقهایی میافتد که باید خیلی تفسیر کرد این اتفاقها را و دنبال منظور اصلی افراد گشت از حرفها و حرکاتشان. انگار اینجا هم مثل زمان انتخابات برای ما شده یک میدان جنگ. هم باید با کارفرما بجنگیم تا ثابت کنیم که کارمان را درست انجام دادهایم و هم باید گاهی حواسمان باشد که در داخل خودمان هم عدهای ممکن است مقاصد متفاوتی با آنچه نشان میدهند داشته باشند …. .
کاش دست خودم بود که محیط را عوض کنم و کاش من هم میتوانستم نفهمم که رفتنم ممکن است لطمه بزرگی به فرد یا افرادی بزند که برایشان احترام قائلم یا اینکه واقعا این طور نبود و میتوانستم راحت بروم. این آلودگی این یکی دو ماه اخیر آن قدر زیاد شده که کم کم برای من هم نفس کشیدن سخت میشود و ممکن است لازم شود به پزشک مراجعه کنم …. امیدوارم از پس این مورد حداقل تا آنجا که موجب صدمه دیدن شدید دیگران نشود بر بیایم.
تمام!