ظاهر و باطن آدمها
تو این چند وقت اخیر فرصت اینو پیدا کردم که عقاید تعدادی از آدمهای اطرافم رو که قبلا فقط در حد ظاهر میشناختمشون بشنوم و در موردش فکر کنم و هر چی در مورد تعداد بیشتری آدم این اتفاق میافته مطمئن تر میشم که ظاهر افراد اصلا ملاک خوبی برای قضاوت در مورد اونها نیست به خصوص اینکه اون تصوری که خودم تو ذهنم داشتم خیلی غلط بوده.
جالب این هست که اکثر افراد درک عمیقتری از خدا دارن و همهی اونها منو به خدا ارجاع میدن، انگار این وسط من از همه بدترم و همه بیشتر از من با خدا رابطه دارن! نمیدونم چطوری این اتفاق باید بیفته ولی میدونم که باید دیدم رو نسبت به آدمهای اطرافم عوض کنم، تو این مدت فرضم این شده که همه خدا رو خیلی زیاد (یا حداقل زیادتر ازمن) دوست دارن و باهاش رابطه دارن، با هر سر و وضع و ظاهری که باشن، شاید در برخورد نزدیک با آدمهای بیشتر به نتایج دیگهای رسیدم.