خانه > دانشگاه اصفهان, نوشته‌های شبانه! > استاد باید معلم باشد!

استاد باید معلم باشد!

صحنه اول:
سر کلاس درس سمینار، نوبت ارائه من هست،  تیپ رسمی (کت و شلوار پوشیدم)، ارائه‌ام هم تقریبا خوب آماده شده،‌ استرس هم ندارم. ارائه تموم میشه، استاد رو به بچه‌ها می‌کنه و میگه ارائه‌اش خوب بود یه ارائه نسبتا کامل فقط یه ایراد داشت کی می‌تونه بگه؟
بچه‌ها کمی تردید می‌کنن، یکی دو نفری چیزایی که به ذهن‌شون میرسه میگن، منم مثل همیشه با غرور جواب‌شون رو میدم و ایرادهایی که گرفتن رو رد می‌کنم. استاد از کنار موارد مطرح شده که البته چندان جدی هم نیستند بدون بحث رد میشه بعد میگه ایرادش این بود که تو زمان ارائه چند مرتبه دستاش رو گذاشته بود تو جیب‌های شلوارش و در این مورد توضیحاتی میده و ….
صحنه دوم:
حدود یک سال بعد،‌ در حضور یه مقام مسئول دارم در مورد یه پروژه که نیمچه مسئولیتی توش دارم توضیح میدم،‌ یه لحظه دستام رو تو جیبم می‌زارم و هنوز چند ثانیه نشده که یاد کلاس و حرف استاد می‌افتم سریع دستام رو از جیبم در می‌آرم!
صحنه سوم:
شب امتحان، دارم سوال طرح می‌کنم،‌ همین طور که دارم یه سری مساله رو تجزیه و تحلیل می‌‌کنم و به نحوه تدریس این ترمم فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که مهم هست که چقدر از اون استاد در مورد موضوع درس مطلب یاد گرفتم اما چیزایی که در مورد اداره کلاس یا نوع برخورد با دیگران ازش یاد گرفتم خیلی مهم‌تره و همین طور نکاتی که در مورد نحوه نگاه کردن به مسائل و فکر کردن از استاد یادگرفتم.
چطور می‌خوایم با شمردن تعداد مقاله و نگاه کردن به تعداد کتاب‌های یک استاد بهش مرتبه بدیم و حقوقش رو کم و زیاد کنیم و براش ارج و قرب قائل باشیم در حالی که ادعا می‌کنیم که تربیت در کنار تعلیم ضروری هست و بر اهمیت اون تاکید می‌کنیم؟ کدوم ملاک‌هایی که برای ارتقاء استاد در نظر گرفتیم معلم بودن استاد رو می‌سنجه؟ اینکه رفتار استاد رو آدما تاثیر بزاره؟ آیا این ملاک مهم‌تر نیست؟
صحنه چهارم:
طراحی سوال تموم شده، در حین نوشتم مطلب دارم به روند درس خوندن و ادامه تحصیل فکر می‌کنم! چقدر هدف فرد برای ادامه تحصیل مهم هست،‌ چقدر مهم هست که بودن این فرد تو دانشکده چه شور و شوقی تو دانشجوهای کارشناسی ایجاد میکنه، چه مواردی رو به دانسته‌هاشون اضافه میکنه، چه آزمایشگاه‌هایی رو فعال میکنه و … . نه خیر! اینا اصلا مهم نیست! مهم این هست که دانشجو بشینه یه مشت چرندیات رو بخونه  یه چرند جدید بنویسه که بهش میگیم مقاله! این مهم هست! اگه تو شخصیتت می‌تونه یه دانشکده رو تکون بده دلیل نداره بورس بهت بدن،‌ اگه می‌تونی تو هر ورودی ۱۰ تا دانشجو رو فعال تر و با سوادتر تحویل جامعه بدی اهمیتی نداره! اما اگه ۱۰ تا مقاله نوشتی لابد یه حایی تکون خورده که هم می‌تونی ادامه تحصیل بدی و هم بورس بهت تعلق یگیره  و …. .