ازدواج میکنم!
راجع بهش خیلی فکر کردم، شایدم خیلی بیشتر از خیلی! نتیجه هم این بود که باید ازدواج کنم حتی اگه هنوز ندونم که ادامه تحصیل میدم یا نه یا شغلم چی میشه یا … . اینا همیشه میتونند از وضعیت معلوم به مجهول و برعکس تغییر کنند و عملا اون قدرها هم در کنترل من نیستند و البته اگه فرض کنیم هستند هم که بهتر هست و اصلا جای نگرانی نداره! قبل از تولد بعدیم میخوام ازدواج کرده باشم!
حالا دیگه باید دید تو این فاصله چه اتفاقاتی میافته و چه افرادی سر راهم قرار میگیرن، در واقع من بخشی از نقشم تو این نقاشی رو اراده کردم شروع کنم (و البته این لزوما به این معنا نیستم که میتونم این نقش رو شروع کنم و انجام هم بدم) و حالا باید منتظر باشم تا نقاش بزرگ طرح و نقش دیگهای نشونم بده و ببینم این بار چقدر از لطف و مرحمتش شگفت زده میشم و چقدر میتونم عظمتش رو با تصور ناقصم به تماشا بشینم …