خانه > نوشته‌های شبانه! > سه روز با بازده صفر!

سه روز با بازده صفر!

پنج شنبه صبح تقریبا دیر از خواب بیدار شدم، حدود ساعت ۱۰ یا شایدم ۱۱، یه مقدرا غیرنرمال بودم، اما چیزیم نبود، یه برنامه ریزی نصفه نیمه برای پنج شنبه، جمعه و شنبه کردم، تا ظهر هم هنوز مشکلی نبود، ظهر مهمون داشتیم، دایی و پسر دایی، اونا هم که رفتن هنوز مشکلی نداشتم، یه مقدار گذشت، حدود ساعت ۲ و ۳ بعد از ظهر احساس کردم دلم شدیدا پیچ میزنه و انگار از روی بدنم هم پیچ زدن دلم قابل احساس بود، خلاصه حالم بد شد! این موضوع ادامه داشت و هی میگرفت و ول میکرد! دو سه دفعه گفتم برم دکتر دوباره یه مقدار بهتر شد و دوباره شروع کرد و … .
خلاصه سرتون رو درد نیارم تا شب هیچ کار مفیدی نتونستم انجام بدم، یکی دو مرتبه هم حالم به هم خورد، آخر سر هم شب این قدر اذیت کرد تا مجبور شدم برم دکتر، دکتر هم گفت چیز خاصی نیست! یه دونه آمپول ضد حساسیت و مقدار قابل توجهی از انواع و اقسام دارو! دو مدل داروی مسکن برای سردرد، یه مدل برای تسکین دل پیجه! یه مدل آنتی بیوتیک نسبتا خفن (هر یه دونه قرصش تقریبا ۶۰۰ تومن شد!) و یه مدل قرص برای کاهش تحریک گلو! بگذریم! شب رو بد گذروندم و صبح هم دیر بیدار شدم، تازه یادم افتاد که کل برنامه هایی که برای پنج شنبه عصر و شب داشتم به هم خورده و هیچ کاری نکردم! جمعه هم تا خواستم خودمو یه تکونی بدم دیدم دوباره به مشکل بر میخورم! ظهر نتونستم ناهار بخورم و عصر هم دوباره حالم بد شد، اما خوب خدا رو شکر شب یه مقدار بهتر شدم، آخر هم مجبور شدم کلاس شنبه صبح پیام نور رو هم زنگ بزنم کنسل کنم، امروز هم از صبح تا شب تقریبا هیچ کار مفیدی انجام ندادم! البته یه مقدار اوضاع احوالم رو به بهبودی رفت!!
خوب نمی‎دونم الان باید چه نتیجه ای بگیرم، شاید طبیعت می‎خواست ضعفم رو یادآوری کنه که چقدر برنامه‎ریزی من می‎تونه ناپایدار باشه و حتی با یه دل پیچه ساده می‎تونه همه چیز به هم بریزه، یا اینکه این دل پیچه از عوارض کارهایی بود که این چند وقت داشتم، مثلا از عوارض یکی دو هفته قبلش یا شایدم از عوارض یه ماه و  یکی دو هفته قبلش یا … . نمی دونم! فقط الان این دید رو دارم که من چقدر ضعیف هستم! فقط همین! البته یه مقداری هم در مورد کار کردن و کار نکردن و تاثیر اینکه تو خونه باشم و کار نکنم روی شرایط روحی و جسمی خودم و … فکر کردم، اما خوب هنوز به جمع بندی درست و حسابی نرسیدم، ظاهرا در همین حد هست که تو خونه موندن کل هفته برای من موجب مریضی میشه، که جمع بندی خوبی به نظر نمیاد!