«بسم الله الرحمن الرحیم . ویل للمطففین الذین اذا اکتالوا علی الناس یستوفون . و اذا کالو هم او وزنو هم یخسرون . الا یظن اولئک انهم مبعوثون . لیوم عظیم . یوم یقوم الناس لرب العالمین.» ترجمه: وای به حال کم فروشان آنان که وقتی چیزی را با پیمانه یا وزن از مردم تحویل می گیرند کاملاً حق خود را استیفاء میکنند ولی وقتی چیزی را تحویل مردم می دهند در پیمانه و وزن کمتر می دهند . آیا آنها عقیده ندارند که بعد از مرگ زنده خواهند شدو به روز بزرگ رستاخیز ایمان ندارند . روزی که تمام مردم در پیشگاه خداوند برای تعیین سرنوشت خود می ایستند …
این آیات مربوط به چه کسانی میشه؟ فقط فروشندگان؟ آیا این آیات نمی تونه در خصوص کارگر فضای سبزی باشه که وقتی مسئولش رد میشه سخت مشغول کار هست و وقتی رفت میگیره میخوابه؟!؟ آیا نمیتونه در خصوص استادی باشه که سر کلاس هم به زور میره و هیچ وقتی رو برای دانشجوها نمیزاره؟ آیا نمی تونه در خصوص استاد راهنمایی باشه که حتی یک بار هم به درستی پایان نامه دانشجوهاش رو نمیخونه؟ یا در مورد دانشجویی که همه کار میکنه غیر درس خوندن؟!؟ یا در مورد مدیری که نمیدونه هر زیردستش چیکار میکنه و به راحتی از خودش رفع مسئولیت کرده؟!؟ یا در مورد کارمندی که وقت ساعت کار زدن همه ساعات حضورش در محل کار رو بدون اینکه حتی یک دقیقه از قلم بیفته یادداشت میکنه اما حداقل نصف وقتش به ایمیل چک کردن و کارای شخصی میگذره؟!؟ یا حتی در مورد مسئولی که حضورش تو صدا و سیما و همایش ها و … پر رنگ هست ولی تو حوزه کارش هزارن مشکل حل نشده باقی مونده؟!؟ یا مسئولی که از رسانه برای شهرت خودش استفاده میکنه (و حتی برای تخریب دیگران در جهت بزرگ نشون دادن خودش!) تا برای حل و فصل مشکلات و انجام وظیفهای که بهش محول شده؟!؟ چقدر از این یا ها میشه نوشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!! واقعا چند درصد ما درآمدمون کاملا حلال محسوب میشه ؟!؟ !!!!
چند وقتی میشه که به خاطر مسائل مختلف درگیر بحث وام و بهره و … شدم و اینکه در چه حالتی درست و شرعی هست و در چه حالتی نیست و … . متاسفانه تو رسالههای توضیح المسائل هم این مساله اصلا به صورت شفاف و درستی توضیح داده نشده. از یک طرف یک جاهایی حرف از درست نبودن فعالیتهای بانکها به میون اومده و از طرف دیگه قوانین فعالیت بانکها از فیلتر فقهای شورای نگهبان گذشته و مشکل شرعی داشتنش خیلی چیزا رو میبره زیر سوال و …
خلاصه کمی در این خصوص جستجو کردم. چند روزی هست که میخوام در این مورد بنویسم اما فرصت نمیشه، فعلا خلاصه مطالب رو مینویسم تا بعدا اگه فرصت شد مفصل در موردش بنویسم و اگه نه حداقل همین خلاصه رو نوشته باشم.
۱- همه ما می دونیم که خرید و فروش مشکلی نداره، و طبیعتا هر کسی بعد از خرید برای فروش مبلغی رو قیمت میکشه. فروش اقساطی هم ایرادی نداره و شما می تونید یک کالا رو به صورت اقساطی بفروشید. حالا بخشی از وامی که از بانک ها گرفته میشه در واقع وام (به معنای قرض) نیست، بلکه یک خرید و فروش هست. مثلا شما یک ماشین به وکالت از بانک به صورت نقدی میخرید و بعد بانک اون ماشین رو به صورت اقساط بهتون میفروشه. طبیعتا بانک به عنوان یک فروشنده میتونه کالا رو به قیمت بیشتری از اونچه خریده بفروشه و این اصلا بهره قرض محسوب نمیشه چون یک خرید و فروش صورت گرفته. نکته این نوع وام این هست که حتما باید خرید و فروش صورت بگیره و اگه کسی پیش خودش زرنگ بازی در بیاره و بدون خرید وام بگیره اون وقت معاملهای انجام نشده و همه چی میره زیر سوال…
۲- شراکت (مضاربه یا …) هم نوعی از معاملات حلال هست، مثلا بانک به شما وام میده که خونه بسازید، در واقع اینجا هم قرضی در کار نیست، بانک با یه سهمی مثلا ۴۰ درصد در ساختن خونه شریک میشه، بعد وقتی خونه به یه مرحلهای رسید، سهم خودش رو قسطی به شما می فروشه و باز قرض و بهره قرض در کار نیست …
۳- پولی که شما تو بانک میزارین، صرف کارهای مختلفی میشه و سودی به صورت علی الحساب به شما پرداخت میشه و در انتهای سال سود قطعی محاسبه و ما به التفاوتش پرداخت میشه (قطعی نبودن سود و پرداخت سود قطعی رو خودم دیدم …) اینجا هم بهره پول پرداخت نمیشه و شما به بانک قرض ندادین و تو سود کار بانک شریک شدین، فقط یک شراکت هست که شما فقط تو سود شریک هستین و شراکت تون شامل ضرر نیست و ظاهرا این نوع شراکت (با شرط شریک نبودن تو ضرر) هم مانع شرعی نداره.
۴- برای وامهایی که هیچ خرید و فروش یا شراکتی تو اونها نیست، مثل وام ازدواج، هر بهرهای بهره قرض و حرام محسوب میشه. پولی که قرض الحسنهها و بانکها تحت عنوان کارمزد میگیرن به شرطی که به عنوان تامین هزینه بانک یا قرض الحسنه منطقی به نظر بیاد مانعی نداره. اینجا بر حسب درصد بودن فقط به خاطر این هست که هر چی میزان پول بیشتر میشه طبیعتا کار بیشتری پس گرفتن و حساب و کتابش میگیره و کلا اینکه درصد به کار بره به معنای حرام بودن نیست. البته اگه کارمزد غیر منصفانه و مبلغ زیادی بیش از هزینه های بانک یا قرضالحسنه باشه حرام خواهد بود.
۵- هر گونه شرطی برای دادن قرض (مثل شرط خوابوندن پول و …) قرض دادن و گرفتن رو حرام میکنه. کاری که عمده قرضالحسنهها میکنند و قبلا هم یه مطلب در موردش نوشتم.
۶- پولی که بانکها به عنوان دیرکرد میگیرن حرام هست. در حقیقت چون معامله یا شراکتی صورت گرفته و شما دارید پولش رو به صورت قسطی پرداخت میکنید، اصلا بحث قرض نیست و دیرکرد معنا نداره! ظاهرا نکته این مورد این هست که اگه بانک ها اعلام کنند که دیرکرد وجود نداره خیلی ها ممکنه دیرتر پرداخت کنند و همه کارهای بانک ها به هم میریزه. با این وجود گفته میشه بخشنامه هایی تو بانک ها هست که دیرکرد رو نگیرند و … . خلاصه حکم شرعی هست که شما مجبور به پرداخت دیرکرد میشید و از این بابت اشکالی نداره ولی برای بانک که بگیره حرام خواهد بود!
این مطالب عمدهاش از سخنرانی حجت الاسلام عدالتیان تو جمع کسبه مشهد استخراج شده …
این چند روزه بحث کمک به زلزله زدگان شمال غربی کشور از طرف ورزشکارا مثل خیلی اقشار دیگه در حال پیگیری هست، بعضی از اونها مبلغی رو اختصاص دادن، برخی دیگه حضوری رفتن سر زدن و بالاخره بعضی ها مثل این حرکت اخیر کریم باقری تو بازار تبریز به جمعآوری و ترغیب دیگران به کمک کردن همت گماشتند. این حرکت آخری از جنبههای مختلفی حائز اهمیت هست و از گذشته رایج بوده که تو این جور مسائل اونایی که منش پهلوانی دارند راه بیفتند و کمک جمع کنند …
این چند روز عکسهای حضور کریم تو باشگاه پرسپولیس و همینطور توی بازار تبریز رو تو رسانهها دیدم، ای کاش یک نفر که منش و عنوان پهلوانی رو یدک میکشه و قرار هست به عنوان الگو برای جوانترها شناخته بشه کمی بیشتر دقت میکرد و با لباسی با نوشته بزرگ کالوین کلاین حاضر نمیشد …

این چند وقته اتفاقات مختلفی افتاده که نشون میده ملت ما خیلی زود جو گیر میشن! خیلی سریع کوچیک ترین موضوعی رو باور میکنند و منتشر میکنند و با تعصب زیاد ازش دفاع میکنند.
البته در حقیقت اینا چند تا موضوع مختلف هست مثلا اینکه یه شایعه خیلی سریع باور و پخش میشه رو میشه اسمهای دیگهای هم بهش داد و بحثهای دیگهای هم در موردش داشت ولی خوب فعلا اینجا همه اینا رو تحت همون نام جوگیر شدن و در کنار هم استفاده میکنم! چند مورد رو با هم مرور کنیم:
۱- انداختن لوگوی پپسی رو ماه و …
۲- وقایع میانمار (منتشر شدن تصاویر نقاط مختلف دنیا به جای میانمار …)
۳- ابراز احساسات در خصوص خوب و بد بودن نتایج المپیک بدون هیچ تحلیلی و کاملا احساسی، همین طور در مورد داوری بازیها و …
۴- گله کردن از برخورد با روزهخواری و بی حجابی و … (کدوم برخورد؟!؟)
۵- مسائل مختلفی در مورد عدم ازدواج فلان مجری خارجی با افراد غیر ایرانی در صورتی که طرف شوهرش عرب هست و …
۶- و بالاخره این مورد زلزله اخیر و گله کردن از دولت و صدا و سیما و … ادامه ی نوشته
سوال: بعضی از صندوقهای قرض الحسنه وام پرداخت میکنند، به شرط این که وام گیرنده حساب باز کرده و مبلغی پول برای مدت معیّنی به حسابش واریز کند و مدتی هم پول در حسابش باشد، تا وام به او تعلق گیرد. این گونه وام دادن حکمش چیست؟
پاسخ:
آیت الله فاضل لنکرانی: ظاهراً در مورد سؤال، مبلغی را که وام گیرنده، اوّل میدهد، به عنوان قرض نیست، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و مشارکت است، لذا اشکال ندارد. بلی در همین مورد چنانچه مبلغی را که اوّل میدهند، به عنوان قرض به بانک (وام دهنده) و مشروط بر این بدهند که به آنها وام بدهند، در این صورت قرض ربایی محسوب شده و جایز نیست.
آیت الله مکارم: در صورتی که این شرط به نفع سایر وام گیرندگان باشد، اشکالی ندارد، ولی اگر برای استفاده وام دهندگان باشد، جایز نیست.
آیت الله خامنهای و آیت الله بهجت: این کار ربا و حرام است (زیرا به عنوان قرض محسوب میشود) بلی وام گیرنده میتواند پول را در حساب بگذارد، ولی قصد نکند که به شرایط وام دهنده عمل کند، بلکه قصدش این باشد که پولی در حساب داشته باشد، گرچه میداند بعداً وام خواهد گرفت.
آیت الله وحید و آیت الله سیستانی: این شرط جایز نیست و با این شرط قرض ربوی میشود.
منبع: راز ماندگاری
خبر مرتبط: رئیس بانک مرکزی: جلوی وام های مشروط به سپرده گذاری را می گیریم
امشب دو تا مدال دیگه تو المپیک گرفتیم و یه سری اتفاقات دیگه اطراف من افتاد که وقتی فکر میکنم درسهای مختلفی میشه ازشون گرفت.
۱- مدال نقره وزنه بردار امشب بابلند کردن دو کیلو بیشتر میشد طلا، اما نشد که بشه. دو کیلو در مقایسه با ۲۲۷ کیلو عدد قابل توجهی نیست در واقع کمتر از یک درصد، اما می بینیم که همین دو کیلو مانع از بلند کردن وزنه میشه. تو بقیه مسابقات وزنه برداری هم این موضوع مشهود بود که طرف به خاطر یکی دو کیلو مدالش عوض شده یا حتی مدال رو از دست داده. حتی تو بعضی وزنها دو نفر وزنه مساوی زدن و چند گرم اختلاف وزن باعث پایین و بالا شدن مدالها شده … . نکتهای که مد نظرم هست این هست که تو حساب و کتاب کردن هامون، تو چیدن کارها، تو برآرورد قابلیتهای خودمون و … هیچ وقت نباید به اینکه این کمی بیشتر هست و اون کمی کمتر به سادگی نیگاه کنیم. شاید یک ساعت بیشتر کار کردن تو روز یا حتی چند دقیقه، تو بلند مدت آثار جسمی و روحی خیلی زیادی داشته باشه، شاید چند هزار تومن کم و زیاد تو حساب و کتاب باعث بشه تصمیم و آینده زندگی یک نفر عوض بشه و … خدا هم در این مورد میگه : «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ » . البته به این موضوع از زاویههای دیگهای هم میشه نیگاه کرد …
۲- بین این سه تا وزنهبرداری که وزنه زدن، اون بنده خدایی که مدال نگرفت و پنجم شد، رکورد ورودی که زده بود ۴۰۵ بود و تو مسابقات هم ۴۰۲ زد و حتی اگه همون ۴۰۵ رو هم میزد باز مدال نمیگرفت، اما مثلا اینکه امشب نقره گرفت، خیلی کمتر از رکورد ورودی خودش زد. میخوام بگم که لزوما تلاش ما و حتی حداکثر بودن تلاش ما کافی نیست. این شرایط هست که خیلی از چیزها رو میتونه عوض کنه. از طرف دیگه همین شرایط هست که باعث شده افراد خیلی از رکورد ورودی شون دور باشن. اینکه تو حساب و کتابهای ما هیچ جایی برای این شرایط نیست و البته نمیتونه هم به اون صورت باشه (چون دست ما نیستن) خیلی از حساب و کتاب ها رو غیر قابل اعتماد میکنه و البته تنها کاری که در این مورد میشه کرد بعد از تلاش کافی توکل به خداست و باور «الخیر فی ما وقع»
۳- خیلی از دوستان معتقد هستند که روز اول وزنه برداری اگه اون یکی وزنه بردارمون انصراف نمیداد، این یکی هم بهتر نتیجه می گرفت. خیلی وقتا تصمیمهایی که میگیریم، حتی تصمیمهایی که کاملا شخصی و مربوط به خودمون به نظر میان زندگی دیگران رو تحت تاثیر قرار میدن و البته خیلی وقتها این تاثیرها زیاد و قابل پیش بینی هست و عدم توجه بهشون اشتباه به نظر میاد.
۴- چیزی که تو مورد دوم هم بهش اشاره کردم، متفاوت بودن شرایط در لحظات خاص و تاثیر شرایط بر عملکرد ماست. در این مورد خیلی حرف دارم بزنم. اینکه شرایط مسابقه با شرایط تمرین فرق میکنه و حتی شرکت در مسابقات مختلف و داشتن تجربه باز تضمین کننده امکان استفاده از حداکثر تواناییها نیست. این رو هم اینجا دیدیم و هم خودم تو جلسات کنکور و امتحان و مسابقه و … تجربه کردم. یا اینکه تحت شرایطی ممکن هست آدم رفتاری داشته باشه یا حرفی بزنه که منطقی و درست نباشه و نباید بالافاصله در مورد حرف و رفتار افراد بدون توجه به شرایط شون قضاوت کرد، مثلا من متدولوژیهای توسعه نرم افزار سبک و سنگین رو میشناسم و حتی ارائه من تو درس ارائه مطلب فنی تو دوره کارشناسی در مورد نحوه انتخاب متدولوژی مناسب برای پروژه بود و بعد یهو تو یه جلسه ای به اشتباه یه متدولوژی سنگین رو که کاملا می شناسم میزارم تو دسته متدولوژی های سبک! خودم هم بعدش هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا من همچین حرفی زدم، غیر اینکه شرایط باعث میشه این حرف بدون اینکه ذهن روش متمرکز باشه و تجزیه و تحلیل بشه، زده بشه.
پرانتز باز – نهایتا موردی که خیلی به بحث فعلی ربط نداره اما فکر میکنم جای خوبی هست که مطرحش کنم این هست که بعضی از رویدادها و شرایط، تاثیرات پایدارتری روی ما دارند. هنوز هم می تونم چروک های پای چشم داداشم رو که بعد از انتخابات ایجاد شدن ببینم، یا موهای روی صورتم که ریخته نه تنها خوب نشده بلکه گسترش هم پیدا کرده و حتی استفاده از دارو هم هنوز نتونسته اوضاع رو عادی و نرمال کنه. خوب که فکر میکنم میبینم جامعه با قرار دادن یک فرد یا یک مجموعه افراد در چنین شرایط پر فشاری، افراد رو به سمت و سویی می بره که هم کارآیی مثبتشون رو تا حد زیادی از دست میدن و هم اینکه ممکنه مجبور بشن برای از پا در نیومدن به سمت و سویی که مایل نیستند تغییر جهت بدن و در نهایت به یک فرد عادی و روزمره تبدیل بشن
چطور افرادی که چنین شرایطی رو برای دیگران ایجاد کردن و نتایج وارد کردن این فشارها رو نادیده گرفتن پاسخ خواهند داد … ؟!؟ یقینا هر چقدر هم که مثبت باشند و عملکرد مثبتی داشته باشند، از پس جواب دادن به کوچک ترین جزء این فشارها هم بر نخواهند اومد…. یه نکته هم اینکه شاید کسی که کوچکترین فشار مشابهای رو تحمل کرده باشه دیگه به سهمیه دادن به خانواده شهدا و جانبازها و … اعتراض نکنه و کاملا راضی باشه. چون به خوبی می فهمه که اونها تو جنگ چه فشاری رو متحمل شدن و در نتیجه چقدر افت کارآیی و … براشون پیش اومده و … – پرانتز بسته.
بگذریم، به عنوان جمع بندی به نظر میرسه که تو محاسباتمون باید بیشتر روی تاثیر انتخابهامون بر زندگی دیگران و همین طور خودمون دقت کنیم و حواس مون باشه که همه چیز دسته ما نیست و ضمن تلاش کردن باید توکلمون به خدا باشه. ان شاء الله که عاقبت کار همهی ما ختم به خیر خواهد شد …
به عنوان یک آدم نسبتا خلاق، ایدههای کسب و کار مختلفی بوده که به ذهنم رسیده. بعضی از اونها رو پیاده کردم، بعشیهاشون رو سعی کردم پیاده کنم، بعضی ها رو نتونستم ادامه بدم، بعضی ها رو اصلا نتونستم شروع کنم و …
الان هم طرحهای مختلفی تو ذهنم هست که امکان اجراشون نیست، یکی از این طرحها رو که میدونم حالا حالا برای خودم قابل اجرا نخواهد بود و الان هم موقع مناسبی برای اجراش هست اینجا به طور خلاصه میگم.
خوب همیشه میگن یه کسب و کار از نظر اقتصادی موفق خواهد بود به شرطی که نیازی رو پیدا کنه و اون رو به نحوی پاسخ بده که سود قابل توجهی برای خودش و مزیت رقابتی قابل توجهی در مقایسه با دیگرانی که اون نیاز رو برآورده میکنن برای مصرف کنندهها داشته باشه. از طرف دیگه تناسب با زمان و مکانی که این کسب و کار شروع میشه هم مهم هست.
یکی از نیازهایی که ما داریم موارد خوراکی و نوشیدنی مختلف هستن که بخشی از اون هم از واردات تامین میشه، بدون اونکه نیازی باشه. در حقیقت عرضه برخی موارد خوراکی و نوشیدنی که در داخل تولید میشن به خوبی انجام نمیشه.
حالا بریم سراغ طرح! شما نیاز به یک فضای نسبتا بزرگ دارین تو شهر اصفهان. بعد باید بیاین و مواد خوراکی و نوشیدنی (و به تدریج سایر مواد مصرفی) رو که تو شهرستانهای استان یا سایر استانها تولید میشه شناسایی کنین و بتونین نوع مرغوب اون رو با قیمت نسبتا مناسب از محل تولید تهیه کنین و بعد اینها رو به صورت یک جا تو همون فضای نسبتا بزرگ عرضه کنید.
در حقیقت نتیجه این طرح میشه یک فروشگاه بزرگ که موادی از قبیل: زعفران، زیتون، کلوچه، عسل، عرقیجات گیاهی، خرما، پسته، گردو و … رو به صورت یک جا و با قیمت مناسب تر (به واسطه خرید مستقیم از محل تولید) و با کیفیت بهتر در اختیار مردم قرار میده. هر چقدر تنوع مواردی که عرضه میشه بیشتر باشه این فروشگاه سریعتر میتونه جای خودش رو باز کنه. از یک طرف اصفهان با توجه به حجم مهاجرپذیری که داره میتونه در شروع رونق این فروشگاه موثر باشه (چون افراد به مصرف یه سری از این مواد از قبل عادت دارن) و از طرف دیگه با توجه به نام گذاری این سال به سال تولید ملی میشه با ادارات و سازمان ها توافق کرد که مثلا بن خرید کارمندان شون رو از این فروشگاه بدن و … .
به مرور کارهای متنوعی میشه کرد، مثلا میشه با اتوبوسرانی هماهنگ کرد که هر روز از یه منطقه شهر به صورت رایگان به اون بازار سرویس باشه و از این بابت یه هزنیه ای داد و البته یه حمایتی هم بابت سال تولید ملی گرفت و ….
این طرح باعث میشه تا ضمن درآمدزایی برای مجری طرح، اشتغال زایی چند ده نفر به صورت مستقیم و حداقل چند صد نفر به صورت غیر مستقیم صورت بگیره و و واردات برخی مواد غذایی و خوراکی کم بشه و ….
نهایتا میشه کم کم و با به دست گرفتن یک بازار قابل توجه اومد و محصولات رو بررسی کرد و اون هایی که قابل تولید هستند رو کم کم خود عرضه کننده تولید کنه تا هم بتونه قیمت و کیفیت رو شخصا مدیریت کنه و هم بتونه حتی واردات داخل کشور و از استان ها و شهرستان های دیگه رو هم متوقف کنه و با برند شدن و جا افتادن شعبه هایی تو مراکز استان های دیگه بزنه و بشه صادر کننده و بعدا تو کشورهای دیگه و …
شروع موثر این کار به نظرم یه چیزی بالای چهارصد پونصد میلیون تومن سرمایه میخواد اما اگه کسی یه کم مدیر باشه و این کار رو شروع کنه به نظر میرسه که ظرف چهار پنج سال برسه به ده تا بیست برابر سرمایه اولیه …
اسم این فروشگاه رو هم میشه گذاشت فروشگاه ایران …
تمام!