سه نفر به امام حسن مجتبی (ع) مراجعه کردند:
۱- سوال کرد: در منطقه ما قحطی آمده است، چه کنیم؟ امام (ع) فرمودند به مردم بگویید که استغفار کنند.
۲-سوال کرد: فرزند ندارم و هر چه تلاش کردم میسر نشد، چه کنم؟ امام (ع) فرومدند استغفار کن اگر صلاح باشد صاحب فرزند خواهی شد.
۳- سوال کرد: در منطقه ما باران نمیبارد، چه کنیم؟ امام (ع) فرمودند استغفار کنید.
فردی که ناظر این سه سوال و جواب بود از امام (ع) پرسید چگونه برای سه درد مختلف (مشکلات اقتصادی، نداشتن فرزند و عدم نزول باران) یک دارو تجویز کردید؟!؟ امام (ع) فرمودند، وای بر تو! این تجویز از قرآن بود.
سوره نوح آیات ۱۰ تا ۱۲: «استغفروا ربّکم انّه کانَ غفّاراً یُرسل السماء علیکُم مِدراراً و یُمدِدکم باموال و بنینَ و یَجعَل لکم جنّاتٍ و یجعل لکم اَنهاراً» / «به درگاه خداوند توبه کنید و آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است[استغفارکنید] تا رحمت فراوانش را بر شما فرود آورد و شما را با ثروت و اولاد مدد فرماید،و باغها و نهرهای جاری به شما عطا کند. »
حقیقتش این هست که هر چی پایین و بالا میکنم، تو همه این سالها هیچ وقت ماه رمضان این قدر خالی ازمعنویت نبوده، یعنی دیگه کم مونده بود که شب قدر هم بگیرم بخوابم و فردا پا شم برم سر کار!!!! تحلیلهایی که میشه از دلیلش داشت خیلی خوب نیست، برا همین نمینویسمشون! ان شاء الله که این روند کمرنگ شدن معنویت تو زندگی من همین طور ادامه دار نباشه، برام دعا کنید …
این چند وقته اتفاقات مختلفی افتاده که نشون میده ملت ما خیلی زود جو گیر میشن! خیلی سریع کوچیک ترین موضوعی رو باور میکنند و منتشر میکنند و با تعصب زیاد ازش دفاع میکنند.
البته در حقیقت اینا چند تا موضوع مختلف هست مثلا اینکه یه شایعه خیلی سریع باور و پخش میشه رو میشه اسمهای دیگهای هم بهش داد و بحثهای دیگهای هم در موردش داشت ولی خوب فعلا اینجا همه اینا رو تحت همون نام جوگیر شدن و در کنار هم استفاده میکنم! چند مورد رو با هم مرور کنیم:
۱- انداختن لوگوی پپسی رو ماه و …
۲- وقایع میانمار (منتشر شدن تصاویر نقاط مختلف دنیا به جای میانمار …)
۳- ابراز احساسات در خصوص خوب و بد بودن نتایج المپیک بدون هیچ تحلیلی و کاملا احساسی، همین طور در مورد داوری بازیها و …
۴- گله کردن از برخورد با روزهخواری و بی حجابی و … (کدوم برخورد؟!؟)
۵- مسائل مختلفی در مورد عدم ازدواج فلان مجری خارجی با افراد غیر ایرانی در صورتی که طرف شوهرش عرب هست و …
۶- و بالاخره این مورد زلزله اخیر و گله کردن از دولت و صدا و سیما و … ادامه ی نوشته
سوال: بعضی از صندوقهای قرض الحسنه وام پرداخت میکنند، به شرط این که وام گیرنده حساب باز کرده و مبلغی پول برای مدت معیّنی به حسابش واریز کند و مدتی هم پول در حسابش باشد، تا وام به او تعلق گیرد. این گونه وام دادن حکمش چیست؟
پاسخ:
آیت الله فاضل لنکرانی: ظاهراً در مورد سؤال، مبلغی را که وام گیرنده، اوّل میدهد، به عنوان قرض نیست، بلکه به عنوان سرمایهگذاری و مشارکت است، لذا اشکال ندارد. بلی در همین مورد چنانچه مبلغی را که اوّل میدهند، به عنوان قرض به بانک (وام دهنده) و مشروط بر این بدهند که به آنها وام بدهند، در این صورت قرض ربایی محسوب شده و جایز نیست.
آیت الله مکارم: در صورتی که این شرط به نفع سایر وام گیرندگان باشد، اشکالی ندارد، ولی اگر برای استفاده وام دهندگان باشد، جایز نیست.
آیت الله خامنهای و آیت الله بهجت: این کار ربا و حرام است (زیرا به عنوان قرض محسوب میشود) بلی وام گیرنده میتواند پول را در حساب بگذارد، ولی قصد نکند که به شرایط وام دهنده عمل کند، بلکه قصدش این باشد که پولی در حساب داشته باشد، گرچه میداند بعداً وام خواهد گرفت.
آیت الله وحید و آیت الله سیستانی: این شرط جایز نیست و با این شرط قرض ربوی میشود.
منبع: راز ماندگاری
خبر مرتبط: رئیس بانک مرکزی: جلوی وام های مشروط به سپرده گذاری را می گیریم
امشب دو تا مدال دیگه تو المپیک گرفتیم و یه سری اتفاقات دیگه اطراف من افتاد که وقتی فکر میکنم درسهای مختلفی میشه ازشون گرفت.
۱- مدال نقره وزنه بردار امشب بابلند کردن دو کیلو بیشتر میشد طلا، اما نشد که بشه. دو کیلو در مقایسه با ۲۲۷ کیلو عدد قابل توجهی نیست در واقع کمتر از یک درصد، اما می بینیم که همین دو کیلو مانع از بلند کردن وزنه میشه. تو بقیه مسابقات وزنه برداری هم این موضوع مشهود بود که طرف به خاطر یکی دو کیلو مدالش عوض شده یا حتی مدال رو از دست داده. حتی تو بعضی وزنها دو نفر وزنه مساوی زدن و چند گرم اختلاف وزن باعث پایین و بالا شدن مدالها شده … . نکتهای که مد نظرم هست این هست که تو حساب و کتاب کردن هامون، تو چیدن کارها، تو برآرورد قابلیتهای خودمون و … هیچ وقت نباید به اینکه این کمی بیشتر هست و اون کمی کمتر به سادگی نیگاه کنیم. شاید یک ساعت بیشتر کار کردن تو روز یا حتی چند دقیقه، تو بلند مدت آثار جسمی و روحی خیلی زیادی داشته باشه، شاید چند هزار تومن کم و زیاد تو حساب و کتاب باعث بشه تصمیم و آینده زندگی یک نفر عوض بشه و … خدا هم در این مورد میگه : «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ » . البته به این موضوع از زاویههای دیگهای هم میشه نیگاه کرد …
۲- بین این سه تا وزنهبرداری که وزنه زدن، اون بنده خدایی که مدال نگرفت و پنجم شد، رکورد ورودی که زده بود ۴۰۵ بود و تو مسابقات هم ۴۰۲ زد و حتی اگه همون ۴۰۵ رو هم میزد باز مدال نمیگرفت، اما مثلا اینکه امشب نقره گرفت، خیلی کمتر از رکورد ورودی خودش زد. میخوام بگم که لزوما تلاش ما و حتی حداکثر بودن تلاش ما کافی نیست. این شرایط هست که خیلی از چیزها رو میتونه عوض کنه. از طرف دیگه همین شرایط هست که باعث شده افراد خیلی از رکورد ورودی شون دور باشن. اینکه تو حساب و کتابهای ما هیچ جایی برای این شرایط نیست و البته نمیتونه هم به اون صورت باشه (چون دست ما نیستن) خیلی از حساب و کتاب ها رو غیر قابل اعتماد میکنه و البته تنها کاری که در این مورد میشه کرد بعد از تلاش کافی توکل به خداست و باور «الخیر فی ما وقع»
۳- خیلی از دوستان معتقد هستند که روز اول وزنه برداری اگه اون یکی وزنه بردارمون انصراف نمیداد، این یکی هم بهتر نتیجه می گرفت. خیلی وقتا تصمیمهایی که میگیریم، حتی تصمیمهایی که کاملا شخصی و مربوط به خودمون به نظر میان زندگی دیگران رو تحت تاثیر قرار میدن و البته خیلی وقتها این تاثیرها زیاد و قابل پیش بینی هست و عدم توجه بهشون اشتباه به نظر میاد.
۴- چیزی که تو مورد دوم هم بهش اشاره کردم، متفاوت بودن شرایط در لحظات خاص و تاثیر شرایط بر عملکرد ماست. در این مورد خیلی حرف دارم بزنم. اینکه شرایط مسابقه با شرایط تمرین فرق میکنه و حتی شرکت در مسابقات مختلف و داشتن تجربه باز تضمین کننده امکان استفاده از حداکثر تواناییها نیست. این رو هم اینجا دیدیم و هم خودم تو جلسات کنکور و امتحان و مسابقه و … تجربه کردم. یا اینکه تحت شرایطی ممکن هست آدم رفتاری داشته باشه یا حرفی بزنه که منطقی و درست نباشه و نباید بالافاصله در مورد حرف و رفتار افراد بدون توجه به شرایط شون قضاوت کرد، مثلا من متدولوژیهای توسعه نرم افزار سبک و سنگین رو میشناسم و حتی ارائه من تو درس ارائه مطلب فنی تو دوره کارشناسی در مورد نحوه انتخاب متدولوژی مناسب برای پروژه بود و بعد یهو تو یه جلسه ای به اشتباه یه متدولوژی سنگین رو که کاملا می شناسم میزارم تو دسته متدولوژی های سبک! خودم هم بعدش هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا من همچین حرفی زدم، غیر اینکه شرایط باعث میشه این حرف بدون اینکه ذهن روش متمرکز باشه و تجزیه و تحلیل بشه، زده بشه.
پرانتز باز – نهایتا موردی که خیلی به بحث فعلی ربط نداره اما فکر میکنم جای خوبی هست که مطرحش کنم این هست که بعضی از رویدادها و شرایط، تاثیرات پایدارتری روی ما دارند. هنوز هم می تونم چروک های پای چشم داداشم رو که بعد از انتخابات ایجاد شدن ببینم، یا موهای روی صورتم که ریخته نه تنها خوب نشده بلکه گسترش هم پیدا کرده و حتی استفاده از دارو هم هنوز نتونسته اوضاع رو عادی و نرمال کنه. خوب که فکر میکنم میبینم جامعه با قرار دادن یک فرد یا یک مجموعه افراد در چنین شرایط پر فشاری، افراد رو به سمت و سویی می بره که هم کارآیی مثبتشون رو تا حد زیادی از دست میدن و هم اینکه ممکنه مجبور بشن برای از پا در نیومدن به سمت و سویی که مایل نیستند تغییر جهت بدن و در نهایت به یک فرد عادی و روزمره تبدیل بشن
چطور افرادی که چنین شرایطی رو برای دیگران ایجاد کردن و نتایج وارد کردن این فشارها رو نادیده گرفتن پاسخ خواهند داد … ؟!؟ یقینا هر چقدر هم که مثبت باشند و عملکرد مثبتی داشته باشند، از پس جواب دادن به کوچک ترین جزء این فشارها هم بر نخواهند اومد…. یه نکته هم اینکه شاید کسی که کوچکترین فشار مشابهای رو تحمل کرده باشه دیگه به سهمیه دادن به خانواده شهدا و جانبازها و … اعتراض نکنه و کاملا راضی باشه. چون به خوبی می فهمه که اونها تو جنگ چه فشاری رو متحمل شدن و در نتیجه چقدر افت کارآیی و … براشون پیش اومده و … – پرانتز بسته.
بگذریم، به عنوان جمع بندی به نظر میرسه که تو محاسباتمون باید بیشتر روی تاثیر انتخابهامون بر زندگی دیگران و همین طور خودمون دقت کنیم و حواس مون باشه که همه چیز دسته ما نیست و ضمن تلاش کردن باید توکلمون به خدا باشه. ان شاء الله که عاقبت کار همهی ما ختم به خیر خواهد شد …
شبکه اصفهان چند دقیقه به اذان مغرب قسمتی از فرازهای اول دعای ابوحمزه رو پخش میکنه که خیلی به دلم میشینه:

ادامه ی نوشته
همه شهر رو به هم میزدم اما، چقدر پیش تو بی اراده بودم / درست وقتی بلندم کردی از جا، که از چشم همه افتاده بودم
نبودی مرد این بازی نبودم، از این حسی که بین ماست میگم / گمونم این تمام عشق باشه، نمیپرسی ولی من راست میگم
خدا! تو میبخشی همه دیروز منو، تو می دونی حال هر روز منو / تو می بخشی همه دیروز منو، تو می دونی حال هر روز منو
ولی از تو بعیده، از تویی که، خدا رو واسه من تعریف کردی / سر چی با خودت بهم زدی که، دوتامون و بلا تکلیف کردی
یه وقتا باعث آشفتگی می، یه وقتا از تو آرامش میگیرم / به حدی بستگی دارم بهت که، عذابم میدی یو از رو نمیرم
فقط باید صدا کنیم کسی رو، که دستش بازه میتونه ببخشه / خدا خاصیت دستاش اینه، که بیاندازه میتونه ببخشه
تو میبخشی همه دیروز منو، تو می دونی حال هر روز منو / تو میبخشی همه دیروز منو، تو می دونی حال هر روز منو
تو میبخشی …. خدا! … تو میبخشی … / تو میبخشی همه دیروز منو، تو می دونی حال هر روز منو
دانلود تو می بخشی با صدای علی لهراسبی (تیتراژ سریال خداحافظ بچه )
forgiveness.mp3
- دریافت شده:
593
بار
ترانه: حدیث دهقان / آهنگ: حسین قربان پور / تنظیم: شهاب اکبری
پ.ن.
برای بعضی از مشکلهایی که مدتهاست همراه من هستند و قطعا از بچه دار نشدن این دوستان سخت تر نیستند «:)» و البته از اختیار و اراده من هم حل شون بیرون هست «:(» چرا نباید از خدا بخوام که حلشون کنه؟!؟ تو میبخشی … خدا! … تو میبخشی …