ستایش خدایی را که نسبت به من بردباری کند تا به جایی که گویا گناهی ندارم …
شبکه اصفهان چند دقیقه به اذان مغرب قسمتی از فرازهای اول دعای ابوحمزه رو پخش میکنه که خیلی به دلم میشینه:

ستایش خدایی را که میخوانم او را و او پاسخم میدهد، با وجود آنکه وقتی او مرا میخواند بهکندی به درگاهش میروم.
و ستایش خدایی را که میخواهم از او و به من عطا میکند، با وجود آنکه در هنگامی که او از من چیزی قرض خواهد من بخل میورزم.
و ستایش خدایی را که هرگاه حاجتی داشته باشم او را ندا دهم و هر زمان بخواهم برای راز و نیاز بدون واسطه با او خلوت کنم و او حاجتم را برآورد.
ستایش خدایی را که جز او کسی را نخوانم و اگر غیر او دیگری را میخواندم دعایم را مستجاب نمیکرد
و ستایش خدایی را که بهجز او امید ندارم و اگر به غیر او امیدی داشتم ناامیدم میکرد
و ستایش خدایی را که مرا به حضرت خود واگذار کرده و از این رو به من اکرام کرده و به مردم واگذارم نکرده که مرا خوارکنند
و ستایش خدایی را که با من دوستی کند در صورتی که از من بی نیاز است
و ستایش خدایی را که نسبت به من بردباری کند تا به جایی که گویا گناهی ندارم…
خیلی دنبال همون صدایی که از شبکه اصفهان پخش میشه گشتم ولی نبود، در عوض یه نسخه قدیمی از قسمت اول دعای ابوحمزه رو پیدا کردم که ظاهرا مربوط به مراسم سحر حرم امام رضا(ع) میشه و من هم با این ورژن خیلی خاطره دارم چون اون قدیم ترها، سالهای اولی که من روزه گرفتن رو تجربه کردم، هنوز شبکه تلویزیونی اصفهان درست و درمون نبود و ما سحرها رادیو گوش میکردیم و … دانلود کنید قسمت اول دعای ابوحمزه …
چقدر اوضاع من رو به وخامت رفته تو این سالها … انگار از روزه گرفتن برام فقط گرسنگی و تشنگی مونده، مثل یه قید و شرط قدیمی که به سبب عادت دارم رعایت میکنم، انگار نه انگار که ماه رمضون هست و باید حال و هوای دلم حداقل یه کم عوض بشه … انگار که تو دنیا و مشکلاتش این قدر گرفتار شدم که حتی نمیتونم بفهمم الان چه زمانی هست و من کجا هستم!
خدایا ستایش مخصوص توست، تو که با همه بدیهام طوری رفتار میکنی انگار نه انگار که من کوچیک ترین گناهی کرده باشم …
میلاد امام حسن (ع) رو بهتون تبریک میگم، ان شاء الله که به حق امام حسن(ع) عاقبت کار همه ما ختم به خیر بشه …
التماس دعا …