نابودترین کیست؟
نابودترین کیست؟
تنها و تنها
آنکه همت را نمی یابد
همت اگر نباشد
هر چیزی دیگری
بود و نبود ندارد
نبود و بودش یکی است
همت اگر پیدا نشود
اگر گم بماند
اگر رخ نمایان نسازد
همچنان نابودتر و نابودتر
آن قدر که نتوانی تصور کنی
آن قدر که نتوانستن را بفهمی
و برای همه اشخاص
مفرد و جمع
نتوانستن را
بدون حتی یک غلط
دقیق دقیق صرف کنی
در کور سوی امید
همت می طلبم
گر تو همت داری
دستم را بگیر
شاید تکانی خوردم
شاید برای یک بار هم که شده
توانستم عشق را به تصویر کشم
آن قدر پر رنگ
که دیگران فقط سیاهیش را ببینند
و آن قدر روشن
که دیگران یارای نگاه کردن به آنرا نداشته باشند
در راه عشق
همچنان منتظر همت می مانم
شاید روزی پیدا شود
شاید …
شاید
تنها و تنها
آنکه همت را نمی یابد
همت اگر نباشد
هر چیزی دیگری
بود و نبود ندارد
نبود و بودش یکی است
همت اگر پیدا نشود
اگر گم بماند
اگر رخ نمایان نسازد
همچنان نابودتر و نابودتر
آن قدر که نتوانی تصور کنی
آن قدر که نتوانستن را بفهمی
و برای همه اشخاص
مفرد و جمع
نتوانستن را
بدون حتی یک غلط
دقیق دقیق صرف کنی
در کور سوی امید
همت می طلبم
گر تو همت داری
دستم را بگیر
شاید تکانی خوردم
شاید برای یک بار هم که شده
توانستم عشق را به تصویر کشم
آن قدر پر رنگ
که دیگران فقط سیاهیش را ببینند
و آن قدر روشن
که دیگران یارای نگاه کردن به آنرا نداشته باشند
در راه عشق
همچنان منتظر همت می مانم
شاید روزی پیدا شود
شاید …
شاید
۱۸ آبان ۸۹
Categories: نوشتههای شبانه!, نوشتههای من