مرد گریه نمیکند، مرد زار میزند!
مرد گریه نمیکند، مرد زار میزند، درست مثل باران!
مرد بغض میکند و بغضش که می ترکد، هق هق امان نمیدهد …
به همین سادگی و به همین تلخی
انگار مرد نمیتواند درک کند که تپش دلش تا این حد زیاد شود
انگار مرد دوست دارد خفه شود و هیچ نگوید، درست مثل ابر!
انگار میخواهد فقط نگاه کند و تکان نخورد، درست مثل آسمان!
انگار تازه می فهمد که همه چیز دارد تمام میشود
تازه می فهمد که دیر شده
اما چاره ای نیست، زود دیر شدن رسمی است که مردها همیشه با آن مواجه هستند و مدام باید در مقابل آن زار بزنند تا مبادا گمان کنند که مرد گریه نمیکند!
مرد گریه میکند،مرد زار میزند، مرد هق هق میکند، درست مثل مرد!
محسن نوروزی / ۲۹ آبان۱۳۹۱
این چند روز درگیر خداحافظی دوستم بودم، یه دوست قدیمی، یه دوست ۸ سال و چند ماهه! عزیزترین فرد برای من توی این چند سال و …، امشب برای آخرین بار باهاش خداحافظی کردم و باز نیم ساعت پیش تلفنی هم خداحافظی کردیم، خیلی حرفا داشتم بنویسم از اتفاقات این هشت سال تا اتفاقات این چند روز، از تک تک خاطره هایی که داشتیم تا احساساتی که این چند روز داشتم و خودم هم فکر نمیکردم عمق رابطه مون این قدر زیاد باشه، اما هر چی خواستم بنویسم از یک طرف گریه امون نداد و از طرف دیگه دیدم حق مطلب ادا نمیشه این هست که به همین شبه شعر که امشب نوشتم اکتفا میکنم … باز هم زود دیر شد …
عکس ما، هفته پیش مشهد…


سلام:با یک کلیک جابجا روی سرچ های قبلیم (شاید یک ماه پیش) این جا هدایت شدم. اهل کامنت گذاشتن نیستم .اما یادم به تجربه های خودم که افتاد خواستم بنویسم.خواستم ناشناس بنویسم اما به نظرم اومد کار ناعادلانه ایه. شاید نویسنده بخوان چیزی بنویسن که اگه بدونن صاحب کامنت کی بوده این کار رو نکنن. به هر حال این بود دلیل نوشتنم.
دوست داشتن چیز فوق العادیه . من تجربه های مشابه داشتم. پارسال بهترین دوستم رو به شکل ناباورانه ای از دست دادم.کسی که تو چند سال گذشته ثانیه به ثانیه در کنار هم بودیم. دوستی ما از سر اجبار شروع شده بود اما اونقدر قشنگ ادامه پیدا کرد که عاشقانه همدیگه رو دوست داشتیم و یک لحظه نمی تونستیم دوری رو تحمل کنیم(واقعا یک لحظه).اما اون منو تنها گذاشت . ماهها براش گریه کردم. خیلی از فرصت های طلایی زندگیم رو به خاطرش از دست دادم . اما اصلا به خاطرش پشیمون نیستم. دوست داشتن خیلی قشنگه . بزرگترین حادثه ی دنیا.هنوز هم وقتی بهش فکر می کنم گریه می کنم . زیاد.
به خاطر شرایطم برام زیاد پیش اومده که اجبارا از کسایی که دوستشون داشتم جدا بشم . وحشتناک سخته اما من هنوز هم از به یاد آوری اون روزهای وحشتناک جدایی لذت می برم . چون سرشار از احساسیه که پاکه و خدا به ادم هدیه داده.
اما یه کشف جالب که پارسال به دست آوردم اینه که خدا منو خیلی دوست داره . اینو با تمام وجود احساس کردم.به قول شهید آوینی:”خدایا هرکس و هرچیزی رو که دوست داشتم ازم گرفتی تا بدونم که فقط تو رو باید دوست داشته باشم”.این قشنگ ترین عشق دنیاست که البته معرفت میخواد و ظرفیت و…بگذریم از این آخری.
دوست داشتن آدم ها هم خیلی قشنگه اگه به خاطر خودشون دوستشون داشته باشی و همه ی محبتت رو صرفشون کنی ،اگه دوست داشتنت خدایی باشه هیچ وقت پشیمون از دوست داشتنت نمیشی.(حتی اگه نارو بخوری)اصلا درد قشنگه . اگه از دوست باشه
کشت تقدیر تو ما را به که باید گفت؟
مُردم از درد خدا را به که باید گفت؟
آی خط خوردگی صفحه ی پیشانی
این همه خطِ خطا را به که باید گفت؟
مو به مو حادثه بارید به هربندم
تیر باران بلا را به که باید گفت؟
هر نفس آهی و هر آینه اشکی شد
وضع این آب و هوا را به که باید گفت؟
هذیان بود و شب و تاب و تب تردید
درد و درمان و دوا را به که باید گفت ؟
زکه یاری زکه یاری زکه باید خواست؟
به که یارا، به که یارا، به که باید گفت؟
این روزها اینقدر غرق خودم بودم که فراموش کردم زمان مال حسینه . به قول مداح دانشگاهمون امام صادق فرمودند:”یابن الشبیب إن کنت باکیا فابک للحسین”(اگه خواستی گریه کنی بر امام حسین گریه کن)خدا اراده بده و همت
آخر کلام این که معذرت می خوام از اطاله ی کلام و این که هر جور مزاحمت تصویری یا ذهنی و فکری و… برای نویسنده ایجاد کرده باشم . یا علی
شما واقعا با احساسید
دیوونه باشی کسی به شما جواب رد بده
خوشبخت بشید
نمیدونم چه رمز و رازی داره هر موقع به سایت شما سر میزنم از احساس سرشار میشم به وجد میام و ذوق ادبی و هنریم یه کم از گرسنگی در میاد
هم خودتون زیبا مینویسید هم بازدید کنندگان سایت
مطلب بالا از هر دوستی بود خیلی قشنگ بود
برای ما هم چنین شرایطی بوده فراق خیلی سخته گاهی آدم حاضره هر چی داره بده تا از این فراق لعنتی رها بشه اما مصلحت اوستا کریم ………..
گاهی آدم از فراق اونایی میمیره که ما را زنده کرده اند
همش با خودم میگم خدایا بنازم حکمتت را کسانی را سر راهمون میذاری که ما را بیدار کنند زنده کنند و بعد اونا را از ما میگیری آخه چرا ما که تحمل حضرت یعقوب را نداریم پس ازت میخوایم عشق با معرفت زندگی با معرفت و گریه بامعرفت و وصال عزیزان را به ما عطا کن به حق این روزها و شب های عزیزو همان کسی که تفسیر واقعی عشق است
السلام علیک یا ابا عبدالله
واقعا فوق العاده بود. البته بیش تر نوشته ی سلام.به نظرم پشت این حرفای ایشون یه عالمه احساس و شعور و معرفت بود.کاش منم دوستش بودم که یکی هم منو اینطور بی ریا و البته با معرفت دوست داشت.
راستی تو عکس بالا کدوم یکی تویی مهندس؟
ولی فکر کنم سلام دوستت بود مهندس نه؟ آخه اولش گفته بشناسی و نشناسی و…مسئله بوداره
@سلام
سلام
ممنون که سر زدین، مزاحمتی نیست، نه تصویری، نه فکری و نه ذهنی، فارغ از اون بحث که من به خاطر درگیری تو کار و نمایشگاه تهران و خداحافظی دوستم و … ازش باز موندم و تصمیم نگرفتم و فارغ از تصمیمی که میگیرم، خوشحال میشم که بازم اینجا سر بزنین و کامنت بزارین …
@رهگذر
تو عکس بالا من عینک ندارم
سلام هم دوستم نیست (تا این لحظه)، اما میشناسمش …
:'(
همین
سلام مهندس
من خیلی اهل کامنت گذاشتن نیستم.
از اینکه رفیق شفیقت رفته دنبال دانشجویی در دیار فرنگ ناراحت نباش خوشحال باشه خوب انشاالله بر میگرده و بیشتر از قبل به وطن خدمت می کنه اما خودمونیما خوب من و دکتر حیدری را قال گذاشت ما کلی نقشه کشیدیم سر پیشنهاد استارتاپ کذایی. گفتم بنویسم ما که به شام خداحافظی دعوت نشدیم اما اگر برگشت به دو دلیل باش تسویه حساب کنیم یکی به خاطر عکسی که تو جلسه مشهد از ما گرفته یکیم به خاطر همین کارش اینجا نوشتیم یه وقت اومد سر زد حواسش به بدهیاش باشه الهی سفرش بی خطر و پر برکت باشه.
واقعا خوشحالم ک دیگه همه بچه مذهبیا ی کاره ای هستن دیگه دوره ک مذهبیا اپدیت نبودن گذشته و الان ب نظرم ادمای با تعقل اینجورین
تبریک
اما شمام زیادی خواستی خودتو مطرح کنی!!!!
@پرستو
بچه مذهبی هستم اما کاره ای رو نمی دونم!
اما در مورد مطرح کردن! اینجا سایت شخصی من هست! طبیعی هست که حس کنین خودمو مطرح کردم! تو سایت عمومی که مطلب ننوشتم!