خانه > نوشته‌های شبانه! > ارزیابی شتاب‌زده!

ارزیابی شتاب‌زده!

امشب یا بهتر بگم دیشب خیلی خیلی زیاد از دست خودم عصبانی شدم! این‌قدر زیاد که اصلا دلم می‌خواست دیگه وجود نداشته باشم! دلم می‌خواست زمین دهن باز کنه و منو تو خودش فرو ببره و … و تا الان که موقع اذان صبح هست هم دارم با خودم کلنجار می‌رم!
کل این قضیه به این خاطر بود که زود در مورد یکی قضاوت کردم، البته این قضاوت یه قضاوت آنی نبود و در طول دو هفته و حتی بیشتر کم کم زمینه‌اش در من به وجود اومد، اما با این  وجود باز من در این نوع قضاوت کردن مقصرم، یکی از دلایلش رو بدی محیط و دیدن موارد مشابه می‌دونم و دیگری رو ضعف ایمان خودم و البته یه دلیلش هم می‌تونه تعهد زیادی به کاربر در مقابل تعهد کم به خودم باشه!
چرا من باید به خودم اجازه بدم که بتونم فکر کنم یه نفر آدم می‌تونه کلاه برداری کنه؟!؟ چرا من باید از زاویه تنگ چشم خودم روال کار اون شخص رو تجزیه و تحلیل کنم و از زاویه اون شخص نیگاه نکنم که این کار با این دیدی که من بهش نیگاه میکنم از دید اون کاملا احمقانه خواهد بود؟!؟ چرا …. ؟
اگه این قضاوت شتاب‌زده فقط چند ساعت به تعویق می‌افتاد حالا یه نفر از من نرنجیده بود و من هنوز اعتبار قبلیم رو پیش اون داشتم، هر چند اون بنده خدا هیچ حرفی از قطع همکاری و .. نزد اما من خودم خودم رو جریمه کردم و باهاش قطع همکاری میکنم، چون واقعا نمی‌تونم دوباره با کسی کار کنم که بهش تهمت کلاه‌برداری اونم برای یه مبلغ ناچیز رو زدم! و این تنبیه خیلی خیلی سنگینی هست، یعنی از نظر مالی اصلا نمیشه کار کردن با این دوست سابق رو با اونای دیگه مقایسه کرد! ولی خوب از قدیم گفتن «از ماست که بر ماست» یا «خود کرده را تدبیر نیست» یا … . خلاصه کلی متضرر شدم! اما امیدوارم این یه درس بشه برام که تا اونجا که میشه برای قضاوت کردن صبر کنم و بدون کامل شدن مدارک حکم صادر نکنم و از همه مهم‌تر از دریچه چشم متهم هم دنیا رو ببینم. تو این لحظات روحانی سحر از خدا می‌خوام کمکم کنه که دیگه در مورد بنده‌هاش این مدلی فکر نکنم.
راستی وقتی می‌خواستم برای این نوشته عنوان انتخاب کنم ناخودآگاه اسم کتاب مرحوم استاد آل‌احمد به ذهنم خطور کرد، باید در اولین فرصت این کتاب رو تهیه کنم و بخونم شاید مطالب مفیدی برای من شتاب‌زده داشته باشه!