خانه > نوشته‌های شبانه! > ۳۶ و ۳۵ و ۳۴ !!!

۳۶ و ۳۵ و ۳۴ !!!

شنبه، یک‌شنبه و دوشنبه: مرد را دردی اگر باشد خوش است، درد بی دردی علاجش آتش است!

یک شب آتش در نیستانی فتاد / سوخت چون عشقی که در جانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد / هر نی‌ای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت کین اشوب چیست؟ / مر تو را زین سوختن مطلوب چیست
گفت اتش بی سبب نفروختم / دعوی بی معنی‌ات را سوختم
زان که میگفتی نی‌ام با صد نمود / همچنان در بند خود بودی که بود
مرد را دردی اگر باشد خوش است / درد بی دردی علاجش آتش است!