نگرش نمادی و نشانهای به قرآن
امروز نزدیک اذان مغرب داشتم به مطلب قبلی که نوشته بودم فکر میکردم، موضوع تیتراژ حلقه شانس منظورم هست و اینکه نوشته بودم هر موقعیتی رو میشه به دید همون شانس نیگاهش کرد که گاها یا نمی فهمیم تو اون موقعیت هستیم و یا به هر دلیل دیگه بی تفاوت موقعیت رو از دست میدیم و خرابش میکنیم. داشتم درباره موقعیتهایی که الان دارم خرابشون میکنم فکر میکردم که برنامه رادیو اصفهان که قبل از اذان چند تا آیه قرآن رو با ترجمهاش میخونه توجه منو به خودش جلب کرد، داشت آیاتی از سوره بقره رو میخوند اونجایی که بنی اسرائیل به موسی میگن که ما یه جور غذا نمیخوایم و نمیدونم پیاز و عدس و … میخوایم! (محدوده آیات میشه از آیه ۴۷ تا ۶۶ سوره بقره که تو پارس قرآن میشه این سه تا صفحه: ۱ و ۲ و ۳ )
این آیات و ترجمهشون رو که میشنیدم یادم اومد که قبلا درباره این آیات فکر کرده بودم و برام سوال بود که چطور بنی اسرائیل ترجیح دادن که مائده آسمانی رو رها کنن که مثلا پیاز و عدس بخورن! چندبار به این موضوع فکر کرده بودم و کلا درک نمیکردم که چطور ممکنه همچین اتفاقی افتاده باشه! امروز اما همون فکرهایی که در مورد شعر تیتراژ اون سریال تو ذهنم بود، ذهنم رو به این سمت برد که میشه به این آیهها به صورت نمادی هم نگاه کرد، بنی اسرائیل یه چیز پستتر رو به یه چیز بهتر ترجیح دادن و به این خاطر به قهر خدا گرفتار شدند و ما هم هر کدوم تو زندگی این مدل کار رو خیلی زیاد انجام میدیم! البته یه تفاوت وجود داره و اونم این هست که ما اغلب نمیفهمیم که این بهتره و هی سعی میکنیم که به یه چیزی برسیم که از بدتر بودنش آگاه نیستیم، خوب بنی اسرائیل هم اون موقع قطعا فکر میکردن که تنوع غذا و خوردن از روییدنیهای زمین بهتره تا خوردن مثلا یه مدل مائده آسمانی! یه جایی تو قرآن هم همین موضوع هست که چه بسا شما چیزی رو بهتر میدونید در حالیکه بدتر هست و برعکس، الان یادم نمیاد کدوم آیات میشه.
نمیخوام بگم تفسیر یا معنی آیه این نگرش نمادی هست، نه! اصلا من هیچ کدوم از شرایط لازم برای صحبت کردن پیرامون تفسیر این آیات رو ندارم اما به نظرم میرسه یکی از دیدهایی که میشه به آیات قرآن نگاه کرد این دید نمادی و نشانهای هست. تو همین آیات از اینکه بنی اسرائیل پیامبران رو کشتند صحبت به میون میاد که اگه بخوایم نمادی بهش نگاه کنیم میتونه نماد بی توجهی به نشانهها باشه، وقتی خدا یه نشانه سر راهمون میزاره که بهش توجه کنیم و درس بگیریم، اگه بی تفاوت از کنارش رد بشیم یا با وجود اینکه میبینیمش در عمل تغییری در رفتار ما نده انگار اون نشانه رو کشتیم.
نتیجه خاصی نمیخوام از این بحث بگیرم، به نظرم این طوری فکر کردن در مورد آیهها خالی از لطف نیست هر چند معلوم هم نیست که این نماد گذاری رو با خواستههای نفس خودمون مخلوط نکنیم و نتیجهای که خودمون میخوایم ازش نگیریم، شاید هم باید فقط به خوندن تفاسیر اکتفا کنیم ولی به طور قطع فکر کردن بد نیست و البته در صورت داشتن تقوا دیگه نگرانی از این نخواهد بود که ما داریم قرآن رو به نفع خودمون تفسیر میکنیم، در واقع تقوا و تفکر با هم میتونه آیات قرآن رو راهنمای زندگی ما قرار بده.
در ادامه این آیات تو سوره بقره داستان گاو بنی اسرائیل هست و داره توضیح میده که شروع کردن به بهانهجویی که گاو باید چطوری باشه، رنگش چی باشه و … . نمیدونم ،یعنی هنوز نتونستم درست نمادگذاری کنم، اما به نظرم این حالت وقتی هست که ما برای اجرا نکردن یکی از دستورات خدا بهانه میگیریم، مثلا شاید همین مساله ازدواج، این بهانههایی که میآریم برای ازدواج نکردن آیا همون ایرادهای بنی اسرائیلی نیستند، در حالی که میدونیم تکلیفمون هست که ازدواج کنیم؟!؟