نور بالا!!!
نور بالا و بوق ابزارهایی هستند که تو رانندگی میتونند برای جلب توجه یک راننده یا عابر پیاده مورد استفاده قرار بگیرند. موقع سبقت گرفتن برای علامت دادن به ماشین جلویی در این خصوص که من میخوام رد شم برو کنار! معمولا از نور بالا یا به اصطلاح چراغ زدن استفاده میشه و بوق وقتی استفاده میشه که طرف توجهش به نور جلب نشه (بیشتر تو روز) و البته کاربردهای دیگهای هم دارند که من تو این نوشته باشون کار ندارم!!
تو این مدتی که رانندگی میکنم، تو این چند هفته اخیر و بعد از همون نوشتهای که راجع به کسی که فرمون دستش هست نوشتم، خیلی این موضوع توجهم رو جلب کرده. اول اینکه خیلی از رانندهها خودشون همین که میبینند داری با سرعت زیاد بهشون نزدیک میشی میرن کنار و اصلا نیاز به چراغ زدن نیست! چیزی حدود ۸۰ درصد یا بیشتر این طور هستند، بعضی از رانندهها در عوض باید حتما چراغ بزنی تا برن کنار، بعضیها تو عالم خودشون هستند یا در حال صحبت با بغل دستی و اصلا متوجه چراغ زدن تو نمیشن و باید از بوق کمک بگیری تا هوشیار بشن و برن کنار و بالاخره بعضیها هم وقتی چراغ میزنی انگار سر لج میافتن و کنار برو نیستن!!! و بالاجبار باید از سمت راست ازشون سبقت بگیری یا اگه امکانش نباشه صبر کنی تا مسیرها از هم جدا بشه!
از اون طرف رانندههای با سابقه و با صبر و حوصله فقط وقتی از چراغ استفاده میکنن که طرف خودش نمیره کنار و اونم یکی دو بار میزنن و اگه طرف عکس العمل نشون نداد یا سر لج بود سعی میکنن یا از طرف دیگه سبقت بگیرن یا اینکه صبر کنند و از چراغ زدن متوالی امتناع میکنند، اما راننده های تازهکار و اون هایی که موقع رانندگی حالت عادی ندارند و عصبانی یا هیجان زده شدند، از چراغ زدنهای متوالی به انضمام بوق استفاده میکنند! برای خودم میتونم بگم تقریبا میزان استفاده از نور بالا به نسبت هفتههای اول رانندگی به یک شیشم رسیده! و سعی میکنم بازم کمترش کنم!
هدفم نور بالا و رانندگی نبود البته! تو زندگی هم یه جاهایی داریم از هم سبقت میگیریم، تو مباحث مختلف، تو مسائل مالی و دنیایی یا معنوی و اخروی یا اجتماعی و کاری و … . اونجا هم این موضوع هست که جایی که لازم نیست نباید برای هم چراغ بزنیم، این چراغ زدن اضافه هم ذهن و روان خودمون و هم ذهن و روان اطرافیان رو دچار فرسایش میکنه و …
شما نظرتون چیه؟
کلا که صبر چیز خوبیه!
به نظرم بین آدما چراغ زدن فقط در یه مورد لازم میشه. بهتره اینجوری بگم توی رانندگی وقتی چراغ میزنی که مثلا طرف سد راه تو شده اما توی زندگی کسی ناآگاهانه نمیتونه سد راه کس دیگه ای بشه چرا که باندهای جاده های زندگی اونقدر وسیع هست که هر کس بتونه در مسیر درست خودش با هر سرعتی که خواست حرکت کنه بدون هیچ مزاحمی . اما ممکنه کسی آگاهانه بخواد سد راه آدم بشه که اونم مطمئنا حواسش به چراغ زدن های مداوم هست و اگه کنار نمیره بحث نخواستنشه پس چراغ زدن جواب نمیده . در اینجور موارد میشه مثلا از راه دور زدن !استفاده کرد! یا مثلا زد لهش کرد(البته ماشین باید از نظر ایمنی مطمئن باشه که بتونه این کار رو انجام بده!)
میمونه اون یه موردی که چراغ میشه استفاده کرد وقتیه که آدم میبینه تو باند کناریش یکی داره اشتباه میره یا حواسش به رانندگیش نیست که اینجا میشه برای تذکر به اون فرد و امید به هدایتش یه چراغی براش زد شاید به خودش اومد…
@نظر
خوب درست میگین، اما جور دیگه هم میشه نیگاش کرد. چراغ زدن مال سبقت گرفتن هست. تو زندگی هم جاهایی هست که از هم سبقت میگیریم. تو محیط کار تو فعالیت های اجتماعی و سیاسی و …
این نوشته خیلی خوب بود پاراگراف آخر معرکه.. 🙂
@مس
ممنون، ولی این قدرم دیگه خوب نبود! 🙂
وقتی یکی چراغ می زنه می دونی یادم به چی می افته: به این که این….
اوه نه! شما هم جزو چراغ زنانی! پس هیچی نگم تا شر نشه! 😉
@علی امین زاده
خوب منم در مزمت چراغ زدن نوشتن، راحت باشین!
الان به نسبت اون موقعی که این متن رو نوشتم بازم کاهش چشمگیری داشته، شاید چند مرتبه در ماه (با توجه به رانددگی یکی دو ساعت در روز). اما خوب یه وقتایی چاره ای نیست و باید چراغ یا بوق رو استفاده کرد و نمیشه رسوندش به صفر