نشانهها برای هدایت یا برای گمراهی
جاتون خالی هفته گذشته رو به اتفاق چند تا از دوستان به مسافرت گذروندیم، مسافرتی که با مقصد اولیه مشهد و زیارت امام رضا(ع) شروع شد و بعد البته به یه نیمچه ایرانگردی تبدیل شد. تو مسیر مشهد تو گناباد یه توقف داشتیم و بعد از مشهد هم تو هر سه تا استان گلستان و مازندران وگیلان توقف داشتیم و نهایتا موقع برگشت از مسیر قزوین سر از همدان درآوردیم و اونجا هم یه شب توقف داشتیم! بگذریم، تو این پست هدف نوشتن در مورد اتفاقات و روند سفر نبود.
از لحظه شروع سفر مثل خیلی وقتای دیگه نشونههایی بود که منو به فکر فرو میبرد و به تامل وامیداشت، حتی تو یکی از این نشونهها با دوستم مشغول حرف زدن در مورد این شدیم که این یه نشونه بود! ماجرا از این قرار بود که برا نماز جماعت رفته بودیم حرم اما رضا(ع)، جلوی ما هم یه تعداد بچه مدرسهای بودند، نماز ما هم با توجه به اینکه قصد ۱۰ روز نداشتیم شکسته بود، اول نماز هم از پشت بلندگو اعلام شد که اونایی که نمازشون شکسته هست بعد از اتمام دو رکعت نماز ،دو رکعت دوم رو به نیت نماز قضا اقتدا کنند تا صفوف نماز به هم نخوره و … اما اون موقعی که داشت این موارد رو میگفت این بچه مدرسهایها مشغول صحبت بودند و متوجه این موضوع نشدند. بعد از نماز مغرب هم به بنده خدایی بلند شد و یه حرفایی در مورد حجاب و امر به معروف و نهی از منکر زد. حالا نماز عشاء بود و ما بعد از اتمام دو رکعت بلند شدیم و اقتدا کردیم برای نماز قضا و در این حین مکالمه این بچه ها جالب بود، اونا نمازشون که تموم شده بود نشسته بودند داشتند حرف میزدند و بدون اینکه دیده باشند که ما سلام رو بعد از دو رکعت دادیم و بعد بلند شدیم و دوباره نیت کردیم و همین طور بدون اینکه حرفهای اول نماز در خصوص اینکه صفها رو به هم نزنیم و ول نکنیم بریم و … رو شنیده باشند، فکر میکردند که ما که پشت سرشون هستیم نمیدونیم نماز مسافر شکسته هست و داشتند بحث میکردند که باید اینو به ما بگند یا نه و … .
بعد نماز یه صحبت کوتاههایی با دوستم داشتیم در مورد اینکه این میتونست یه نشونه باشه در مورد خیلی چیزا برای ما و در کنار اون یه صحبتی هم بین دو تا از دوستان وسط نماز شد در خصوص حرفهایی که اون بنده خدا درباره حجاب و امر به معروف و نهی از منکر میزد که به اقتضای احترام حرم امام رضا(ع) من حرفی درباره صحبتشون نزدم، بعد این موضوع شب بود یا موقع دیگه دقیقا یادم نیست زیاد روی این قضیه فکر کردم، یه چند تا نشونه دیگه هم دیدم که به وقتی تو فکر فرو میرفتم میدیدم اینا رو هر کی میتونه نشونه یه چیزی فرض کنه و یه تنیجه ازشون بگیره و چه بسا اصلا خود این نشونه بودن یا نبودن اینا رو ما اشتباه در نظر بگیریم،از کجا معلوم این نشونه هست یا یه اتفاق معمولی، شاید هم بخوایم بگیم که همه اتفاقات نشونه هستند و … .
در هر حال هر کدوم از این نشونهها رو میشه از زوایای مختلف نگاهشون کرد و ازشون نتایج مختلفی گرفت، این سوال تو ذهنم بود تا یه موقعی که وسط خوندن سوره یس داشتم به ترجمه آیات هم نگاه میکردم، همون اوائل سوره آیههای ۶ و ۷و ۸ و … (برای دیدن متن سوره و ترجمه فارسی اینجا کلیک کنید)، مضمون ترجمه داره میگه که تذکری که پیامبر میده روی همه اثر نداره و فقط روی عدهای اثر میکنه که از خدا در نهان (خلوت) بترسند. این آیه رو که میخوندم یاد سوره بقره افتادم، همون آیه ۲ سوره که میگه قرآن کتابی است که در اون تردیدی نیست مایه هدایت تقواپیشگان است و بعد ادامه میده .که روی عدهای تاثیر نداره و … . یادم اومد که قبلا تفسیر این آیات رو هم خوندم، یه چیزایی در این مورد که خوندن قرآن هم برای کسی که تقوا پیشه نیست ممکنه موجب گمراهی بشه و ….
این پست هم طولانی شد و حواشی زیاد! تهش میخواستم بگم که صرف دیدن نشونه یا فکر کردن به نشونه لزوما اثر مثبت نداره حتی اگه اون نشونه آیات قرآن باشه، فقط وقتی میشه امیدوار بود که داریم درست در مورد نشونهها فکر میکنیم و ان شاء الله خودمون رو گول نمیزنیم که تقوا پیشه باشیم و در نهان و اون مواقعی که حس میکنیم کسی نمیفهمه ما داریم چیکار میکنیم هم خلاف خواست خدا و مطابق هوای نفس مون رفتار نکنیم در غیر این صورت نشونهها و حتی آیات قرآن هم ممکنه اسباب گمراهتر شدن ما رو فراهم کنند. خدایا روزی حداقل ۱۰ مرتبه داریم سوره حمد رو ت(و رکعت اول و دوم ۵ تا نمازمون) میخونیم و هر بار از تو میخوایم که ما رو از کسانی قرار بدی که به راه راست هدایت شدند و نه راه کسانی که مورد غضب تو هستند (به واسطه عدم تقوا) و یا کسانی که راه رو گم کردند، خدایا! این یه خواسته خیلی بزرگه که فقط تو میتونی تامینش کنی، خدایا به همین سورههای حمد قسم، کمک کن که نشونهها رو ببینیم، بفهمیم و به درستی تفسیر و به نتیجه عمل کنیم و باز کمک کن که نشونه و غیر نشونه رو درست تشخیص بدیم که بدون کمک تو در همهی این موارد ضعیف و ناتوان هستیم.