آنچه پیش آید …
امشب، داشتم با خودم فکر میکردم. راجع به امتحان هایی که توشون شکست خوردم و تجزیه و تحلیل میکردم که خدا میتونست یه طوری ازم قبول کنه یا …
تو همین حال و هوا یه ایمیل بود از یه دانشجوی پیام نور که امتحان تغییر رشته داده بود و با نمره قسمت تشریحی که از من گرفته بود نمیتونست تغییر رشته بده و خواهش کرده بود که بهش نمره ارفاق بشه
خیلی بالا و پایین کردم دیدم هیچ طوری نمیشه ارفاق کرد، هم برگه ها رو تحویل دادم و هم اینکه خیلی نمره کم داره و هم اینکه قبلا هم با ارفاق تصحیح شدن برگه ها و ….
دارم به ارتباط این اتفاق با اون افکار فکر میکنم، شاید منم مثل اون دانشجو این قدر اوضاع ام خرابه که هیچ طوری نمیشه بهم ارفاق کرد، شایدم منم همون طوری که سر کلاس هر چی توضیح دادم تلاشی ندیدم، خدا هم هر چی نعمت بهم داده و هر چی تو امتحان های زندگی کمکم کرده هیچ تکونی نخوردم … شاید … اما شاید نه! قطعا این شکست یه نشونه هست که اگه نتونم به خودم بفهمونم که این شکست دیگه گذشته و باید برای جلوگیری از شکست های بعدی تلاش کرد تا مدت ها درگیر مشکلات ناشی از این شکست خواهم بود …
کاش حداقل مثل اون دانشجو هنوز کانال ارتباطیم با خدا برقرار بود و می تونستم جواب خدا رو بشنوم ….