خانه > نوشته‌های شبانه! > چاردیواری من

چاردیواری من

لابد شنیده‌اید که از چاردیواری و اختیاری بودن آن مثل می‌زنند! هر کسی هم از نگاه‌های مختلف می‌تواند در چاردیواری‌های مختلفی قرار بگیرد. چار دیواری یکی محدود به همان خانه‌ای می‌شود که در آن سکونت دارد و حال می‌کند هر چه می‌خواهد بکند! اختیاری است دیگر! از کم و زیاد کردن صدا بدون توجه به همسایه و خواب و آرامش و مریض داشتن و … تا استفاده کارگاهی و ایجاد مشکل برق برای همسایه ها و … .
اینها به نظر بد می‌رسند ولی به همان چاردیواری قانع هستند، برخی دیگر هستند که چاردیواری شان محیط شهر و شهرستان و استان و … را در برمیگیرد، هر جا را خواستند به دست می‌آورند! انگار مال پدرشان بوده! گاها هم به آن‌ها آقازاده گفته می‌شود!
از این دسته‌ها زیاد داریم. نه فقط در مقوله‌های اجتماعی و اقتصادی که مثلا هستند عده‌ای که فکر می‌کنند طرز فکر همه باید مثل آن‌ها باشد و چنان با طرز فکرهای دیگر برخورد می‌کنند که … ! این‌ها حتی فکر اطرافیان را هم در حیطه اختیار خود می‌بینند! و جالب است که اغلب خود مقلدان بی خردی بیش نیستند!
خیلی حرف‌های دیگر هم هست که بهتر است بگذریم! این چند وقت بازدیدهای مختلفی بوده از این وب نوشت‌های ما و از اتفاق یک سری مطالب را هم هی می خواستیم بنویسیم ولی پیش نیامد و داشتم فکر میکردم که اگر پیش آمده بود چه مشکلاتی در پی داشت! البته اینها نه از اتفاق که از حسن اتفاق بود! اما کمی بیشتر فکر کردم دیدم این وب نوشت‌ها هم چاردیواری ماست! نمیخواهیم اختیاری باشد و هر کسی حرفی زد بزنیم زیرگوشش، اما زیر بار خودسانسوری و حذف حرف‌هایمان به خاطر اینکه کسی ممکن است بخواند هم نمی‌رویم. خلاصه چاردیواری خودمان است، هر کس ناراحت است می‌تواند دیگر سمت چاردیواری ما نیاید! تازه این چاردیواری را سر راه کسی هم نساختیه‌ایم! بروند در چاردیورای‌های دیگر!
تمام!