هرچی خدا بخواد …
این روزها، خسته، سردرگم، تنها و به طور کلی له هستم! اتفاقات زیادی افتاده که فشار روی من بیشتر و بیشتر شده و میشه، دو تا از دوستا و همکارام (آپا) آخر این ماه و آخر ماه بعد ایران رو ترک میکنند و سوای دلتنگی و روابط عاطفی، تو کار هم جایگزینی براشون نداریم، افزایش قیمتها خیلی از برنامههام رو به هم زده، تو یه جلسه بالاسری تو محل کارم (شهرک) به احساساتی برخورد کردن با مسائل متهم شدم! دو تا از همکارام (تسنیم) درگیر تاهل شون هستند و یه پروژه نسبتا بزرگ اون وسط هست که خیلی باید حواسم بهش باشه، تو موضوع ازدواج تقریبا هیچ پیشرفتی نداشتم، کم کم داره مهلت ارسال دفترچه سربازیم فرا می رسه، مقالاتی که فرستادیم احتمال زیاد رد شدن، مشکل مالی که داشتم همچنان وسط هست و تنها امید دارم که از آخر این ماه رو به بهبودی بره و …
اما این وسط چیزی که آروم و امیدوارم میکنه این هست که همه چی دست خداست و من هم با همه ایراداتی که به خودم دارم، آدم کم تلاشی نبودم و همواره سعی کردم در حدی که میتونم برای خودم و برای دیگران مفید و موثر باشم، ان شاء الله که همه این مسائل به زودی ختم به خیر میشن …
«قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر»