بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘نوشته‌های شبانه!’

هرچی خدا بخواد …

۱۳ مهر ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

 

این روزها، خسته،‌ سردرگم، تنها و به طور کلی له هستم! اتفاقات زیادی افتاده که فشار روی من بیشتر و بیشتر شده و میشه، دو تا از دوستا و همکارام (آپا) آخر این ماه و آخر ماه بعد ایران رو ترک می‌کنند و سوای دلتنگی و روابط عاطفی، تو کار هم جایگزینی براشون نداریم،‌ افزایش قیمت‌ها خیلی از برنامه‌هام رو به هم زده، تو یه جلسه بالاسری تو محل کارم (شهرک) به احساساتی برخورد کردن با مسائل متهم شدم! دو تا از همکارام (تسنیم) درگیر تاهل شون هستند و یه پروژه نسبتا بزرگ اون وسط هست که خیلی باید حواسم بهش باشه، تو موضوع ازدواج تقریبا هیچ پیشرفتی نداشتم، کم کم داره مهلت ارسال دفترچه سربازیم فرا می رسه، مقالاتی که فرستادیم احتمال زیاد رد شدن، مشکل مالی که داشتم همچنان وسط هست و تنها امید دارم که از آخر این ماه رو به بهبودی بره و …
اما این وسط چیزی که آروم و امیدوارم میکنه این هست که همه چی دست خداست و من هم با همه ایراداتی که به خودم دارم، آدم کم تلاشی نبودم و همواره سعی کردم در حدی که می‌تونم برای خودم و برای دیگران مفید و موثر باشم، ان شاء الله که همه این مسائل به زودی ختم به خیر میشن …

«قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر»

 

احمدی نژاد و قیمت دلار!

خیلی سعی کردم به خاطر حواشی که ایجاد میشه در خصوص مسائل سیاسی ساکت باشم و حرفی نزنم اما نشد! نوسان قیمت ارز و به عبارت بهتر افزایش عجیب و غریب اون، زندگی همه رو تحت تاثیر قرار داده و تقریبا صدای همه رو هم در آورده. این وسط حملات عجیبی علیه دولت هست، که دولت مسئول این مساله هست و چرا کاری نمی‌کنه و …
تحلیل‌های مختلفی هم برای این موضوع ارائه میشه، از اینکه اختلاف نظر سپاه و دولت عامل این مساله هست و هر کدوم قصد دارند دیگری رو مقصر نشون بدن، تا اینکه بلافاصله با ورود م.ه. به ایران یک هویی هزار تومان قیمت دلار بالاتر رفت، تا اینکه اصلا افزایش قیمت دلار و پایین اومدن ارزش ریال به عمد و به نفع تولید کننده‌ها هست و در جهت ساخت یک چین در داخل ایران و بعد از ۵ تا ۱۰ سال مشکلات ما رو به صادر کننده تبدیل میکنه تا ….

با وجود این تحلیل‌ها و پیچیدگی زیاد این مساله که نمی‌شه حرف زیادی در موردش زد، از چند روز پیش و به نوعی بعد از مصاحبه احمد‌نژادی گله و شکایت و توهین به دولیت بیشتر و بیشتر شده. به عنوان نمونه طرف اومده نوشته که در زمان شروع دولت احمدی‌نژادی دلار ۹۰۶ تومن بود،‌این نتیجه انتخاب خودتون هست که حالا شده این قدر!!

من داشتم یه نگاهی به قیمت دلار و سکه تو این سال‌های بعد از انقلاب می‌انداختم. جالب بود! تا سال ۱۳۹۰ یعنی کمتر از یک سال پیش دولت فعلی موفق‌ترین دولت تو کنترل کاهش ارزش پول ملی بوده، جدول زیر رو ببینید (هر سه ستون مربوط به یه دولت هست و ستون اول سال، ستون دوم قیمت و ستون سوم درصد رشد نسبت به سال قبل رو نشون میده):

۶۰

۲۷

۶۸

۱۲۰

۷۶

۴۷۸

۸۴

۹۰۴

۶۱

۳۵

۳۰

۶۹

۱۴۱

۱۷

۷۷

۶۴۶

۳۵

۸۵

۹۲۲

۲

۶۲

۴۵

۲۸

۷۰

۱۴۲

۰

۷۸

۸۶۳

۳۳

۸۶

۹۳۵

۱

۶۳

۵۸

۲۹

۷۱

۱۴۹

۵

۷۹

۸۱۳

۶-

۸۷

۹۶۶

۳

۶۴

۶۱

۵

۷۲

۱۸۰

۲۱

۸۰

۷۹۲

۳-

۸۸

۱۰۰۰

۳

۶۵

۷۴

۲۱

۷۳

۲۶۳

۴۶

۸۱

۷۹۹

۰

۸۹

۱۱۰۰

۱۰

۶۶

۹۹

۳۴

۷۴

۴۰۳

۵۳

۸۲

۸۳۲

۴

۱۳۹۰

۱۴۰۰

۲۷

۶۷

۹۶

۳-

۷۵

۴۴۴

۱۰

۸۳

۸۷۴

۵

۱۳۹۱

؟

؟

۲۵۵

۲۷۰

۸۳

؟

قیمت‌ها از اخباری مانند این و این استخراج شدن.
با یک نگاه کلی اگر دولت دهم موفق می‌شد قیمت دلار را تا پایان سال ۱۳۹۱ زیر مبلغ ۱۶۵۰ نگه داره،‌ موفق‌ترین دولت در کنترل ارزش پول ملی شناخته می‌شد، بماند که با کارهایی که تو حوزه اقتصاد شده تو دولت احمدی نژاد و همین طور حجم تحریم هایی که هست اصلا نمیشه این دو دولت رو مقایسه کرد! اما اینکه فقط در سال آخر این میزان از کاهش ارزش پول ملی انجام می‌شه عجیب نیست؟ آیا می‌شه همه این موضوع رو این قدر به صراحت از چشم دولت دید و اون رو کاملا عادی دونست؟!؟ اون هایی که این طور تحلیل می‌کنند چرا در سال‌های قبل به تورم و … می‌پرداختند چرا حالا به قیمت دلار می‌پردازن؟ آیا در اون سال‌ها نمیشد به قیمت دلار پرداخت؟!؟ خلاصه اینکه این موضوع کاملا مشکوک و جهت دار هست و اصلا برای من قابل قبول نیست که فقط و فقط دولت رو مقصر بدونیم …

گذشته از همه این‌ها حتی اگه در پایان امسال قیمت دلار زیر ۳۲۰۰ نگه داشته بشه،‌دولت احمدی نژاد از این حیث از دولت‌های میرحسین و اگه زیر ۳۳۴۰ نگه داشته بشه از دولت‌های هاشمی موفق تر بوده!

من احمدی نژاد رو رئیس جمهور موفق و بدون مشکلی نمی دونم، از وضع موجود هم اصلا راضی نیستم و مشکلات شدیدی پیش روی خودم دارم، اما قضاوت‌ها و حمله‌ها کاملا ناجوانمردانه هستند و همه چیز رو دارند سعی میکنند در جهت تخریب احمدی نژاد به کار ببرند. از همه این ها که بگذریم علی رغم همه حرف‌هایی که در مورد احمدی نژاد زده میشه من احمدی نژاد رو اگه نگم بهترین، جزو ۱۰ نفر اولی می‌دونم که تو کشور کم ترین دغدغه رو برا خودشون داشتن و همه دغدغه شون برای مردم و کشور بوده و هر چقدر هم که دیگرانی تلاش کنند این دیدگاه رو به زور گروونی و … عوض کنند، چیزی که عیان می‌بینیم رو با سیاه‌نمایی نمیشه تغییر داد …. تنها چیزی که مشهوده و جای گله رو بیشتر میکنه این هست که دولت هم تا حدی کنار کشیده حالا یا به خاطر همین که از این همه تخریب دل زده و سرخورده شده و بی خیال همه چی شده یا اینکه اختلافات از بالا این مسائل رو در پی داشته …

پندهایی برای دانشجویان کامپیوتر (۱)

امشب خواهرزاده‌ام که تازه رشته نرم‌افزار قبول شده،‌ زنگ زده بود که ببینه کتاب مبانی دارم یا نه، بعد از مکالمه تلفنی رفتم به دوران گذشته، یاد کلاس مبانی خودمون افتادم، هشت سال پیش همچین موقع‌هایی …
یه سری چیزا بود که بهش گفتم و بعد به ذهنم رسید لازمه این جور چیزا رو بنویسم! البته امشب چند مورد رو خیلی خلاصه می‌نویسم، بعدا ان شاء الله بتونم موارد دیگه رو هم اضافه کنم …
۱- عباراتی مثل «پندهایی برای یک دانشجوی کامپیوتر» یا «آنچه دانشجویان کامپیوتر باید بدانند» یا «Advice for computer students» رو جستجو کنید و سعی کنید این پندها رو بنویسید و بهشون عمل کنید.
۲- زبان انگلیسی جزء جدا نشدنی کار و تحصیل تو همه رشته ها و به ویژه کامپیوتر هست،‌ روی زبان‌تون حتما کار کنید.
۳- درس مبانی یکی از مهم‌ترین و پایه‌ای ترین درس‌های شما هست، سعی کنید خیلی عمیق و خوب این درس رو یاد بگیرید. سوای اینکه چه منبعی و چه زبان برنامه‌نویسی معرفی و تدریس میشه، سعی کنید هر چی می‌تونید کتاب‌های مختلف در خصوص الگوریتم و فلوچارت بخونید و مثال‌های متعدد رو بخونید، حل کنید و یاد بگیرید.  عضو شدن تو سایت‌های برنامه نویسی تو مرحله بعدی می‌تونه مفید باشه.
۴- سعی کنید هر چقدر می‌تونید تو رشته‌تون اطلاعات عمومی کسب کنید! قدیم‌ترها توصیه می‌شد هر چقدر می‌تونید مجله بخرید و بخونید. مجله‌های کمی قدیمی تر رو با قیمت مناسب تر از جمعه بازار کتاب می‌تونید بخرید و بعد کم کم به روز بشید و حتی اشتراک چندتا مجله و روزنامه بگیرید که مدام در جریان رویدادها و تکنولوژی‌های جدید باشید. الان دیگه به جز مجله خوندن میشه پیشنهاد داد که از فید سایت‌های مختلفی که از تکنولوژی می‌نویسن استفاده کنید و مدام در حال مطالعه باشید.
۵- سعی کنید خودتون رو به مطالعه عادت بدید،‌ از بدترین مشکلات بچه‌های کامپیوتر این هست که مدام با کامپیوتر کار دارند و کمتر می‌تونند مطالعه کنند و در واقع به مطالعه عادت ندارند. سعی کنید یه کف مطالعه در روز برا خودتون بزارید مثلا دو ساعت! در غیر این صورت احتمالا لغت دانشجو اشتباها به شما گفته میشه!
۶- این رو هم فراموش نکنید که امروزه معدل در موارد مختلفی تاثیر داره و به همین خاطر در کنار درس‌های اصلی رشته خودتون باید به درس‌های عمومی، ریاضی، فیزیک، درس‌های مشترک با برق و … هم اهمیت بدید و سعی کنید نمره بالا بگیرید …

امیدوارم که بتونید عمل کنید و موفق باشید …

شرایط و انتخاب‌ها

چند شب هست که هر چی می‌خوام بنویسم یه مشکلی پیش میاد،‌ مثلا همین دیشب به خاطر مسدود شدن گوگل از IP های ایران، و چون سرور تو ایران بود و سایت من هم چند تا افزونه داشت که تلاش میکردن با گوگل داده رد و بدل کنند، سایت بالا نمی‌اومد و مشکلاتی ایجاد شده بود که کلی وقتم گرفته شد و فقط تونستم یه مطلب تو موسیقی بنویسم … بگذریم .
امشب یه حرفی رو میخوام خیلی خلاصه بزنم! یادم میاد دبیرستان که بودیم یه معلم عربی داشتیم،‌می‌گفت من نماز که می‌خونم هی حواسم میره پیش صرف و نحو قسمت‌های مختلف و اصلا نمی‌فهمم چی می‌خونم! حالا منم رو گوشی یا سیستم بازی که میکنم، ذهنم همه‌اش ذهنم درگیر این میشه که از این بازی میشه این درس رو گرفت از اون بازی اون درس رو … !
مثلا یه موقعی field-runner بازی می‌کردم مدام به این فکر میکردم که تو این بازی اگه موقع چیدن موانع از pause کردن بازی استفاده کنی بهتر نتیجه می‌گیری ولی تو مبارزه‌های زندگی یه جورایی انگاز دکمه pause نیست و باید همین‌طوری مدام در حال مبارزه باشی …
جدیدا یه بازی رو بازی میکنم به نام Dominate یا سلطه که باید در یک تعداد حرکت محدود همه صفحه رو به یک رنگ در بیاری و در هر حرکت با انتخاب یک رنگ خونه‌های مجاور که دارای اون رنگ باشن به منطقه فعلی می‌چسبند و … . خیلی دقت کردم اینکه بدونی چند تا حرکت مونده و بر اون اساس رنگ رو انتخاب کنی هم می‌تونه تاثیر مثبت داشته باشه و هم منفی. یه وقتایی که نیگاه نمی‌کنی که چند تا حرکت مونده و بازی میکنی می‌بازی و بعد که فکرش رو میکنی می‌بینی انتخاب‌های بهتری بود که منجر به باخت نشه و یه وقت‌هایی هم اگه اصلا حواست نباشه که چند تا حرکت هست و خیلی نامنظم و تصادفی بازی کنی نتیجه بهتری می‌گیری.
حالا تو زندگی واقعی هم هر دو حالت هست، یه وقتایی باید بی خیال شرایط و این حرفا بشی و دلو بزنی به دریا و بازی کنی! یه وقتایی هم کاملا باید حواست باشه که تو چه شرایطی هستی و کاملا منطبق بر شرایط تصمیم‌بگیری… نکته خیلی مهم این هست که بتونی هر بار تشخیص بدی الان کجا هستی و باید شرایط رو چقدر تو انتخاب‌هات دخالت بدی …
الان تقریبا یه انتخابی پیش روم هست که نمی‌تونم بفهمم باید بر اساس کدوم حالت عمل کنم ….

گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ خوب جهان!

دیار ماندگار
شاعر:‌ صالحه زهره‌وند
خواننده:‌استاد علیرضا افتخاری
آهنگ‌ساز و تنظیم : استاد علیرضا افتخاری و پدارم کشتکار

چون ماه در هفت آسمان، شهری همیشه جاودان
روح مسیحایی دمد، شوری به دل‌ها می‌نهد
گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ی خوب جهان
از مهد فرهنگ و هنر، روح تمدن در بشر
صد شهر در این کهکشان، تابد همی چون اختران
آواز دیگر سر دهم، بر خون عاشق سر نهم
خوانم نجف آباد را، خوبان مادرزاد را
کاشان تجلّی زمان، باغ و گلاب و عاشقان
شهر خمینی شهر را، شهر کلام و دهر را
گلپایگان و عالمان، تاریخ و فرهنگ عیان
گویم سخن از خوانسار، از شهد و شادی و بهار
از لاله‌های واژگون، از چشمه‌ی آیینه گون
نایین و فرش دست باف، با مردمی یک رنگ و صاف
از شهرضا شرق زمان، از همت مردان آن
از قلب اردستان گذر، باغ و انارستان نگر
کز دارلعرفان شد عیان، اصرار خلقت در نهان
لنجان ببین و چادگان، خاکش چو یاقوت روان
مبارکه در صنع و کار، ماند همیشه ماندگار
برخوار را با چشم دل، بنگر چه می‌روید ز گل
از میمه چون کردی گذر، گل‌های گندم همچو زر، گل‌های گندم همچو زر
خوش می‌نوازد چشم جان، چون جلوه‌ای از لامکان
شاهین‌شهر با صفا، با مردمانی بی‌ریا
گو از نطنز و هستی‌اش، از قدرت و سرمستی‌اش
همچون زلال چشمه‌سار، اهل دهاقان نامدار
عطر خوش سیب آمده، بر قلب عاشق سر زده
خواهم سمیرم را ز جان، با آبشاری جاودان
استا (؟) فریدون‌شهر را، اقوام و مهر و نهر را
دشت فریدن را نگر، از لاله‌ها حظّی ببر
آران و در بر بیدگل، از فرش تا عرش است گل
آن مردم خوب کویر، ایثارشان شعر شهیر
خور و بیابانک نشان، دارد ز پاکی روان
از سرزمین آفتاب، از شعر و فرهنگ و کتاب
صبح فلاورجان همی، از دل زداید هر غمی
تیران و کرون چون تنی، گردش ز ایمان جوشنی
در این سرای ماندگار، درهای سنگی یادگار
بوئینیانی نامدار، عطر میاندشت بوی یار
بر باغ‌کار (؟) زنده رود، مهر از ازل تابیده بود
گویم سخن از اصفهان، این نیمه‌ی خوب جهان

  Esfahan_Eftekhari.Mp3 - دریافت شده: 19,998 بار

درد، داد زدن یا نزدن! مساله این است!!! :)

۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ۳۰ دیدگاه

سر این ریزش موی صورتم که قبلا در موردش نوشته بودم، اوائل مرداد رفتم پیش یه متخصص پوست تو اصفهان و بعد یه سری دارو بهم داد و یه آمپول. این آمپول رو چون تو صورت باید می‌زدم و به نوعی از کورتون تشکیل شده فقط پزشک‌ها می‌شد بزنند و کار تزریقاتی‌ها نبود. اون بار با یکی از دوستان بودم که مادرشون پزشک هست و زحمت این کار رو قبول کردن.
قرار بود بعد از یک ماه مجددا برم برای بررسی اوضاع و در صورت لزوم تمدید نسخه یا اصلاحش … . با یکی دو هفته تاخیر تونستم برم (که مطب اون دکتر و اتفاقاتش قشنگ یه پست مستقل و با موضع متفاوت از این پست لازم داره که یه موقعی بعدا می نویسم …!) و دوباره این آمپول تکرار شد و خوب طبیعتا دیگه نمیشد مزاحم مادر دوستم بشم به خصوص که اون بار هم برای تزریق آمپول هیچ هزینه‌ای قبول نکردن … بگذریم. دنبال این می‌گشتم که کجا برم برای تزریق این آمپول. این بار به جز اون آمپول یه آمپول معمولی هم برام نوشته بود که رفتم پیش تزریقاتی که تو کوچه‌مون هست و اون یه دکتر پوست تو شاهین شهر بهم معرفی کرد و گفت برو پیش این هم برای تزریق و هم اینکه به نظرم من برای درمان هم پیش این بری بهتره (با همین برخورد اول به این نتیجه رسیدم که صد و بیست درصد درست گفته 🙂 ) خلاصه ما هم تلفنی سوال کردیم و گفتن که قبل ساعت هفت اگه برم همون روز تزریق میکنن،‌منم یکشنبه یه طوری اومدم خونه که یه ربع به هفت برسم مطب دکتر. روش کار کلا متفاوت بود! بعد از تشکیل پرونده و عکسبرداری از ناحیه ریزش مو، یکی از دستیارهای دکتر روی صورت رو برام کرم بی حس کننده زدن که بعدا درد کمتری بکشم هنگام تزریق و گفتن بشینم، منتهی یه نیم ساعتی که شد منشی حس کرد که من سر نشستن طولانی دارم روانی میشم! و یه جورایی کارم رو تسریع کرد و البته وقتی میخواستم برم پیش دکتر بهم گفت به دکتر گفتم عجله دارین! حواس‌تون باشه شما نگین عجله نداشتم! بگذریم! خلاصه قبل از اینکه نواحی تزریق بی حس بشه ما رو تخت دراز کشیدیم تا آقای دکتر زحمت تزریق این آمپول رو بکشن و صورت مون رو سوراخ سوراخ کنن :)‌  تصویر زیر قسمتی از نتایج تزریق و سوراخ‌های روی صورت رو البته با کیفیت له نشون میده! ادامه ی نوشته

برموج غم نشسته منم، در زورق شـکستـــه منـــم، ای نـاخـــدای عــالـم!

۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ۹۴ دیدگاه

ساغر شکسته! (شعر از معینی کرمانشاهی)

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته
ای خدای بی‌نصیبان،  طاقتم ده، طاقتم ده!
ای قبله‌گاه ما غریبان، طاقتم ده، طاقتم ده!

ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی    در میان توفان!

برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد         یک‌بـاره مـهـــر غـم زده‌شــد          بــر ســرنـوشـت آدم

ساغرم شکست ای ساقی                  رفته‌ام زدست ای ساقی

تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی         در ســــراب نــــاکــــامـی‌هــا         ای بــلای نافرجامی‌ها
نبــرده لـب بــــرجــامــی         می‌کشم به‌ دوش ازحسرت         بار مستی و بدنامی‌ها
برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌ شـد         یک‌بـاره مـهـــر غـم زده‌ شــد          بــر ســرنـوشـت آدم

ساغرم شکست ای ساقی         رفته‌ام زدست ای ساقی

حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟ که خود به دست خود آتش بردل خون شده نگران زده‌ام!
حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟ که خود به دست خود آتش بردل خون شده نگران زده‌ام!

برموج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌ شـد         یک‌بـاره مـهـــر غـم زده‌ شــد          بــر ســرنـوشـت آدم
تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی         در ســــراب نــــاکــــامـی‌هــا          ای بــلای نافرجامی‌ها
نبــرده لـب بــــرجــامــی         می‌کشم به‌ دوش ازحسرت          بار مستی و بدنامی‌ها
بر موج غم نشسته منم          در زورق شـکستـــه منـــم          ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد         یک‌باره مـهـــر غـم زده‌شــد          بــر ســرنـوشـت آدم

ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی
ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی
ساغرم شکست ای ساقی          رفته‌ام زدست ای ساقی…

دانلود کنید!
با صدای سالار عقیلی
  Saghar-SalarAghili.Mp3 - دریافت شده: 62,126 بار

با صدای مصطفی مداحی
  Saghar-Madahi.mp3 - دریافت شده: 25,878 بار

با صدای جهان
  Saghar-Jahan.mp3 - دریافت شده: 49,124 بار

با صدای مرضیه
  Saghar-Marziyeh.wma - دریافت شده: 94,346 بار

با صدای شهلا سرشار
  Saghar-Sarshar.mp3 - دریافت شده: 54,516 بار

بعد نوشت:
دریافت آهنگ بی کلام اثر زنده یاد همایون خرم (اجرای ارکستر)
  HomayounKhorram_Saghar.Mp3 - دریافت شده: 23,645 بار

دریافت با صدای سالار عقیلی با کیفیت کمی بهتر
  SalarAghili_Saghar.mp3 - دریافت شده: 15,898 بار

دریافت با صدای فرزین
  Farzin-SagharamShekasteh.mp3 - دریافت شده: 1,814 بار