چند روز پیش با یه بنده خدایی که طرز فکرش برام جالبه، در مورد این حرف میزدیم که کدوم درسته اینکه آدم یه سری ملاک انتخاب کنه و بعد هر کی رو بهش معرفی میکنند یا خودش میشناسه با اون ملاکها بسنجه یا اینکه نه باید ببینه اون کسایی که بهش پیشنهاد میشن چه شرایطی دارن و هر کدوم رو پسندید انتخاب کنه! فکر کنم خیلی بد توضیح دادم! اجازه بدین یه جور دیگه بگم. ادامه ی نوشته
امروز پرسپولیس بازی داشت با پیکان!
امروز پرسپولیس باخت به پیکان!
امروز سپاهان بازی داست با صبای قم!
امروز سپاهان برد از صبای قم!
بدون بازی این هفته هر دو تیم ۱۱ امتیازی بودند! قیمت بازیکنان سپاهان چند برابر بازیکنان پیروزی بود! قلعهنوعی هم اگر بیش از کرانچار نگرفته باشد کمتر از او نگرفته!
ادامه ی نوشته
پدرم، با صفای وجودت، سنگینی سکوتت، نجابت و غرورت ، و با زمزمه کلامت در جذبه محراب، گستره وسیع جنت در روی زمین هستی و همواره دعایت رمز موفقیت ماست
امشب شب آرزوهاست یا همون لیلهالرغائب. اولین شب جمعه ماه رجب.
نمیدونم حکمت این نامگذاری دقیقا چی هست هر چند چیزهایی در موردش خوندم ، اما خودم عقیده نسبتا متفاوتی دارم. میدونم که رجب، شعبان و رمضان سه ماهی هستند که برای عبادت و خودسازی خیلی مناسب هستند، برخلاف یکی از دوستانم که اعتقادی به روز و ماه و شب و این چیزا نداره و میگه اگه میخوای عبادت کنی چه فرقی میکنه؟ هر شب میتونه شب قدر باشه! البته تا حدی درست میگه، هر شبی که آدم سیمش وصل بشه میتونه شب قدر باشه، شبی که مقدرات آدم عوض میشه، اما مساله این هست که وقتی یه شب رو گذاشتن برای سیم وصل شدن، احمقانه هست که اون شب رو از دست بدیم و یه شب دیگه برای اتصال جون بکنیم! ادامه ی نوشته
متن بیانیه افشین پیروانی خطاب به عباس انصاریفر:
برادر محترم جناب آقای حاج عباس انصاریفر
مدتهاست شما به هر دلیلی راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زدید و گفتید و نوشتید و من به حرمت تیمی که رنگ قرمز پیراهنش و سبقه و شکلگیریاش در رگ و خونم جاری است و این تیم را فراتر از فوتبال؛ که یک جریان ملی میدانم سکوت اختیار کردم که اگر یار تیم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهایت رسیده است و حیا در ادای ادعاها پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است. ادامه ی نوشته
شاید به عنوان یکی از علاقهمندان قطبی و یکی از افرادی که از همون اول هم که دایی مربی شد فکر میکردم حق قطبی هست و بعد هم که مایلیکهن شد باز فکر میکردم الان تنها کسی که می تونه به تیم کمک کنه قطبی هست، منم باید مثل بقیه خوشحال باشم، اما اینطور نیست!
نمیدونم بیانیه دوم مایلی کهن رو خوندی یا نه، و نمیدونم تا حالا برات پیش اومده که وقتی پسرت کنارت هست یه عده آدم شروع کنن به اهانت به تو! یه عده که هیچی اینکه در حضور پسر یه نفر به پدر توهین کنه هم اعصاب آدم رو داغون میکنه، چه برسه به اینکه چند ده هزار نفر تو رو که عمرت رو صرف فوتبال کردی، تو یه بازی فوتبال به خاطر اینکه نباختی شروع کن به توهین کردن به تو و از بد روزگار همون یه روز پسرت با تو اومده باشه ورزشگاه، واقعا خیلی درد داره، اصلا نمیتونم تصور کنم! ادامه ی نوشته
نمیدونم سریال ماه عسل رو که تو تعطیلات پخش میشد نگاه میکردین یا نه، اما خوب من با یه نکته خاص تو این سریال کار دارم. اون چیزی که همین قسمت امروزش مشخص کرد. بزارید خلاصه قضیه رو برای اونایی که ندیدین بگم، یه چک سفید امضاء از شخص آ ، پیش شخص ب بود و شخص آ تو قرعه کشی بانک برنده جایزه شد، در واقع شخص ب اون چک رو با کلاهبرداری از شخص آ گرفته بود تا جایزه اونو بالا بکشه.
آخرهای داستان شخص آ این قضیه رو فهمید مثلا امشب فهمید و فردا صبح قرار بود جایزه به حسابش واریز بشه و شخص ب هم آماده بود که صبح زود بره بانک و جایزه اونو بگیره و بره، حالا عکسالعمل افراد مختلفی که این فیلم رو میدیدن جالب بود و اکثرا در عین حال که به خاطر بازی زیبا و احساسی، با شخصیتهای مختلف داستان هم حسی پیدا کرده بودند، داشتند میگفتند که چرا این شخص آ زنگ نمی زنه تهران که یکی بره جلو حساب رو ببنده تا شخص ب نتونه بره پول بگیره و از این بابت حرص میخوردن و به شخص آ بابت خنگ بودنش بد و بیراه میگفتن!
اما شخص آ جایزه رو با حساب قرضالحسنه برده بود و شخص ب چک رو از حساب جاری داشت! یعنی هیچ خطری متوجه پول شخص آ نبود. اما کمتر کسی از افرادی که این سریال رو دنبال میکردن به این موضوع توجه کرده بود تا اینکه خود فیلم این موضوع رو روشن کرد و بعد همه از اینکه چطور به این نکته توجه نکرده بودن تعجب کردن!
در واقع اینجا اون اتفاقی که مورد نظرم هست افتاده بود، افراد در احساسات بازیگران فیلم و ویژگی های مثبت شخص آ غرق شده بودند و این اونها رو از درست تجزیه و تحلیل کردن ماجرا یا فکر کردن به این وجه ماجرا باز میداشت.
تو امتحانها هم گاهی پیش میاد که آدم همچین حالتی داشته باشه (وقتی دبیرستان بودیم با یکی از بچهها به این حالت میگفتین افتادن تو سوال!) یا تو آزمونهای سراسری پیش میاد که یه نفر به خاطر سخت بودن سوالات ریاضی همه درس ها رو از دست میده! خلاصه کنم بعضی وقتها ما تو چیزی که نباید عرق میشیم و این باعث میشه کارآیی لازم رو تو چیزی که باید نداشته باشیم.
یه خورده از بالاتر به ماجرا نگاه کنید، ما به این دنیا اومدیم واسه چی و الان غرق چی شدیم؟ خیلی هامون غرق آرزوهایی هستیم که هیچکدوم اونایی نیستن که باید، و همه عمرمون رو داریم صرف این آرزوها می کنیم و این باعث میشه در مورد اون موضوعات اصلی یا اصلا کارایی نداشته باشیم، یا کارآیی خیلی کمی داشته باشیم، یا اینکه حتی کارآیی منفی داشته باشیم! خلاصه باید حواسمون رو جمع کنیم که در چیزی که نباید غرق نشیم. امروز (شاید باید بگم فردا چون الان ساعت ۳ صبح هست، ولی خوب تاریخ وبلاگ تاریخ ۱۵ فروردین رو که فردا هست نشون میده!) ولادت امام حسن عسگری(ع) هست، اخبار شبانگاهی یه حدیث از ایشون نوشته بود که مضمونش این بود که چرا در کسب رزق و روزی که ضمانت شده هست غرق میشین و این از کارهایی که باید انجام بدین بازتون میداره؟ واقعا به این جمله فکر کنین، اگه کسی این جمله رو با تمام وجود باور کنه به نظرم زندگیش فوقالعاده عالی میشه.
خود حدیث رو پیدا کردم: امام حسن عسگری (ع) : «لا یَشْغَلْکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض» رزق و روزی ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.
ولادت امام حسن عسگری رو هم به همه شما تبریک میگم. ان شاء الله که سالی که اولین روز کاریش با این تولد همزمان شده سال پر باری برای همهمون باشه و حداقل قسمتی از این حدیث رو با تمام وجود متوجه بشیم.