شفافیت مالی بله یا خیر؟
امروز تو محل کارم یه جلسه عمومی داشتیم و این موضوع که تو یکی از مطالب قبلی در موردش نوشتم، مطرح شد که چرا ما شفافیت مالی نداریم و چرا میزان حقوق مشخص نیست و مثلا بعد از یک سال تازه فرد باید بفهمه که چقدر حقوق گرفته؟
جوابی که مسئول سازمان داد به این شرح بود که خوب تجربه ما تو سازمانهای مختلف نشون داده که شفافیت مالی در سازمانی که افراد به صورت پلکانی و بر مبنای کاری که انجام دادن و مهارتی که دارند حقوق میگیرند موجب ایجاد تنش میشه و هر روز یکی میاد گله میکنه که چرا فلانی این قدر حقوق میگیره و من کمتر میگیرم. بعد هم توضیح دادند که میزان حقوق افراد محاسبه میشه و فقط ایشون خودشون محاسبه میکنند و هیچ کس دیگهای در جریان نیست و چون خودشون محاسبه میکنند این موضوع که به شخص اطلاع داده بشه حقوقش چقدر بوده و … به تعویق میافته و مثلا میره تا آخر سال یا حتی بعد از اون.
من تو جلسه ترجیح دادم ساکت باشم، چون حس کردم با توجه به وضعیت روحی که دارم و یه سری مسائل دیگه، اگه حرف بزنم و مثل این استدلالی که شده بخوان استدلال کنند، ممکن هست طوری برخورد کنم که یه سری از حرمتها از بین بره و یه سری مسائلی که نباید مطرح بشه، اون موقع که داشتم فکر میکردم حرف بزنم یا نه یاد دوران دبیرستان افتادم، یه بار پنیرهایی که به ما میدادند برا صبحانه عوض شد و یه مدل پنیری دادن که نمیشد خورد، بچههای کلاس ما هم با هماهنگی همه پنیر رو یختن تو سطل آشغال و بعد مدیر مدرسه اومد سر کلاس و شروع کرد به صحبت کردن در مورد اینکه بودجه نیست و … . منم اون موقع اتفاقا در جریان قیمت پنیر بودم! پا شدم وایستادم و شروع کردم بحث کردن، یه چند تا قیمت از مدیر مدرسه پرسیدم که مثلا فلان مدل پنیر جعبه ۱۸ کیلیویش چنده و فلان پنیر چنده و این پنیری که شما خریدین چند هست و … این وسط تو حرفهای مدیر یه سری تناقض پیدا شد و بعد بحث رو عوض کرد که اصلا آقای فلانی شما از خانواده فرهنگی هستین و برین از داداشتون بپرسین که چطوری بودجه میدن به مدارس و … خلاصه بحث از اینکه پنیر گرون بوده خواستن اروزنتر بخرند رسید به اینکه پول نداشتیم و بعدم کلا یه طوری سر و تهش رو هم آوردن و رفتن و بعدم پنیرا رو دوباره عوض کردند و همون پنیر قبلی رو دادند.
حالا اینجا هم من نمیتونستم استدلالها رو بپذیرم اما دو دو تا چهارتا که میکردم، میدیدم اگه قرار باشه دلیل یه چیزی باشه که نمیشه گفت، خوب اصرار من بر اینکه این دلیل درست نیست ممکنه کار رو بدتر کنه و بهتر نکنه، شاید هم دارم توجیه میکنم و محافظ کارانه برخورد کردم، در هر صورت شب که اومدم خونه خواستم تحلیل کنم که واقعا دلایلی که آورده شده چقدر منطقی هست، شاید هم من دارم اشتباه فکر میکنم و تو این تحلیل مساله برای خودم مشخص میشه.
استدلال اصلی این بود که ما به این خاطر فیش حقوق نمیدیم و آخر هر ماه اعلام نمیکنیم که شخص حقوقش چقدر هست و اصلا فرمول و روال برای محاسبه حقوق اعلام نمیکنیم که نمیخوایم افراد از حقوق هم با خبر باشند چون این با خبر بودن ایجاد تنش میکنه، خوب در مورد این استدلال چند تا نکته هست، اول از همه اینکه تا حدی با اینکه اگه تو یه سازمان یکی ببینه که مثلا یه نفر دیگه ۲۰ تومن حقوق میگیره و این ۳ تومن ممکن هست موجب تنش بشه موافق هستم، حتی یادم هست که موقعی که قرار بود سر دستمزدی که میگیرم با مسئول سازمان توافق کنم بهشون گفتم که آقای دکتر این حقوقی که ما با هم تفاهم کردیم از مبلغی که مد نظر من بوده کمتر هست اما اگه فکر میکنید این حقوق از حقوق خیلیها بالاتر هست ممکن هست باعث ایجاد تنش بشه و من اصراری روی مبلغ ندارم، درست یادم بیاد حتی اول ازشون پرسیدم که میانگین حقوق افراد تو سازمان چقدر هست که جواب ندادند و بعد توضیح دادم که میخوام ببینم که من الان با این حقوق دارم کجا قرار میگیرم و خدای نکرده باعث دلخوری افراد دیگه نشم و … .
اما اینکه من داشتم سعی میکردم حقوقم با بقیه خیلی تفاوت نکنه دقیقا به خاطر دیدگاهم بود که در نقطه مقابل دیدگاه دکتر قرار میگیره، من فکر میکنم اینکه بگیم فلانی حقوقش مثلا ۳ تومن هست و بهمانی ۴ تومن خوب طبیعی هست که ایجاد تنش کنه، اما اگه ملاک بزاریم و بر اساس ملاک حقوق بدیم دیگه اون وقت جای این مسائل نمیمونه، به عنوان مثال یه فرمول داریم که توش مدرک فرد، سابقه کار فرد، مهارت فرد و هر ملاک دیگهای که لازم هست دخالت داده میشه و بعد در هر ماه هم یه ضریب بهرهوری توش ضرب میشه، همه افراد سازمان هم، هم قانون حقوق رو میدونند و هم اینکه در مورد هر پارامتر چه عددی بهشون تخصیص داده شده، در واقع در مورد اینا موقع بستن قرارداد توجیه شدند و جای هیچ گله و شکایتی نیست، فقط میمونه ضریب بهرهوری که اونم هر ماه محاسبه میشه و به فرد اعلام میشه و فرد هم فرصت اعتراض کردن رو داره و اگه پرسید و خواست بدونه از سوی مسئول مستقیمش بهش توضیح داده میشه چرا این ضریب بهش داده شده، این طوری کجا جای اعتراض و تنش میمونه؟ مثلا یکی میخواد بیاد اعتراض کنه چرا فلانی فوق داره ضریب فوق رو براش گذاشتین من دیپلم دارم ضریب دیپلم؟!؟ خوب همه موارد روشن هست و اون اول هم با شخص توافق شده و تنها موردی که جای اعتراض داره ضریب بهرهوری هست که گفتم به نظرم حق شخص هست که اعتراض کنه.
نکته دوم اینکه اصلا مگه ما داریم میگیم بیاین فیش حقوقی هر کی رو بدین به بقیه؟!؟ ما گفتیم فیش حقوقی هرکی رو به خودش بدین، همون محاسباتی که شده تا حقوق بگیره رو خودش بدونه، که این مورد رو جواب ندادند و فقط عملا گفتند نمی رسند و بعدا داده میشه و … . سوال من این هست که مثلا من اگه تو ماه مهر ده بار رفتم تهران و اومدم اینکه شیش ماه بعد بفهمم چقدر حق ماموریت میگیرم یا اصلا میگیرم یا نمی گیرم منطقی هست؟ اینکه من تو ماه آذر اضافه کاری موندم و بعدا تو ماه فروردین بفهمم که مثلا اون ماه من ضریب بهرهوریم منفی بوده و کسر حقوق داشتم طبیعی هست؟ مثل این میمونه که یه استادی بگه بچهها من هر هفته ازتون تکلیف و امتحان میگیریم و تصحیح هم میکنم، ولی نمره رو فقط آخر ترم اعلام میکنم، خوب این طوری باید در چی شک کرد؟
در کنار این مورد اصلا این استدلال که چون ممکن هست اعتراض بشه ما چیزی رو اعلام نمیکنیم، استدلال غلطی هست، یعنی چی؟!؟ یعنی کارمندها حق اعتراض ندارند؟ یعنی ما یه جوری گولشون میزنیم؟!؟ خودشون هم نمیفهمند چقدر گرفتهاند؟!؟ خوب اگه میفهمند که هر کی الان اعتراض میکنه بعدا هم که فهمید اعتراض میکنه و اگه افراد حقوقشون رو به هم میگند بعدا هم به میگند، چه چیزی فرق میکنه تو این دو حالت غیر از اینکه ما همه چیز رو یه جا جمع کردیم و شدت مساله رو بیشتر کردیم؟ من شاید هر ماه مثلا پنجاه تومن با شما تو میزان حقوقی که باید میگرفتم اختلاف نظر داشته باشم اما اینکه بمونه برا آخر سال این میشه بالای ۵۰۰ تومن و … .
من هر طوری که تحلیل میکنم هیچ دلیل نمیتونم پیدا کنم که به این دلیل باید افراد ندونند مکانیزم حقوق دادن چی هست و باید دونستن اینکه حقوق شون چقدر هست هم به تاخیر بیفته. نه خیر! این نه تنها عادلانه نیست که منطقی هم نیست. تنها دلیلی که میشه براش آورد این هست که افراد برای به دست آوردن حقوق بیشتر بر اساس فرمول عمل میکنند، که خوب این هم با انتخاب فرمول مناسب قابل حل هست، اگه گفتیم ملاک حقوق مثلا مدرک هست، طرف میره مدرک کارشناسی رو با تحصیل به مدرک کارشناسی ارشد تبدیل میکنه تا حقوقش زیاد بشه، خوب این مشکلش چیه؟ بقیه پارامترها هم همین طور هستند، شاید یه توجیه نسبتا منطقی این باشه که ما نمیتونیم برخی پارامترها رو درست اندازه بگیریم، ولی خوب اینم باز خودش تا حد زیادی قابل حل هست.
در هرصورت من به نظرم میرسه شفافیت مالی در هر سازمانی نه تنها مشکلی ایجاد نمیکنه، بلکه بسیار هم تاثیر مثبت به دنبال خواهد داشت مگر در شرایطی که افراد بالادست حوصله یا توانایی انجام کارشون رو نداشته باشند، یا به دلایل دیگه دوست داشته باشند جو محیط کار رو به جو مافیایی مشابه کنند! طبیعتا من وقتی میدونم دوستم چقدر حقوق میگیره و دلیلش رو هم میدونم خیلی افکار منفی به ذهنم خطور نمیکنه، تا وقتی که مثلا یکی بیاد بهم بگه فلانی تو میدونی داری کمک میکنی که فلان شخص تو سازمانتون این قدر به جیب بزنه و یه دلیل هم برام بیاره که تو مثلا می دونی حقوقت چقدره؟ میدونی حقوق فلانی چقدره و … ؟ خوب اینجا من هر چقدر هم که شناخت داشته باشم باز این افکار منفی کم کم میتونند تو ذهنم جا باز کنند و … .
بگذریم منم نمیتونم خیلی از مسائل رو اینجا مطرح کنم، چون نه جاش هست و نه طرف مقابل حضور داره، فقط خواستم یه تحلیلی نوشته باشم، شاید کسی هم نکتهای به ذهنش برسه و بهم بگه که باعث بشه در مورد این موضوع منم دید متفاوتی پیدا کنم. در مورد سازمان هم خیلی فکر کردم، الان به نظرم رسیده که طرز فکرم در مورد استدلالهای انجام شده رو بنویسم و به مدیر سازمان بدم و ازشون توضیح بخوام، اما بازم میخوام یه چند روز دیگه رو این موضوع فکر کنم و بعد اگه بازم تصمیمم همین بود، اقدام کنم.