مرد گریه نمی‌کند، مرد زار می‌زند!

۲۹ آبان ۱۳۹۱ ۱۰ دیدگاه

مرد گریه نمیکند، مرد زار میزند، درست مثل باران!
مرد بغض میکند و بغضش که می ترکد، هق هق امان نمیدهد …
به همین سادگی و به همین تلخی
انگار مرد نمیتواند درک کند که تپش دلش تا این حد زیاد شود
انگار مرد دوست دارد خفه شود و هیچ نگوید، درست مثل ابر!
انگار میخواهد فقط نگاه کند و تکان نخورد،‌ درست مثل آسمان!
انگار تازه می فهمد که همه چیز دارد تمام میشود
تازه می فهمد که دیر شده
اما چاره ای نیست، زود دیر شدن رسمی است که مردها همیشه با آن مواجه هستند و مدام باید در مقابل آن زار بزنند تا مبادا گمان کنند که مرد گریه نمی‌کند!
مرد گریه می‌کند،‌مرد زار می‌زند، مرد هق هق می‌کند، درست مثل مرد!
محسن نوروزی / ۲۹ آبان۱۳۹۱

ادامه ی نوشته

رونمایی معا!

۱۷ آبان ۱۳۹۱ ۱۰ دیدگاه

این رونمایی معا هم فردا تموم میشه، ان شاء الله که فردا هم مثل این دو سه روز اوضاع خوب پیش بره. فشار خیلی زیادی بهمون اومد و چندین بار تا دم سکته کردن رفتیم! اما اگه شرکت‌ها حواس شون رو جمع کنن می‌تونن خیلی خوب از موقعیت ایجاد شده برای توسعه و پیشرفت تو این زمینه استفاده کنن …

خبر رونمایی تو سایت‌های مختلف:
نسخه اولیه مرکز عملیات امنیت بومی رونمایی شد
رونمایی از نسخه اولیه مرکز عملیات امنیت بومی
نخستین مرکز عملیات امنیت بومی رونمائی شد

ادامه ی نوشته

Categories: آپا Tags:

عیدتون مبارک

۱۳ آبان ۱۳۹۱ ۲ دیدگاه

Categories: مذهبی, مناسبت‌ها Tags:

یه نشونه دیگه؟

عصر از سر کار زودتر اومدم که برم موهام رو کوتاه کنم، رفتم ولی آرایشگری که پیشش می‌رفتم نبود و در مغازه‌اش بسته بود! چون پلان دومی نداشتم، بین اینکه برم یه جای دیگه موهام رو کوتاه کنم و برم خونه، دومی رو انتخاب کردم. از جلوی مغازه اومدم که از خیابون رد شم و به سمت خونه مسیر رو ادامه بدم، خیابون خیلی شلوغ بود و مجبور شدم برای رد شدن از اون چند ثانیه مکث کنم، تو همین فاصله یه بچه کوچولو (کلاس اول یا دوم دبستان بود احتمالا) تو تاریکی از پشت اتوبوس پیدا شد و بدون توجه به ماشین ها از خیابون رد شد!
من هم چند ثانیه بعد از خیابون رد شدم و اون دست خیابون به هم رسیدم و اتفاقا مسیرمون تو کوچه هم با هم یکی بود، تو کوچه من مسیر خودم رو میرفتم و تو ذهنم داشتم به هزارتا مساله مختلف فکر میکردم، اما اون بچه براش مهم بود که پا به پای من بیاد و حتی تمام سعیش رو میکرد تا یه قدم جلو تر باشه، آخر کوچه مسیرمون از هم جدا شد …
شاید من هم تو سن و سال و زوایه دید اون بچه همون طوری عمل میکردم، آزاد و رها و مطمئن و چابک! شاید هم اگه کسی بود که از من تندتر می‌رفت اما مسیر مشترکی داشتیم من هم مثل اون بچه ترغیب می‌شدم که تندتر برم تا عقب نباشم و حتی سعی کنم که جلو بزنم!
نمی‌دونم! شایدم این اتفاق یه معنی سومی داشت که من متوجه نشدم، فقط حسی غریبی داشتم که این یه نشونه بود، انگار بچه اون ور خیابون تو تاریکی پیدا شد و بعد از طی عرض یک خیابون و طول یک کوچه از من جدا شد و دوباره تو تاریکی گم شد …

و باز امید به تو …

و آدم(ع) فرود آمد، حیران و سرگردان و پشیمان و به او گفتند توبه کند به لغتی که بر او فرو فرستاده بودند و انسان توبه کرد و مهربان بی همتا پذیرفت: «فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم» و آن روز نهم ذی‌الحجه بود …
سال‌ها بعد ابراهیم (ع) مناسک حج را آموخت و …
پیامبر (ص)‌ نیز در این روز حدیث ثقلین را بیان فرمودند و …
و امام حسین (ع)‌ به نوعی حرکت عظیم خود را با مناجات بی نظیر این روز آغاز کردند …

و مناجات امام حسین (ع) چه زیبا همه چیز را در بر  می‌گیرد از ستایش خدا تا راز آفرینش انسان، از ذکر نعمت‌های خدا تا بیان ناتوانی انسان در به جا آوردن شکر نعمت‌ها و نهایتا از شکایت به پیشگاه خدا و پناه بردن به او …

خدایا من هم حیران و سرگردان و پشیمان هستم، خود خوب می‌دانی احوال همه ما را،‌ نگاهی کن که با این همه رحمت و نجات، بعید است که بخواهی این بار در گمراهی رهایم کنی …
ادامه ی نوشته

آماده کردن اسلاید برای جلسه دفاع …

یکی از مسائلی که هر دانشجوی تحصیلات تکمیلی (البته جدیدا به شرطی که آموزش محور نباشه!) فرا روی خودش می بینه بحث ساختن اسلاید یا به عبارتی ارائه برای جلسه دفاع هست. نکات خیلی زیادی برای ساختن یک مجموعه اسلاید خوب وجود داره که تو رشته ما تو دوره کارشناسی تو درس ارائه مطالب علمی فنی و تو دوره ارشد تو درس سمینار تا حدی بهش پرداخته میشه.
چند شب پیش اسلایدهای یکی از بستگان رو دیدم که خوشبختانه امروز هم دفاع شون بود و نمره کامل گرفتن، به ذهنم رسید که یه چند تا از نکاتی که اغلب رعایت نمیشه یا رعایت شون خیلی مهم هست رو بنویسم:
۱- اسلایدهاتون حتما باید دارای فهرست و نظم منطقی باشن. خیلی بهتره که در ابتدای هر بخش به ببیننده این امکان رو بدین که بفهمه کجای ارائه هست.
۲- تو اسلایدها تا اونجا که میشه متن مفصل به کار نبرید و فقط تیتر بنویسد.
۳- به رنگ بندی اسلاید و متن ها توجه کنید که هم خوانا باشن و تضاد رنگ کافی باشه و هم عجیب و غریب یا خسته کننده نباشه!
۴- اندازه متن ها از قلم ۲۴ کوچک تر نباشه، زیاد کردن فاصله خطوط هم به خوانایی کمک میکنه
۵- استفاده از جملات افراد سرشناس و همین طور نمادها، نمودارها و جداول و … برای کم کردن اسلایدها و باز بودن دست ارائه دهنده در کم و زیاد کردن مطالب موثر هست
۶- لزومی نداره همه اسلایدهایی که آماده میکنید رو تو ارائه اصلی بزارین و میتونه برخی از اون‌ها برای سوالات احتمالی باشه
۷- حداقل نیمی از اسلایدها باید به کار خودتون و ارزیابی اون اختصاص داشته باشه و پرداختن به پیشینه و بیان مساله و روش تحقیق نباید بیش از حد طولانی بشه
۸- وجود شماره اسلاید و حتی نشون دادن زمان در طول ارائه کاملا مفید هست

با توجه به اینکه ممکن هست برخی دوستان دنبال نمونه بگردند،‌ اسلایدهای دفاع خودم رو میزارم، هر چند فرصت زیادی صرف شون نکردم اما فکر میکنم برای شروع مناسب محسوب میشن.

  Presentation.pptx - دریافت شده: 4,468 بار

ازدواج و پیچیدگی‌هاش!

ازدواج کردن افراد سبک و سیاق‌های مختلفی داره. بعضی‌ها تو محیط اطراف یکی رو می بینن و از نظرهای مختلف به دل شون میشینه و بعد باهاش ازدواج میکنن. بعضی‌ها سعی میکنند اون فرد رو با یه سری ملاک هم بسنجن، بعضی ها هم قبل از ازدواج (با یا بدون اطلاع خونواده – سالم یا ناسالم) مدتی هم با هم سر میکنند تا شناخت شون کامل تر بشه و …
بعضی‌ها اما به هر دلیل یه کم پخته تر میشن و دور ورشون هم کسی که به ملاک و معیارشون بخوره نیست، یه خورده ازدواج براشون سخت میشه! باید منتظر باشند تا کسی رو بهشون معرفی کنند که به معیارهاشون نزدیک باشه و بعد توکل به خدا با چند تا جلسه حرف زدن جمع بندی کنند و تصمیم بگیرند …

برای آدمی که تو یه خونواده سنتی-مذهبی بزرگ شده و یه مقدار هم سنش بالا رفته و پخته تر شده و خیلی نمیتونه به یه حس ظاهری بها بده، ظاهرا حالت دوم کاملا مقبول و اجرایی هست. این وسط چیزی که خیلی پیچیده هست، بحث معیارهاست! هر کسی یه ایده‌آلی داره تو همه بعدها اما خودش لزوما به اون ایده‌آل نرسیده و چه بسا مواردی که خیلی هم ازش دور هست، اما وقتی میخواد معیار انتخاب کنه میره سراغ ایده‌آل‌ها و نمیتونه از ایده‌آل‌ها بگذره. حالا این نگرانی هست که اگه نتونست بعدا هم خودش رو با ایده‌آل‌هایخودش وفق بده چی میشه؟!؟ اگه هم ایده‌آل‌ها رو بی خیال بشه و بره با یکی مثل خودش که از نظرهایی از ایده‌آل‌هاش انحراف داره ازدواج کنه، این نگرانی هست که هیچ وقت از اون انحراف به سمت ایده‌آل حرکت نکنه و چه بسا انحرافش هم بیشتر بشه …

حقیقتا موضوع پیچیده هست و فقط میشه به خدا توکل کرد و به «الخیر فی ما وقع» …