خانه > شعر > یه دونه گنبد خوشگل

یه دونه گنبد خوشگل

یه دونه گنبد خوشگل / دلمو اسیر کرده/ بدجوری دلم جا مونده/ انگاری که گیر کرده!
یادمه مدرسه بودیم / چند سالِ پیشتر از اینا / یه دفعه مشهدی رفتیم/ تنهایی، ولی همه یک‌جا
یه شب جمعه‌ای بودش / بد جوری من خسته بودم / به کمیل گوش می‌داد/ وه چه دل شکسته بودم!
اون‌قدر من گریه کردم /تا آقا اجابتم کرد / شبونه دعوت فرستاد/ راهی زیارتم کرد
تو حرم که پا گذاشتم / دوستامم اومده بودن / همه اونا مثل من/ شبونه، پر زده بودن!
اما حالا هشت ساله / که آقا طلب نکرده / از بس پست و بد شدم من/ دیگه دعوتم نکرده
یا امام رضا، آقا جون / می‌دونی که مبتلاتیم / می‌دونی همه یه جوری/ گیر گنبد طلاتیم
گنبد قشنگ و پر نور / کفتر‌ای آسمونی / چی‌بگم آخه آقا من؟ / تو خودت بهتر می‌دونی
قسمت می‌دم من امشب/ به جوادت و به اشکام / که دوباره دعوتم کن/ دوباره مشهد و می‌خوام!
می‌دونم که رد نمی‌شه / نذری که با اشک باشه / آقاجون منتظرم من / تا که حاجتم روا شه
دعوتم کنی زیارت / به حریم آسمونی / بشینم گریه کنم من / اونجا که خودت می‌دونی!
آقا جون صبرم کمه، زود / حاجت منو روا کن / با یه دعوت زیارت / منو از غصه رها کن
۱۹ آبان ۱۳۸۷ – شب میلاد امام رضا (ع)

Categories: شعر Tags: