شرمندگی
خدایا،یادم میآد پیشتر، اون موقعهایی که فاصلهام باهات کمتر بود،یا شاید هم فکر میکنم کمتر بود و واقعا همیشه فاصلهمون زیاد بوده،اون موقعها یکی از دعاهام این بود که شرمنده نباشم، به طور خاص پیش عزیزترینهام، یعنی پدر و مادرم، یادمه که این دعا رو زیاد تکرار کردم که خدا دوست ندارم سرم پایین باشه وقتی پدر و مادرم چیزی رو در مورد من میشنوند یا اطلاعی از کار و رفتار من یا نتایجش بهشون میرسه.
حالا تو شرایطی هستم که فکر میکنم دوباره باید دعا کنم، دعا کنم که خدایا، تو همیشه منو بهتر از اونکه بودم نشون دادی و این آزمایش سنگینی هست که منو پیش کسی که براش احترام قائلم، کسی که دوستش دارم شرمنده و شرمنده تر کنی، خدایا من تحمل این آزمایش رو ندارم و از پسش بر نمیآم منو با چیز دیگهای آزمایش کن، خدایا هیچ وقت کسی رو شرمنده نکن به خصوص پیش کسی که دوستش داره یا کسی که براش احترام قائله، که این شرمندگی خیلی سنگینه، خیلی خیلی زیادتر از اونی که در نگاه اول به نظر میاد. خدایا دارم به طرف تو نیگاه میکنم و منتظر هستم که این دعا رو اجابت کنی و منو از این وضعیت شرمندگی نجات بدی که این مهم فقط از تو ساخته است.